یک هشدار جدی. از طرف چشمک

تا پایان بخوانید هرچند روی سخن با شما نباشد. خواهش می کنم
این متن را حالا می نویسم یعنی وقتی که کارد به استخانم رسیده است. پس خوب به این هشدار توجه کنید البته این برای تمام دوستان نیست و من بر این که اکثر دوستان این سایت فرهیخته و دانا هستند آگاهم ولی روی سخن من با چنتا احمق است که به تازگی احمق بودن خود را به من سابط کردند.
من در یکی از پستهای خودم که مربوط به حدیه من به عنوان نوروز بود شماره ام را دادم تا اگر کسی در نوروز مشاوره ای می خواهد در خدمتش باشم به خاطر ارادت که به این محله داشتم. ولی از یک ماه پیش چنتا از دوستان حالا نمی دانم به خاطر چی و چرا دست به تک زنگ زدن زدند در ابتدا فکر کردم کسی اشتباه زنگ زده است می خواسته به کسی دیگر زنگ بزند اشتباه شده است. اما بعدا فهمیدم که نه شماره ها یکیست. تا بعد از یک هفته ای اسمسها شروع شد با معرفی وبلاگ های روان شناسی من هم تشکر کردم. بعد هم کم کم به طرف التماس دعا و درخواست حلالیت شد. تا بعد از چندی اسمسها به شکل حرفهای سکسی در آمد و پیش نهادهای حیوانی شروع شد. بعد از آن چنتا شماره جدید هم اضافه شد با پرسشهای الکی و احمقانه. با پیگیریهای من مشخص کردم که فرستنده این مطالب کی بود و البته با نهایت حرفه ای گری این کار را کردم. ولی باز هم پس از آن دختر خانم که فقط این بار اسمش را نمی آورم باز هم این نکبت بازیها ادامه یافت.
اگر من شوخی یا جدی در این سایت چیزی می نویسم. اگر با دختر یا پسری شوخی می کنم. اگر شماره در اختیار قرار می دهم. اگر و اگر فقط تا زمانی است که خط قرمزهای مرا نشکنید. من با تمام دخترها یا پسرها حتا در دانشگاهمان هم همین طوری برخورد می کنم پس پسرهایی که به برخی دوستان ارادت خاصی دارند مرا هیچ سدی بر سر راه خود نبینند.
حرف آخر را که اول باید می زدم حالا می زنم اگر یک بار دیگر فقط یک بار دیگر چنین حرکاتی از طرف هر کسی تکرار شود دیگر نه از طریق این سایت بلکه به صورت مستقیم برخورد می کنم. این را این دو سه نفر بدانند که من هرچقدر جزاب یا روان شناس هستم ددو برابرش سیاست مدار هستم مواظب باشید اسیر حیله گریهای من نشوید که اگر پایش بیفتد هرچه دیدی از چشم خودت دیدی. اون آقایی هم که جدیدا شروع کرده به اسمس دادن بداند من هیچ کاری با کیسش ندارم البته خارج از این سایت ولی اگر مردی فقط یک بار دیگر اسمس بده حالا با هر شماره ای که می خواهی تا بهت بفهمانم دنیا دست کی است
من از همه دوستان معذرت می خواهم اگر خاطر شما را مکدر کردم. چند وقتی بود می خواستم چنین پستی بدهم ولی هی گفتم نه شاید دست از این کارشان بردارند ولی انگار احمقها هیچ گاه آدم بشو نیستند برای همین مجبور شدم چنین کنم و آخرین هشدار را در حضور شما بدهم مرا ببخشید و هیچ کس هم این پست را به خودش نگیرد که خود آن چند نفر فهمیدند.

درباره cheshmak

من محمد جواد خادمی متولد سال 67 هستم. از دو سالگی بر اثر تومور مغزی که دیر تشخیص داده شد نابینا شدم. پس از تحصیل در ابابصیر اصفهان در دبیرستان عادی و سپس دانشگاه فولاد شهر تحصیل کردم. هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد بالینی دانشگاه نجف آباد می باشم. آدمی رک هستم که دوست دارم دیگران من را به خاطر خودم دوستم داشته باشم. راستی مجردم
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 Responses to یک هشدار جدی. از طرف چشمک

  1. 1
    سامان! says:

    سلام! استاد خیلی عصبانی هستیا! نمیدونم والا چیبگم! ای نکنید دیگه ذشته ذشته دیگه! استاد باز اگر مشکلی برات پیش اومد هرچند میدونم خودت میتونی بدجور بنشونیشون سرجاشون! ولی میتونی رو کمک منم حساب بکنی!‏

  2. 2

    درود
    همینی که من همیشه گفتم و میگم چشمک عزیز:
    به علت حرکات زشت سازمان های فاسدی چون ابابصیر و نهاد های کمک کننده که همین حالا توی اصفهان و شهرها و استانهای دیگه خیلیشون فعالیت دارند, بخشی از جامعه نابینایان پر توقع شده اند, عقده ای شده اند, کمبود های زیادی پیدا کرده اند و به دلیل سیلیهای محکمی که این گروه از جامعه تحمل کردند به عقده گشایی از این طرق رو آوردند.
    بله صد در صد باید جلوی این کارها گرفته شود.

  3. 3

    اسبی نشو دوست گلم بیا اینجا با هم اذیتشون کنیم نظرت چیه ولی شوخی کردم منم شمارم همه جا هست ولی خوشبختانه مزاحم نداشتم و اگر هم خدا بخواد نخواهم داشت

  4. 4
    ساجده says:

    سلام واقا خیلی این کار زشت هست این کار .دقیقا سوئ استفادست .شما شمارت رو میدی واسه کمک به بچه ها نه این که واست مزحمت ایجاد کنن .
    واقا واسه همچین ادمایی متئصفم .

  5. 5

    سلام. چه كار نفرت انگيزي. من از اين كارها خيلي بيزارم. منجر به اتفاقات وحشتناكي ميتونه بشه. من حرف آقاي خادمي رو درست متوجه نشدم. اين چيزا از تربيت خانوادگي اشخاص ناشي ميشه و نميتونيم موسسات رو توي اون دخيل بدونيم. توي كشور ما هنوز اونقدر فرهنگ دادن شماره ي شخصي جا نيفتاده. كشورهاي خارجي اونقدر اطلاعات بازي دارند كه به راحتي ميشه شماره و اسم و آدرس هركسي رو كه بخواهيم پيدا كنيم ولي توي ايران اينطور نيست پس نبايد شماره هاي شخصي رو در اختيار همه گذاشت. اينه واقعا بيمار هستند.

  6. 6
    cheshmak says:

    من هم نظرم همین است بسیار اثر دارد وقتی ما در مدارس یا برخی مراکز به شکلی امکانات بی حد و مرز می دهیم مثل همان پارکی می شود که پینوکیو را بردند به آنجا و آنقدر بهش دادند خورد که تبدیل به خر شد.
    اگر قبلا گفتم علاقه دارم بیشتر با بچه های بینا باشم تا نابینایان به همین خاطر بود که از طرف بیناها چنین رفتارهای زننده ای دیده نمی شود یا حد اقل خیلی کم است.
    یک پسر بینا با دیدن یک دختر آن قدر از خود بی خود نمی شود که به هر کار احمقانه ای مثل جا زدن خود به عنوان یک دختر یا تک زنگ زدن یا هر کاری که احتمالا کیس اینترنتیش را از دست دیگران در بیاورد دست ننمی زند

دیدگاهتان را بنویسید