نشریه جهان آزاد، شماره 40. مراقب باش! اون بچه نابینا داره می دَوه!

سلام به مشتاقان کشف افق‌های برتر. امید که هر لحظه از عمرتون گشاینده‌ی دری به سوی آگاهی‌های تازه و لذتبخش براتون باشه!
با چهلمین سفر از سری سفرهای محله‌ی نابینایان به جهان آزاد با شما هستیم.
تحرک لازمه‌ی زندگی و شرط سلامت و ضامن خیلی مواردی از این قبیل برای همه‌ی ماست. فرقی هم نمی‌کنه که دارای معلولیت باشیم یا نباشیم. افراد معلول هم درست مثل افراد بدون معلولیت، نیازمند حرکت و پویایی و خواهان برخورداری از لذت ورزش و تحرک و فعالیت هستن. اگر از دوستان معلول، به خصوص از دوستان نابینای ما هستی، یا اگر در جایگاه معلم یا والدین کودک نابینا، با آموزش این عزیزان سر و کار داری، تا حالا برای همگامی فرد نابینا با همرده‌های بینای خودش سر کلاس‌های ورزش، در زنگ‌های تربیت‌بدنی و در موقعیت‌هایی که فعالیت‌های جسمی رو می‌طلبه چه فکری کردی؟ آیا راهی یا تکنیکی برای این همگامی داشتی؟ از راه و روشی که حاصل تجربیات دیگران باشه استفاده کردی؟ یا اینکه ترجیح دادی از ترس خطرات احتمالی برای خودت، یا فرزند دلبندت از این موارد صرف نظر کنی و به اصطلاح از خیرش بگذری؟
از هر دسته‌ای و با هر دیدگاهی که هستی، سفر این بار ما به جهان آزاد قطعا برات جالب خواهد بود. چه بسا که بعد از خوندن مطالبی که چند خط پایین‌تر اومده، نگاهت به این موضوع کاملا عوض بشه و به دنیای جدیدی سرشار از سرزندگی و تحرک پا بذاری. در سفر شماره چهل محله‌ی نابینایان به جهان آزاد با ما همراه باش و از مزایای این سفر بهره مند شو!

مشخصات مقاله

  • نام مقاله: Look Out! That Blind Kid Is Running Around!
    مراقب باش! اون بچه نابینا داره می دَوه!
  • نویسنده: Erin Jepsen
  • منبع:
    Future Reflection
  • مترجم: محسن غلامی

یادداشت سردبیر

ارین جپسن “Erin Jepsen” مادر کمبینای چهار کودک دبستانیست. یکی از بچه ها نابینا و دیگری کمبینا بوده و دو نفر هم دارای بینایی کامل می باشند. ارین به تدریس بریل و آموزش برای تمامی کودکان علاقه بسیار دارد. او و خانواده اش در ایالت آیداهو “Idaho” زندگی می کنند.

مراقب باش! اون بچه نابینا داره می دَوه!

