تيك تيك! حتماً حتماً بخوانيد:

سلامي گرمتر از هميشه بر همه هم محلي هاي عزيز گل گلاب
شايد يكي شايد دوكي نمي دونم حالا يكي يا دوكي سال پيش بود كه اين مطلب رو تو گروه ايستگاه سرگرمي پست كردم ولي امروز گفتم بابا نخودي جون يالا بجم كه دوستان اون قدر پست گذاشتند كه تو نخودي مثل هميشه عقب موندي و گفتم چي بنويسم چي ننويسم بعدش گفتم ننويس بگرد بعدش گشتم گشتم تا تو يكي از زواياي پنهان لپتاپم اين مطلب رو پيدا كردم گفتم همينه كه دنبالش مي گشتم بعدش نشستم اين مقدمه رو بالاش نوشتم و ديدم اگه دست به متن اصلي بزنم شايد كچ و لوچش كنم.
بگذريم لطفاً با دقت بخونيد و در موردش آن چه دل تنگت مي خواهد بگوييد

یکی از مسائلی که گریبان گیر ما هست و می تونه دید منفیی را از ما در دید اقشار دیگر جامعه ایجاد کنه, تیک هایی هست که در برخی از ما وجود داره, من معمولاً این مشکل را در بچه هایی دیدم که بصورت مادرزادی نابینای مطلق هستند اما بقول اصولیین هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشه.
دوستان لطفاً دلگیر نشید و از من نرنجید چون اصلاً همین رنجش است که به این مشکل دامن زده و اون رو بصورت یک عادت در آورده,
بعضی از ما حتی آنهایی که دارای تحصیلات بالا و حتی جایگاه اجتماعی خوبی هستیم نیز اگر در خود با چشم دیگران بنگریم به این مسأله بر می خوریم, مثلاً بجای نگاه کردن به دیگران در هنگام صحبت کردن گوش خود را به سمت طرف مقابلمان می گیریم و حتی ممکن است بسیار به او نزدیک شویم البته بی قصد خاصی فقط برای بهتر شنیدن که این عمل ممکن است موجبات دلخوری طرف مقابلمان را فراهم آورد که او نیز به دلایلی این موقعیت راتحمل کرده و رنجش خود را بر رنجش ما ترجیح می دهد و به ما تذکر نمیدهد,
گاه اوقات سر یا بدن خود را حرکت می دهیم, گاهی دست در چشممان می کنیم و تیک هایی که اگر کمی در خود یا دیگران بنگریم می توانیم مصادیقش را پیدا کنیم.
دوستان وقتی من نابینا یا نیم بینای دوچار تیک در جامعه حاظر می شوم, این نابینایی من نیست که باعث طرد من از اجتماع می شود بلکه رفتار نا متعارف من است که زمینه ساز دید منفی در دیگران می گردد و سبب بی اعتمادی آنان نسبت به من میشود.

بیایید از خود شروع کنیم, همین امروز از افراد خانواده خود یا دوستان نزدیکمان در این باب پرسش کنیم و از آنها بخواهیم اگر در برخوردهای ما رفتاری غیر متعارف را دیدند به ما تذکر بدهند و باور کنید این اولین قدم در راه اثبات خود به جامعه و دستیابی به جایگاه حقیقی مان در اجتماع است.

درباره بانو.

سلام بانو هستم, نخودی قدیم قدیما... حقوق خوندم و الآن هم مشغول روانشناسی... اهل نصف جهان و یک بهمنی اصیل بینظیر|!...
این نوشته در آموزش, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, مقاله ها ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

36 Responses to تيك تيك! حتماً حتماً بخوانيد:

  1. 1
    مینا says:

    سلام واقعا راست میگید
    من یه تیک دارم که عادت دارم چشممو بمالم
    خیلی خقتها توی مدرسه بچه ها ازم میپرسن چشمت درد میکنه یا مشکلی پیش اومده و من میگم نه ولی خوب خیلی بده خیلی سعی کردم ترکش کنم ولی نشده

    • 1.1
      نخودي says:

      مینا جون تو اولین قدم رو رفتی یعنی فهمیدی مشکلت چیه دومین قدم رو هم نصف کاره رفتی یعنی کمی سعی کردی کمی تلاش کردی ولی “کمی “”کمِ” تو می تونی… تو می تونی … تو می تونی … از همین حالای حالا شروع کن؛ برای خودت موارد تشویقی و تنبیهی در نظر بگیر و بخواه که مثلاً تا یک ماه دیگه مینا دست به چشمش نبره.

