ميبيني؟

ميبيني وقتي با تو ام چه قدر آرومم،

ميبيني همه ي غم هام از دستت چه زود بيمار ميشند،

ميبيني وقتي پيشمي چه قدر ذوق ميكنم،

ميبيني انگشت نماي شهرم كردي،

ميبيني دستت كه توي دستمه چه با غرور به همه نشونت ميدم،

ميبيني همه چطور بهم حسادت ميكنند،

ميبيني حرف كه ميزني يادم ميره چي ميگي،

ميبيني مغزم چطور محو صدات ميكندم،

ميبيني دوست داشتنت واسم ي آرزو شده،

ميبيني ديوونه بازيهام كار دستت ميده،

ميبيني ازم دلگير ميشي،

ميبيني جنست چه قدر اصل و لطيفه،

ميبيني چه قدر ميترسم گير كسي ديگه بيايي،

ميبيني هر وقت از لختي خالصت حرف ميزنم همه متهمم ميكنند،

ميبيني خودتم از اينكه روي پاهام بشيني خوشت ميياد،

ميبيني خودت بي اختيار سرتو ميچرخوني به سمت صورتم،

ميبيني خودتم دست هات بي اختيار دور گردنم حلقه ميشه،

ميبيني گاهي وقتها در گوشم حرفهاي غير زميني زمزمه ميكني،

ميبيني داغي نفست چطور توازن هورمون هاي بدنم رو به هم ميريزه،

ميبيني عاشق تو شدن چه قدر خونه خرابي داره،

ميبيني يك بار كه بوسم ميكني واسه يك ماهم بسه،

ميبيني هيچ وقت واسه من تكراري نميشي،

ميبيني از اينكه واسه تو تكراري بشم چه قدر استرس دارم،

ميبيني هر روز قرص هاي ضد استرس نقل و نباتم شدند،

ميبيني ميترسم خواب بمونم صبح زود از پنجره نشنومت،

ميبيني هر شب قرص زولپيدم ميخورم،

ميبيني خوبي تو از سر واژه هاي من چه قدر زياده،

ميبيني بلد نيستم لذت بودنت را توصيف كنم،

ميبيني همش كليشه مينويسم،

ميبيني ازت ميخوام كه ببيني،

همه ي اينها به اين خاطره كه دوستت دارم بد جور و اساسي!

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 Responses to ميبيني؟

  1. 1

    سلام رفیق
    زیبا مینویسی زیبا
    امشب حالم خوش نیست
    سارا در زیر فقط یک نماد است و برای جور شدن قافیه
    تقدیم به تو و همه ی گوشکنیا من تا صبح میبارم تو تا صبح بمان
    بمان و خستگی های این عالم پوچ را از روی دوش هایم بردار
    خداحافظ.

    خداحافظ ! گناه كوچك ديروز ، رنج بي شمار حال من سارا
    خداحافظ گلم ، خوبم ، عزيزم … يادگار بوسه هاي كال من سارا
    تو از اول براي من نبودي نه ، گناه از جانب من بود ، آري من
    چرا هي بي جهت اصرارمي كردم ، ومي گفتم كه قلبت مال من سارا

    تو زندانيِ يك اندوه خواهي شد،به جرم دوستي بامن ـ به جرم عشق
    و جرم هر چه آمد بر سر دل بستن و آينده و آمال من سارا
    “ تو از اول سلامت پاسخ بدرود با خود داشت ” گرچه من نفهميدم
    كز اول برگ برگش زرد بود و تلخ ، تقويم بد امسال من سارا

    تمامش صحبت ازغربت،تمامش حرف دلتنگي و دوري و صبوري بود
    هر آنچه مي رسيد از خواجه‌ي شيراز ، پاسخ به سؤال فال من سارا

    نمي خواهم،نمي خواهي،تو هم عين من ازپايان اين افسانه مي ترسي
    كه اين سان مي شود حس كرد از تو،سايه اي سرخورده را دنبال من سارا

    تو هم عين مني ، قرباني زخم زبان ديگرانی بيم داری
    باز تو را هم مي شود فهميد از آنچه كه مي آيد بر سر احوال من سارا
    خداحافظ ؟! نه،ممكن نيست، شوق با توبودن همچنان درجان من جاريست
    خدا نذر قد و بالاي ناز تو كند ، اين پيكر بي حال من سارا

    • 1.1
      نخودي says:

      سلام شرمنده كامنت من مربوط به يك نظر هست شرمنده… آقاي سرمدي خيلي غم انگيز بود و جداً متأثر كننده و كلاً دلم نيومد براي زيبايي پنهانش و غم آشكارش نظر نذارم … اميدوارم حالتون الآن بهتر شده باشه و بهتر تر هم بشه ….

  2. 2
    سارا بشارت says:

    هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم
    می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند ….
    شعر آقای سرمدی هم جالب بود.
    زیاد دیدم اشعاری که برای شخص سارا سروده باشند.
    عشق در معنای حقیقی آن زیباست.ولی دوست داشتن آدم را آرام تر میکند.

  3. 3
    Azizol lahpajoohandeh says:

    سلام دوستان! اکنون ساعت ‏20دقیقه به17است! آره میبینیم که یک مسابقه مطرح شد که…و متإسفانه…واظا که..‏ ز.هره مذاهری برنده شدند مبارکه!‏

  4. 4
    Azizol lahpajoohandeh says:

    آره میبینم که حدود ‏2ساعت است که پذیرایی نشده و پرقال و نارنگی و شکلات خوردم!‏

  5. 5
    Azizol lahpajoohandeh says:

    اره میبینیم که هم اکنونساعت ‏18‏ و ‏20دقیقه است و ما با سرویس خمینیشهر در راه بازگشت به منازلمان هستیم!‏

  6. 6
    Azizol lahpajoohandeh says:

    آره میبینم که ساعت ‏20رسیدم خونه ولی روی هم رفته جلسه ی خوبی بود و روی هم رفته خوش گذشت! آره من راحت پا به این جلسه گذاشتم و راحت به منزل بازگشتم!‏.

  7. 7
    Azizol lahpajoohandeh says:

    سلام! آره میبینیم که همه بیحالند یعنی حالشو ندارند گزارش برنامه ی امروز را در سایط قرار دهند! آره همه میبینند که من خیلی شیطونم و دست از شیطنت برنمیدارم!‏.ضمن تبریک به علی اکبر حاتمی جهت آوردن بیشترین رإی و تبریک به خانم مذاهری برای گرفتن جایزه در مسابقه!‏.

دیدگاهتان را بنویسید