به عنوان مادر کمبینای چهار کودک، از اهمیت ورزش برای سلامتی بدن انسان مطلعم. به خصوص در مورد بدن انسان های کوچک و پر انرژی که سعی دارن روی کاناپه من بپرند یا تو اتاق نشیمن با سگ مسابقه بدن. بعضی وقتا که این کوچولو های پر جنب و جوش نمیتونن روی انجام دادن تکلیف تمرکز کنن یا به دستور ها گوش بدن، چند دقیقه دویدن در اطراف یا بالا و پایین پریدن روی ترامپولین، (وسیله ای ورزشی برای پریدن) باعث میشه تا این انرژی اضافی تخلیه بشه و کمک می کنه تا همگی احساس بهتری داشته باشن.
به خاطر تجربیات ناخوشایندم در مورد کلاس تربیت بدنی در طول دوران مدرسه، از این موضوع مطلعم که چالش هایی در برابر کودکان و بزرگسالان نابینا برای انجام ورزش های مورد نیاز بدنشون وجود داره. به عنوان مثال، گرفتن توپی رو که نمیبینیش سخته. یادم میاد زنگ تفریح توپ های بسکتبال از کنار سرم به سرعت رد می شدند و به همین خاطر توی بازی های توپ زدن به دیوار شکست می خوردم. هیچ وقت فراموش نمی کنم وقتی بچه های کلاسمون بیسبال بازی می کردند، من رو در دور طرین نقطه از بخش بیرونی زمین بازی، “outfield” می گذاشتن. خدا خدا می کردم که هیچوقت توپ به سمت من نیاد!
البته گرفتن توپ تنها مشکلی نیست که بچه های نابینا تو کلاس تربیت بدنی با اون روبرو هستن. بزرگسالان مضطرب هم بخشی از این مشکل هستن. معلمین و سایر بزرگسالان اغلب نگران این هستن که اگه بچه های نابینا مشغول به دویدن، بالا رفتن از سطوح یا دنبال هم کردن بشن، آسیب ببینن. در این دوران که والدین از شکایت کردن ابایی ندارن، مدارس تمایل دارن تا در استفاده از اقدامات ایمنی زیاده روی کنن. خروج کودکان معلول از کلاس تربیت بدنی و فعالیت های زنگ تفریح از این گونه اقدامات محسوب میشه. معلمین مطلقاً برای انطباق دادن فعالیت های بدنی ویژه بچه های نابینا آموزش ندیده اند و به انجام اون نیز ترغیب نشده اند. وقتی کودکی در حال رشد بودم، این شرایط برام کاملاً صادق بود. با این که کمبینا بودم، هیچ فعالیتی به هیچ طریقی برای شرایط من مناسب‌سازی نشده بود. من همینطور اونجا ایستاده بودم تا توپ تنیس از نا کجا بیاد و به راکت من بخوره.
به عنوان فردی بزرگسال، روش هایی رو برای ورزش کردن پیدا کرده ام که برام خیلی بهتر نتیجه داده. از طریق صحبت با سایر نابینایان بزرگسال و به واسطه آزمون و خطا و کشفیات شخصی، به این پی بردم که عاشق شنا، پیاده گردی و تیر اندازی هستم. من ورزشکار حرفه ای نیستم ولی یاد گرفته ام که منم میتونم از محیط بیرون و ورزش کردن لذت ببرم. زمستون ها من با دستگاه اسکی فضایی ام (نوعی وسیله ورزشی برای شبیه سازی دویدن) که توی زیرزمینه رفیق میشم و اغلب از طریق برنامه بارد “BARD” روی گوشیم، به کتاب های گویا گوش میدم.
خوشبختانه تحقیقات نشون میده کودکان معلول به اندازه همه افراد دیگه به ورزش کردن احتیاج دارن و نتیجه این تحقیقات به نفع سلامت دختر نابینای منه. صرف این که چشمهای بچه نابینایی از کار افتاده، باعث نمیشه عضلات، هرمون ها و سطح انرژی اش با دیگران متفاوت باشه. همه بچه ها به ورزش نیاز دارن. حتی اونایی که از ویلچر یا واکر استفاده می کنن.
در وبسایتی با محتوای آموزشی   که ویژه آموزش والدین در مورد کودکان نابیناست، این مطلب آمده:: “برای کودکان نابینا و کمبینا به همون اندازه بچه های بینا مهمه که ورزش کنن، بازی کردن رو یاد بگیرن، و در اوقات فراغتشون تفریحات خودشون رو داشته باشن. هرچه کودکتون درباره ورزش ها، بازی ها، فیلم ها و غیره بیشتر اطلاعات داشته باشه، راحت تر می تونه با بچه های دیگه صحبت کنه، به فعالیت هاشون ملحق بشه و تو جمعشون جا بیفته.”