  2. 2
    اصغر says:

    سلام. تیک داشتن, و رفتار نامتعارف یکی از آثار تبعی ندیدن است. علت دیگرش شاید استرس باشه. چون ما رفتار های دیگران را نمیبینیم نمیدونیم چطور باید رفتار کنیم و غرور لعنتی و کاذب هم اجازه نمیده از دیگران سوال کنیم. نکته ی جالب اینه که گاهی میخواهیم رفتار متعارف داشته باشیم در این کار افراط میکنیم. مثلاً در هنگام ایستادن خیلی خشک و نظامی می ایستیم. ما میتوانیم بدون اینکه گوشمان را به طرف مخاطب بچرخونیم, حرف هاشو بشنویم این مشکل قابل حل است چون علت یابی شده, ولی اگه ما بدونیم چرا دست به چشم میمالیم شاید بتونیم حل مشکل کنیم. من که هنوز به علت این موضوع پی نبردم اگه کسی میدونه علت این کار رو بگه. اگر هرکسی تیک هاشو تو محله بازگو کنه خیلی به بقیه کمک میکنه. نیازی هم نیست اسم واقعی خودش رو بگه سپاس.

    • 2.1
      نخودي says:

      اصغر آقا بله درست می گید یکی از آثار تبعی نابینایی هست چون ما رفتار دیگران رو نمی بینیم و برخوردهاشون در مقابل رفتارهای ما رو، اگر فرد بینایی مثلاً یه تیک خاص داشته باشه خودش حتماً حتماً می دونه که این تیک رو داره و عکس العمل های بقیه رو هم در مقابلش دیده اما ما خیلی وقت ها متأسفانه از تیک بودن یه عمل خاصمون هم غافلیم! استرس هم می تونه عاملی برای تیک باشه اما در خصوص ما قشر نابینا و نیم بینا فکر نمی کنم تنها دلیل باشه، گاهی ما از بیکاری و اینکه نمی دونیم چی کار باید بکنیم مثلاً با انگشتان دستمون بازی می کنیم یا سرمون رو حرکت می دیم یا کار هایی از این قبیل در صورتی که اصولاً بینا ها در این موارد فکر کنم به این ور و اون ور نگاه می کنند یا اگه با انگشتان و دکمه های لباسشون بازی می کنند تو این کار سعی می کنند زیاده روی نکنند چون محیط رو هم تحت نظر و کنترل دارند.

  3. 3
    هادی says:

    سلام بچه ها.منم یک تیک دارم گفتم اینجا بگم شاید لبخند بر لبانتان بنشاند.من هر وقت استرس می گیرم انگشتهایم را فوت می کنم.نمی دونم چرا؟اطرافیانم می گند مگر دستت سوخته که فوت می کنی.خوش باشید تا همیشه.

    • 3.1
      نخودي says:

      هادی خان شما هم به تیکتون واقفید هم به برخورد اطرافیانتون و می دونید که این کار غیر متعارفه، شما هم سعی کنید کنارش بذارید، فقط به خاطر “هادی” به خاطر آینده و اینکه در اجتماع بیشتر و راحت تر بپزیرندتون. راستی من یکی که نمی خندم بچه ها شما هم نخندید چون اینجا اومدیم واقع بینانه و منطقی برخورد کنیم و پیش به سوی “نخودی” “هادی” و … بی تیک…

  4. 4
    حسنی says:

    سلام جالبه! هه چیزمون خوبه فقط تیک مون بده!

    • 4.1
      نخودي says:

      جناب حسنی بدیها رو باید رفت و شست و دور ریخت الآن هم می خوایم همین کار رو بکنیم، ولی جداً همه چیزمون بیسته. تو نظر بعدیتون هم خوب اشاره کرده بودید “تمرکز” من وقتی تمرکز می گیرم “لبخند” می زنم بعدش اگه کسی بهم بگه چرا می خندی؟ دیگه نمی تونم لبخندم رو کنترل کنم و یه طور خنده داری میشه!

  5. 5
    cheshmak says:

    ببخشید من یک نظر روانشناسی می دهم. تیکها معمولا به قشر خاصی مثل نابینایان بر نمی گردد هرچند ممکن است در این قشر به خاطر ندیدنشان خیلی تو چشم بزند ولی مخصوص نابینایان نیست. تیکها به علتهای متفاوتی به وجود می آیند که اصلیترین آن اضطراب و استرس است که می تواند به هر علتی باشد. و تا زمانی که این اضطراب ها حل نشود تیک از بین نمی رود. در واقع تیکها از روان ما بر می خیزند و اکثر مردم وقتی برای حل تیکهایشان به مشاور مراجعه می کنند که این تیکها زندگی اجتماعیشان را به هم زده است. مثلا شوهر خانمی که زنش پایش را هی بالا می اندازد یا مداوم پلک می زند یا خر خر می کند از دست او شاکی است و کارشان به طلاق کشیده است. همانطور که نخودی در پست بسیار آموزنده شان گفتند ما نیز باید قبل از این که این تیکها زندگیمان را بهم بزند برایش فکری کنیم
    البته ببخشید من نظر دادم

    • 5.1
      hasani says:

      salam. khoda bebakhsheh. chera ain harfo zadi?! khoob goftee><?
      shayad tik ha vaqti keh fardi mikhad tamarkoz koneh beh soraghesh miad?!:

    • 5.2
      نخودي says:

      چشمک خان ببخشید چیه اگه نظر نمی دادی تیکه بزرگت گوشت بود!
      صحبت های شما کاملاً صحیح و متین ولی من بسیاری از بر و بچه های نابینا و نیم بینا رو دیدم که حد اقل از نظر من، خودشون و اطرافیانشون آدمهای راحت و بی استرس اضطرابی هستند ولی باز دوچار تیک هستند برای همین قبلاً گفتم تو ما تنها عامل تیک استراب نیست.

  6. 6
    اصغر says:

    سلام. بچه ها, تیک هایی رو بگید که یا منحصر به نابینایان باشه یا غالباً افراد نابینا داشته باشن وگرنه فوت کردن یا جویدن انگشت یا خودکار رو خیلی ها دارن ولی دست به چشم مالیدن یا فشار دادن چشم, چرخیدن به دور خود در مورد نابینا مصداق داره.

    • 6.1
      نخودي says:

      اصغر آقا من از طرف بچه ها قول می دم بگند اگه نگفتند خودم می یام می گم ولی بهتره همه مدل تیک هایی که تو ماها هست چه تیکهای مخصوص نابینایی و چه تیکهای مشترک بینایی و نابینایی گفته بشه.

  7. 7
    علی اکبر حاتمی says:

    سلام، حرف حساب که جواب نداره پس پیش به سوی رفع تیک ها.

  8. 8
    تازه وارد says:

    سلام دوستان، از روانشناسان محله همچون چشمک خان خواهشمندم علت برخی تیک های مشترک در نابینایان مانند مالیدن و فشردن چشم و… را بررسی کنند. نمیدونم شاید میخواهیم به چشمانمان قسم بدهیم که جون من یکم ببین.

    • 8.1
      نخودي says:

      تازه وارد عزیز علت رو که خوبه کشف کرد که این کار جناب “چشمک” عزیز “نسیم آتش” کم پیدا و فکر کنم” چه اهمیتی داره” باز کم پیداست، ولی تا این دوستان بیاند بررسیهاشون را انجام بدند ما بیایم تیکهامون رو کنار بذاریم تا وقتی جامعه آماری خواستند ببخشید ها ببخشید ها “خیت بشند”.

  9. 9
    Mohammad says:

    سلام,ما خودمون تقسیر کاریم,مثلا وقتی میبینیم دوستمون تیک داره,بهش نمیگیم و به سادگی ازش میگذریم.خوب اگر خودمون به خودمون نگیم,هیچ کس از مشکله خودش خبر دار نمیشه,من کسایی رو میشناسم که وقتی تیکشونو بهشون گفتم,تعجب کردن و گفتن ما خودمون نمیدونستیم,بعد اون تیکو ترک کردن,بینا ها هم که بهمون نمیگن,حالا نمیدونم چرا!شاید دوست ندارن ما ناراحت بشیم,من خودم هم تیک دارم,تیکم هم اینه که بیشتره اوقات پامو تکون میدم,خیلی ها بهم گفتن ترک کن,خودمم برای ترکش خیلی تلاش کردم,اما نمیدونم چرا نمیشه,دوستان خاهش میکنم یه راه بگین که بی برو برگرد,بتونه مشکله تیکمونو حل کنه,ممنون,بای