منبع مطلب ذکر شده در بالا
در ماه گذشته خانواده ما در مطالعه ای تحقیقاتی شرکت کرد که به مقایسه حرکات، ورزش ها، و عادت های غذایی کودکان نابینا با خواهر و برادران بینایشون می پرداخت. محققین دانشگاه اولد دامینیون، “Old Dominion University” ما رو موظف کردن تا تجهیزاتی رو جهت ردیابی کردن فعالیت ها مون بپوشیم تا راجع به اثرات نابینایی بر ورزش و تحرک اطلاعات جمع‌آوری کنن. امیدوارم یافته های این تحقیق و تحقیقات مشابه به جامعه نابینایان کمک کنه تا به واسطه فرصت های افزایش یافته برای ورزش کردن، بتونن از سلامتی بیشتری برخوردار بشن.
دخترم فوقالعاده خوش شانسه. چون معلم تربیت بدنی اش نسبت به مشارکتش در کلاس اشتیاق کامل داره. وقتی خانم اَنِت دِمایِر “Annette DeMyer” تصمیم گرفت تا برای اطلاع از نیاز های ابی، “Abi” در اولین جلسه مون راجع به برنامه آموزش فردی “IEP” شرکت کنه، منو شگفتزده کرد. او روی تحقیق راجع به روش های انطباق دادن فعالیت های کودکان نابینا مشغول به فعالیت بود و درباره راه هایی  که در گذشته برامون مؤثر واقع شده بود، باهام صحبت می کرد. اگه بگم از برخورد مثبت‌گرایانه اش انگشت به دهان ماندم، اصلاً اغراق نمیکنم.
چون خانم دمایر امسال بسیار  فوق العاده با ابی که سال چهارمیه کار کرد، من ازشون درخواست کردم تا با ایشون در مجله آینده منعطف “Future Reflections” مصاحبه ای داشته باشم. قصد دارم ایده ها، ترفند ها و علاقه فراوان ایشون رو با پدر و مادر ها و معلمین دانش‌آموزان نابینا به اشتراک بذارم. گفتگوی ما از اینجا شروع میشه.
ارین جپسن: رویکرد شما نسبت به مناسب‌سازی دروس تربیت بدنی اونم خاص کودکان نابینا چیه؟
انت دمایر: من به جای این که به این فکر کنم ابی چه کاری رو میتونه انجام بده، به این فکر می کنم چطور میتونم اون کار رو به بهترین شکل براش مناسب‌سازی کنم و به این موضوع که چطور میتونه در بازی ها بیشترین مشارکت رو داشته باشه. اون همیشه کاری رو که ما انجام میدیم، به شکل دیگه ای انجامش میده.
ا.ج: چطور بازی هایی که بچه های کلاس بازی می کنند رو مناسب‌سازی کردی؟ میتونی ازشون چند نمونه خاص مثال بزنی؟
ا.د: البته.
فوتبال: کیف توپ. برای این بازی توپ فوتبالی رو توی کیف قدیمی توری شکلی می ذارم. بازی های فوتبالی که ما بازی می کنیم، معمولا به این شکله که بچه ها توپ رو به سمت هدف خاصی مثل یک میله شوت می کنن. کیف توپ این اطمینان رو ایجاد می کنه که توپ از دست ابی فرار نخواهد کرد و اینطور اون میتونه استقلال داشته باشه. بچه های دیگه با توپ متفاوتی بازی می کنن. اما اونا اجازه دارن جلوی امتیاز گرفتن توپ ابی رو بگیرن.
هاکی: الآن داریم روی زدن توپ به سمت همتیمی کار می کنیم. برای این کار نخی رو به یک توپ که وسیله ای بوغ‌زن بهش وصله می بندم و بعد توپ رو به صندلی های سالن ورزشی وصل می کنم. با این کار هر دو نفر میتونن با چوب هاکی به توپ ضربه بزنن و توپ در محدوده ای که بازیکن ها بازی می کنند، باقی می مونه. این دفعه هم ابی میتونه مستقل بمونه و مثل باقی بازیکن ها بازی کنه.
بسکتبال: این یکی کاری نداره. چون هربار که توپ به زمین سالن میخوره صدا میده. من روش دریبل زدن رو همونطور که به همکلاسی هاش یاد دادم، به اون هم آموزش دادم. همچنین در باره برداشتن توپ زمانی که متوجه میشید سرعت دریبل در حال کم شدنه، با هم صحبت کردیم. برای شوت زدن، من زنگی رو به طنابی بستم و اون طناب رو به شکلی که زنگ روی تور بسکتبال قرار داره، به دور تور پیچیدم. اون وقت میتونستم طناب رو تکون بدم و زنگ رو به صدا در بیارم تا ابی بتونه توپ رو به سمتی که صدا از طرف حلقه می اومد، شوت کنه.