    • 9.1
      نخودي says:

      مرررررسي محمد آقا كه دوست واقعي هستي دوستي كه اشتباهات آدم رو بهش گوشزد مي كنه اما فكر كنم تلاش خودت كافي نبوده، من نمي دونم بايد براي كنار گذاشتن تيك چي كار كرد اما خوبه كه بگي اون تلاشي كه كردي و به نتيجه نرسيد چي بود؟ شايد با تجربيات شما و بقيه دوستان راه حلش رو پيدا كرديم.
      در مورد بينا ها هم حق با شماست اما اگه خودمون ازشون بخوايم چطور؟ بهترِ امتحان كنيم البته نه اينكه از هر بينايي بپرسيم ها!

  10. 10
    Saman says:

    سلام من تیک نداشتم ولی با بعضی از بچه های نابینا که گشتم منم تیک دار شدم و پامو تکون میدم و بقیه میگن سردت هست البته چند روزی هست ترکش کردم

  11. 11
    چه اهمیتی دارد! says:

    دورود بر دوستان گرامی….چه موضوع خوبی رو مطرح کردید دوست عزیز تیک ها مختص نابیناها نیست بسیاری از ادمها تیک دارند حالا چه صوتی یا حرکتی…ولی بعضی تیک ها بیشتر توی دید هست هم واسه شدت انجامش هم نوع تیکمثلا مالیدن چشم در نابیناها و کودکان عادی بسیار زیاد هست که برای نابیناها جالب نیست شما اگر میخواهید تیک های خودتون رو ترک کنید کم کم از شدت اون کم کنید یا اون رو با یک عمل دیگه جایگزین کنید مالیدن چشم را با دست کشیدن به موها…بعد در مرحله بعد از موها برید به سمت مرتب کردن لباس .. درضمن همه تیکها بد نیستند یا شاید بد دیده نمیشند شاید همه شما با کسانی مواجح شدید که صدای خودشون رو صاف میکنند هرزگاهی این یک تیک صوتی هست ولی بیشتر ما که با این تیک ها روبرو میشیم اون را بد نمیدونیم ….من خودم بیشتر صدام رو صاف میکنم البته بیشتر این به خاطر این هست که زیاد حرف میزنم!همیشه اظتراب دلیل تیک نیست بعضی وقتها بیکاری در موقعیت یا حس راحتی نکردن یا تفکر …دلیلهای برای تیک هستند اگر به تیک واقع بینانه نگاه کنیم میشه اول اون رو تعدیل و کم کم به تیک های بهتر و سرانجام اون رو حذف کرد نگذارید که در هیچ زمانی هوشیاری تون کم بشه تا تیک ها یا کارهای مشابه بروز بیابند…فکر کنم زیادی نوشتم این هم مثل زیاد حرف زدن من هست!!!!!

    • 11.1
      نخودي says:

      سلام “جناب اهميت” مرررسي بسيار بسيار بسيار صحبت هاي شما مفيد بودند و كاملاً علمي و منطقي؛ لطفاً اينجا رو خونه خودتون بدونيد و هرچي مي خوايد حرف بزنيد و بنويسيد و بنويسيد، من كه شخصاً استفاده كردم

      • 11.1.1
        چه اهمیتی دارد! says:

        بسیار ممنون نخودی عزیز خوشحالم که قصذ منو از نوشته هام فهمیدی=همیشه تلاش کردم اگر به عنوان یک روان شناس می نویسم علمی و منطقی باشه حتی اگه مورد نظر خودم نباشه =اینم بگم بسیار خوب روی نظرات بچه ها مدیریت میکنی! خیلی خوب هست صد آفرین شاد باشی بدرود

  12. 12
    Saman says:

    سلام نخدی جان من هم وقتی بیکار بودم این کارو انجام میدادم و چون هنوز به تیکم عادت نکرده بودم تونستم ترکش کنم به نظر من بچه ها باید سرشون رو با ی چیزی گرم بکنند تا بیکار نشن و یاد تیکشون بیفتن مثال مینا خانوم باید از دستاش کار بکشه تا بیکار نشن و برن سراغ چشم بدبخت

  13. 13
    ghanbar says:

    درود بچه های خوب محله با عرض تشکر از کامنت های زیبایتان این مسئله جالبی است که نخودی منتشر کرده است و راه حل هم داده و در طول این نظرات به خوبی هم مدیریت شده و شروع عالی است موضوعش هم مناسبت دارد نه با علم ایشان و من از ایشان میخواهم باب حقوقی آن را هم بنویسد ؟!
    بچه ها من هم تیک دارم بگم یا نگم
    ای بابا نگم بهتره اما می گم ولی اینقدر نخودی نگه که کم بوده بیشترش کن من موقعی که در درون خودم سیر می کنم به دلیل ندیدنم شروع می کنم به ” ها ها ” روم نمیشه بگم خب می گم تحمل کنید من اون موقع شروع می کنم به ” سبیل کشیدن !؟” وای مردم از خجالت بچه ها فراموشش کنید راهی هم نیافتم و نمی دانم که فقط من هستم یا بینا ها هم اینکار را می کنند یا نمی دانم اصلا تیک است یا نه ؟ ولی موقعی که فکرم می خواهد مسئله ای را حل کند نیز همینطور می شوم .شاید هم بتوان گفت که تمرکز می گیرم یا برخی مواقع اتفاق افتاده که در راهی میروم و مسئله ای یادم یم آید و تبسم می زنم و ناگاه تلنگوری بر من وارد می شود که الان دیگران فکر می کنند که من دیوانه شدم /
    نخودی ممنون که تذکرات بجا و شایسته می دهی نظر گفتن خوبه و برخورد نویسنده باید مناسب با پستش باشد من هم از نظرات چشمک خوشم می آید اما ایشان گوئی که باور کرده همه بچه ها مخالف نوشته های او می نویسند و با او مخالفند اما واقعا و حقیقتا بچه ها این ساکن اولیه سایت را دوست دارند خیلی هم زیاد نخودی خیلی قشنگ نوشتی آفرین بر تو بای

    • 13.1
      نخودي says:

      سلام قنبر آقا مررسي كه آخرش گفتيد تيكتون چيه خب من چون سبيل ندارم اين تيك رو هم ندارم، به شما پيشنهاد مي كنم سبيلهاتون رو بزنيد ديگه تيكتون از بين ميره اونم به صورت قهري!. من كه فكر نمي كنم تيك داشتن يا نداشتن ربطي به حقوق داشته باشه مگر اينكه مقنن گرامي هم به فكر بيفته و مثلاً فلان تيك رو جرم اعلام كنه و براش مجازات بذاره!

  14. 14
    رهگذر: says:

    سلام نمی خوام پا تو کفش روانشناسا بکنم شاید تیکها آثار افکار و فشارهای روانی ما باشد که به صورت رفتارهای غیر عادی ظهور می کند.
    مثلا بعضی دوستان موقع صحبت سرشان را به این طرف و آن طرف می چرخانند! یا وقتی که بیکارند دور خودشان می چرخند! یا یک تیک عمومی که مخطص نابینا هم نیست شرمنده ناخن جویدن است ! یا با موهاشون بازی می کنند!
    تمرکز فرار از استرس و یا عادت هم می تواند از عوامل تیکدار شدن ما باشد
    یک راه حل ساده: برای اینکه تیک تان از بین برود کافی است بر روی تیکتان یک اسپیس یا کلید فاصله بزنید تیکتان پاک می شود یا un check می شود. !!
    منم خودم تکه کلام دارم زیاد در صحبتام می گم بقول معروف و یا باصطلاح…

    • 14.1
      نخودي says:

      جناب رهگذر اون قدر ما پامون رو تو كفش شون كرديم كه گشاد شده! حالا اگه شما هم پا تو كفش شون كنيد فكر نمي كنم جا كم بياد! مرررسي از نظرتون خيلي خوب عواملش رو گفته بوديد و اي كاش راه حلش هم به راحتي يك اسپيس زدن بود! راستي من وقتي داشتم اين مطلب رو البته در گذشته مي نوشتم و وقتي هم كه اينجا پستش كردم به “تيك هاي لفظي” مثل تكيه كلام فكر نكرده بودم

  15. 15
    آدمک says:

    منم کور نیستم ولی فک کنم تیک دارم.
    ببینید این تیکه؟
    من هر وقت مشقام تموم میشه تا نیم ساعت بعدش همینجوری نوک خودکار را میزنم به دندونام.
    حس خوبی بهم میده.
    انگار آروم میشم.