طناب زنی: این بازی با یک طناب بازی مهره دار، بهترین کارایی رو داره. این مهره ها باعث میشن تا ابی صدای برخورد طناب با زمین سالن ورزشی رو بشنوه. اینجا هم یک بار دیگه موضوع اصلی به گوش دادن به ریتم صدا مربوط میشه. ابی اینطوری میتونه تشخیص بده چه زمانی طناب به زمین میخوره و کی باید بپره.
بازی های پرتاب توپ:  ما وسطی بازی نمی کنیم. اما بازی هایی انجام میدیم که تو اونها توپ هایی رو با اهداف گوناگون و برای بازی های متفاوت  پرتاب می کنیم. این بازی نیاز به همکاری گروهی داره. من دانشآموزی رو مسؤول استفاده از وسیله تولید کننده سر و صدا می کنم و اون باید نزدیک هدف وایسته. همزمان دانش‌آموزای دیگه به ابی توپ میدن. بعد ابی توپ ها رو به سمت صدا پرتاب می کنه و از هم گروهی هاش بازخورد کلامی می گیره و اونا بهش میگن به هدف زده یا نه.
گرگم به هوا: گرگم به هوا به روش آزاد به خوبی قابل انجامه.  شخصی که گرگ میشه، با یه وسیله صدا ساز می دَوه و این طوری ابی می فهمه  گرگ کجاست.
سنگ کاغذ قیچی روش تکاملی: سنگ کاغذ قیچی  بازی جذاب و سرگرم کننده ای محسوب میشه که بچه ها خیلی دوستش دارن. سه سطح از تکامل وجود داره: تخم مرغ، مرغ و پتروداکتیل. “نوعی دایناسور پرنده” همه بچه ها در ابتدای بازی تخم مرغ هستن. اونا به دسته های دوتایی تقسیم میشن و با هم دو به دو یک دست سنگ کاغذ قیچی بازی می کنن. هرکی ببره تبدیل به مرغ میشه و اونی که ببازه تخم مرغ باقی می مونه. هر بار میتونی یک سطح بری بالا یا یه سطح بیای پایین. ابی به خوبی از پس این بازی بر میاد. همکلاسی هاش با استفاده از صداشون با اون اعلام رقابت می کنن و بهش میگن کی برنده شد.
ا.ج: چه ایده های فوق العاده ای! از چه ابزار های خاصی برای ابی در کلاس استفاده کردین؟
ا.د: من وسایل تولید کننده سر و صدایی رو پیدا کردم که توی باشگاه میتونی صداش رو به خوبی بشنوی: زنگ، بطری خالی آب که توش چند تا پیچ ریخته شده یا بسته های بزرگ آبنبات تیکتاک. دستگاه های بوغ‌زنی که آنلاین دیدم اغلب صدای خیلی کمی دارند و توپ های بوغ‌دار هم برای شرایط من [داخل یک سالن ورزشی پر سر و صدا]، بسیار کم صدا هستن.
ا.ج: خیلی سپاسگذارم! ابی میگه کلاس تربیت بدنی یکی از کلاس های مورد علاقه اش به حساب میاد و الآن می فهمم چرا اینطوره!
ا.د: خواهش می کنم!
بعضی از تکنیک هایی که من برای تشویق ابی به ورزش کردن استفاده می کنم از این قرارن: بالا رفتن از درخت ها، پریدن روی ترامپولین حیات پشتی یا بالا رفتن از وسایل داخل پارک. شعبه محلی سازمان ملی نابینایان منطقه ما از درامد حاصل از یک هراج تابستونی برای خرید دوچرخه ای دو نفره استفاده کرد که اعضا میتونن ببیننش و ازش استفاده کنن. هر وقت به دوچرخه سواری خانوادگی میریم، اعضای خانواده ما از این دوچرخه استفاده می کنن. علاوه بر این ما با رفتن به یک محل پارک اتومبیل خالی و بزرگ، به ابی یاد دادیم تا خودش به تنهایی دوچرخه سواری کنه.
هر تابستون ما یه بلیط برای رفتن به استخر محل زندگیمون می گیریم. دویدن در پیست دو و میدانی رو تو دبستان امتحان کردیم. هم از طریق طناب و هم دنبال کردن شخصی که
تلفن آیفونی در حال پخش موزیک در دستش بود. من و خانواده ام روز هایی که بتونیم وارد دانشگاه محل زندگیمون بشیم و در مراسم بالا رفتن از دیوار مصنوعی ویژه جمعآوری غذای خیریه حضور داشته باشیم، از این فرصت استفاده کرده ایم. و اخیرا هم از پارک ترامپولین جدید دیدن کردیم.
همچنین برای این که ابی در زنگ تفریح از آزادی لازم برخوردار باشه، به صورت فعال با معلمین و ناظمین مدرسه در تعامل بوده ام. من و معلم فوق العاده ابی، برای یافتن زنگ و وسایل سر و صدا سازی که همکلاسی هاش بتونن تو زمین بازی برای بازی گرگم به هوا و بازی های دیگه ازش استفاده کنن، با هم همکاری داشتیم. با ناظمین صحبت کردم تا مطمین بشم اونا بیش از حد مراقب ابی نباشن، بازیش رو متوقف نکنن و ازشون درخواست کردم تا تو استفاده کردن از وسایل زمین بازی براش محدودیت ایجاد نکنن. اگرچه ابی چند باری سرش ضربه خرده، اما این آسیب ها بیشتر از برادر بیناش نبوده. او داره یاد میگیره چطوری موقع راه رفتن مراقب خودش باشه و مهارت های تحرک و جهتیابیش به طرز قابل توجهی پیشرفت کرده.
وقتی ما به همراه خانواده به دل طبیعت و خونه روستایی مون میریم، زمان زیادی رو تو دل طبیعت سپری می کنیم. چون به ابی از همون سنین پایین آزادی کافی داده شده، اون با اطمینان توی روستا و جنگل راهش رو پیدا می کنه. توی مسافرت ها، میتونه دور و بر اردوگاه مشغول به دویدن بشه، از مهارت های ایمنی کافی در اطراف آتش اردوگاه برخورداره و با باقی بچه ها مشغول به بازی و دوچرخه سواری میشه. ما اینو کشف کردیم که اگه قطعات داخلی یک کارت تولد آوازخوان با نوار چسب به زیر یک فریزبی (بشقاب پرنده اسباب بازی) چسبیده باشه، این وسیله به عنوان یک مکانیاب خوب کار می کنه. همچنین یه توپ فوتبال بوغدار هم برای بازی های فوتبال خانوادگی، به صورت آنلاین خریداری کردیم.
ابی از مهارت های ورزشیش تو کلاس رقص باله هم استفاده می کنه. الآن سه ساله به کلاس رقص تپ (نوعی رقص با کفش های صدا دار) و باله میره و به خصوص در باله استعداد خوبی از خودش نشون میده. به خاطر اینکه نابیناست، او اغلب به راه های جایگزینی برای مطلع شدن از موقعیت بدنی اش احتیاج داره. ما به حالت یک عروسک باربی در حال رقص باله ژست می گیریم تا اون بتونه با انگشت های دستش این حالت رو لمس کنه و معمولا من و مربیش پشت سرش می ایستیم و بدنش رو به همون حالت حرکت میدیم تا این که حافظه عضلانی اش برای این کار شکل بگیره. انجام حرکاتی مثل پریدن با یک پا و دو پا، دویدن و چرخیدن در رقص باله کمی سخت تره. معمولاً یاد دادن تدریجی این حرکات و تمرین بسیار، به خوبی نتیجه میده.
من سرسختانه معتقدم نابینایی نباید مانع این بشه که کودکان و بزرگسالان، افرادی پر انرژی، سالم و دارای تناسب اندام نباشن. نابینایان وبلاگ‌نویس اینگونه گزارش داده اند که اونا این فعالیت ها رو انجام میدن: دو ماراتون، کوهنوردی، قایقرانی با قایق کایاک در رودخانه، دوچرخه سواری، بازی گلبال، رقابت در مسابقات تیر اندازی، عضویت در انجمن گذشته گرایی خلاق (SCA) [جامعه ای از افراد که زندگی به سبک قدیم را تجربه می کنند] شرکت در مسابقات بازی کردن نقش، بولینگ، مسافرت، شنا، اسب‌سواری و بازی در ورزش های تیمی. اونا راه به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز و ایمن ماندن در حال انجام ورزش رو پیدا می کنن. من والدین و معلمین رو تشویق می کنم تا اطلاعاتشون درباره نحوه حرکت امن و سریع برای کودکان نابینا و شرکت در هر نوع ورزش و هر فرصتی برای تحرک داشتن رو افزایش بدن. این کار برای مشارکت اجتماعی و سلامتی کامل در طول زندگی اهمیت داره. علاوه بر این، واقعا انجامش لذتبخشه.