  16. 16
    نخودي says:

    سلام خب فكر كنم برم بالا بيام پايين ديگه كسي جز خودم اينجا كامنت نمي ذاره!
    شايد كسي تيك نداره يا شايد تيكش رو رفع كرده يا شايد همون شايد!
    من ديدم بعضي از بچه هاي خودمون گاهي وقتي دارند كاري انجام مي دند با خودشون يا با مثلاً كامپيوتر يا ماشين پركينزشون صحبت مي كنند! نمي دونم اين تيك هست يا نه ولي مي دونم غير متعارفِ و وقتي يكي اين رفتار رو مي بينه با خودش يه فكرايي مي كنه كه من نمي دونم!
    ديدم گاهي اوقات برخي از بچه ها وقتي دارند راه مي رند براي جهت يابي يه صداهايي از خودشون در ميارند كه بازتاب صدا و وجود يا عدم وجود مانع رو بسنجند ولي گاهي اين صداها يه خورده خنده داره و براي مردم عادي كه فلسفه اون رو نمي دنند خيلي غير متعارف!
    پا كشيدن رو هم نمي گم چون نابينا يا دست مي كشه يا پا! ولي خداييش كار قشنگي نيست گاهي هم اعصاب خورد كنه.
    راستي يكي از دوستاي من هست تيك “كتك” زدن داره وقتي هيجاني ميشه بيخودي نشكون ميگيره يا يكي تو دست و كمر بدبخت من و بقيه مي زنه! هرچي بهش مي گم بابا فلاني من دردم مياد اون قدر كه از تو كتك خوردم از “بابام” نخوردم! گوش نمي ده كه مي گه: راستي دردت مياد!؟
    كاش يه خورده كامپيوتر و اينترنت بلد بود مي يومد مي ديد راستي دردم مياد!

  17. 17

    نه. بالا و پايين رفتي تاثير داشت. من نظر نداده بودم حالا ميدم.
    اول از آخر شروع ميكنم:
    كتك زدن تيك نيست. اگه بود كه اسپيس ميزديم برش ميداشتيم. نابهنجاري رفتاري از نوع به شدت شديد هستش.
    پا كشيدن و دست كشيدن و درآوردن صدا براي تشخيص موانع هم از نظر من تيك نيست يك رفتار تطبيقي هست كه طي جريان انتخاب طبيعي در نابيناها به صورت قريزي شكل ميگيره.
    حرف زدن با خود يا با اشيا در بيناها هم هست و آره. قبول دارم كه تيك بدي محسوب ميشه. چرا ميترسي بگي مردم ميگند يارو ديوونهست.
    من تيك بدي كه داشتم و خيلي خيلي كم شده فشار دادن انگشت هام روي قرنيه چشم هام بود.
    نكنيد آقا خانم بده به خدا.
    براي ترك هر عادت بد بايد خود كنترلي از درون و كنترل از بيرون و عمل جايگزيني را همزمان انجام بديم تا حل بشه. من كردم شده.

  18. 18
    نخودي says:

    خب بي كار شدم ببخشيد اينجا خونه خودمِ هر وقت بخوام ميام! نزنيد ها! امروز داشتم به يه چيزي فكر مي كردم يه چيز ديگه به ذهنم خطور كرد كه گفتم اينجا بنويسم شايد نمي دونم شايد يه طوري شد ديگه!
    قوز آره همون قوز معزلي هست ها! گاهي مون نداريم گاهي مون كم داريم و گاهي مون خيلي داريم! ببخشيد منظورم همون “بعضي” بود، درست نشستن، استفاده از وسائل كمكي مثل قوز بند و همين شايد راه حلش باشه البته شما ها كه قوز نداريد براي بقيه مي گم كه محله اون وريند!

  19. 19
    نخودي says:

    خب اينجا كامنت مي‌ذارم كه اين پستم بياد تو صفحه محله …. يعني اين قدر ها ….
    راستي تيك تيك … نداشته باشيد …. تيك تيك …. زمان مي‌گذره و ما بايد با تيك تيك هر ثانيه ساعت جلو بريم درست تر و درست تر و بهتر از پيش با تيك تيك بدون تيك ….

دیدگاهتان را بنویسید