شناسنامه نشریه جهان آزاد

همانطور که از نام این نشریه بر می‌آید، قرار است به تجربیات نابینایان، والدینشان، اطرافیانشان، دوستانشان و هر انسانی که تمایل به فهم معلول و معلولیت دارد و توانسته در این راه به چیزهایی نیز دست‌یابد بپردازد. البته ما تمرکزمان بیشتر بر روی تجربیات عزیزان در حوزه ی نابینایی است. می خواهیم ببینیم والدین یک نابینا برای دستیابی فرزندش به حق و حقوقش دست به چه اقداماتی می زند. می خواهیم ببینیم تمام کسانی که با نابینا در ارتباط هستند، چه کاری برای هرچه مستقلتر شدن فرد با آسیب بینایی انجام می دهند و کدامشان اثربخش بوده است. خلاصه ی کلام اینکه میخواهیم در حوزه نابینایی از تجربیات دنیا بهره ببریم تا روزی با آگاهی از این تجربیات بتوانیم به خود تلنگری زده و به سمت اهدافمان حرکت کنیم.
البته اگر پدر و مادری یا دوست و آشنایی در ایران عزیز نیز توانسته برای حل مشکلی از مشکلات بیشمار نابینا راه حلی پیدا کند، می تواند آن را در قالب یک مقاله در اختیار ما قرار دهد. چون ایران هم بخشی از این جهان است و ما برای جمع آوری این تجربیات همیشه هم لازم نیست دست به دامان جراید غرب باشیم. هرچند که فعلاً ظاهراً راه دیگری وجود ندارد. همه ی ما بر این امر واقفیم که دنیای غرب در خصوص معلول و معلولیت خیلی زودتر و بیشتر از ما از خود جنب‌و‌جوش نشان داده و به دست آوردهای بی نظیری دست یافته است.
اگر دوستی هم مقاله ای را خوانده و آن را مفید یافته، می تواند آن را ازطُرُقی که در پایان می آید، جهت ترجمه به دست ما برساند.
فعلا بنا بر این است که ماهی یک مقاله ی تخصصی در این موضوع منتشر کنیم. ولی شاید زندگی مجال بیشتری به ما داد و آخر هر ماه مطالب بیشتری جمع آوری کرده و در طول ماه به خدمتتان پیشکش کردیم.
پس قرار ما همیشه اول هر ماه همین جا در جهان آزاد.
ذکر این نکته هم الزامی می‌باشد که قرار نیست همیشه مقاله ی منتشر شده همراه با فایل صوتی باشد. ولی تلاشمان بر این است که این اتفاق جذاب همیشه بیفتد.
قطعا نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما می تواند چراغ راه ما باشد.
ایمیل: hotgooshkon@gmail.com
آیدی تلگرام: @hotgooshkon1
به امید جهانی آزاد تر!

درباره محسن صالحی

محسن صالحی هستم, متولد 11 آبان 1369 و ساکن شهرستان سمیرم. به علت بیماری RP از سال 93 تا 94 با افت شَدید بینایی رو‌به‌رو شدم و در حال حاضر فقط تشخیص نور دارم. جهت ارتباط و ارسال پیشنهادات و همکاری با برنامه هات گوش کن, با آیدی تلگرام @HotGooshkon1 و ایمیل HotGooshkon@Gmail.Com در تماس باشید.
این نوشته در آموزش, اجتماعی, مقاله ها, نشریه جهان آزاد, ورزش ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 Responses to نشریه جهان آزاد، شماره 40. مراقب باش! اون بچه نابینا داره می دَوه!

  1. 1

    بسیار عالی! بسیار جذاب! سپاس از شما دوستان عزیز.
    امروز لینک این شماره رو در کلاس والدین قرار می دم و از اونها می خوام تا مطالعه کنند.
    با توجه به این که حضور بچه ها در مدرسه خیلی کم شده، آموزش والدین اهمیت بیشتری پیدا کرده.

دیدگاهتان را بنویسید