ماجرای پیروزی مقتدرانه ی من در صندلی داغ.

سلام سلام سلااااااااا.ااااااا.ااااااا.اااااا.اااااام.
حالتون که خوبه؟
من که خیلی خوبم.
آخه یه حرکت زدم در حد لالیگا، تیم ملی، بنز یا هرچی تو این مایه ها.
چی؟
چی کار کردم؟
الآن میگم.
جونم براتون بگه که من از یکشنبه روی صندلی داغ نشستم و خیلیها اومدن و ازم سؤالات جورواجور پرسیدن.
هر کس به نوعی سعی کرد که منو بسوزونه ولی نشد که نشد.
تا این که دیشب، باران که تازه با محله آشنا شده و بینا هم هست، اومد یه کامنت گذاشت و دهتا سؤال ازم پرسید.
فقط بگم به حدی این سؤال سخت بود که از دیشب تا حالا یه ضرب روش کار کردم.
توی جواب این سؤال شعر داریم، معرفی فیلم داریم، معرفی نویسنده و کتاب داریم، معرفی خواننده و آهنگ داریم، جُک هم داریم.
حالا برای این که ببینید با چه اقتداری تونستم صندلی داغ رو فتح کنم، اول کامنت باران رو براتون میذارم، و بعدش جواب خودمو براتون میذارم.
این کار رو فقط برای اولً نسوختن در صندلی داغ کردم و ثانیً برای اثبات تواناییهای نابیناها به بیناها.
قصد خودنمایی ندارم ولی گفتم شاید بد نباشه که این اتفاق رو در قالب یه پست منتشر کنم.
ولی عجب کاری کردم خدایییییییییش.
انصافً صندلی داغ هیچ کس اینطوری باهاش تا نشد.
ولی از اونجایی که اصلً دوست ندارم کم بیارم، با اقتدار این کامنت رو جواب دادم.
حالا بریم سراغ کامنت باران. باران اینطوری نوشت:

سلااااا اااااا ااااااا ااااااااااا اااااام به شهروز

میبینم که چهار روزه صندلی داغت راه افتاده اما هنوز کسی نتونسته بسوزونت و خداییش به همه سؤالا تالا جواب دادی.

اما من اومدم تیر خلاص رو بزنم. کاری کنم که در نهایت در عین شهامت، شکست خودتو اعلام کنی و بالاخره بسوزی و هی نگی صندلیم خنکه.

تمامی سؤالات من در چارچوب صندلی داغ و قانونیه، یعنی 10 تا. هم جواب دادن به این سؤالا کاملا قابل دسترسه و در توان تو هم هست.

فقط لازمه جواب دادنش کمی سختی و صرفه وقته که خب دیگه اگه اینجوری نباشه که به همه سؤالا راحت جواب میدی و نمیسوزی.

بچه ها کاری که شما تو این 4 روز نتونستین انجام بدین ظاهرا خودم باید انجام بدم و روی این شهروز رو کم کنم.

پیش به سوی رسوندنه دمای صندلی داغ شهروز به 100 درجه و در نهایت ذوب شدن شهروز و اعلام شکست قطعی و حتمی در این صندلی داغ.

همینجا اعلام میکنم اگر شهروز به تمامی سؤالهای من هم جواب بده، دیگه خداییش باید پیروز این صندلی داغ بدونیمش و خاتمه صندلی رو یه جورایی اعلام کنیم.

1، با توجه به علاقهمندی تو به رادیو، تمامی برنامه های مرتبط با معلولین در 10 سال اخیر در رادیو رو نام ببر و به عوامل برنامه ساز اونا اشاره کن.

یعنی برنامه هایی که از سال 83 تا 93 در شبکه های مختلف رادیویی تولید و پخش شدند.

2، در حال حاضر چند سایت فعال در حوزه نابینایان داریم و مدیران این سایتها چه کسانی هستند و از چه سالی فعالیت خودشون رو شروع کردند. من که تازه با اینجا اشنا

شدم اما بعد از گوشکن خودت به کدومشون بیشتر علاقهمندی.

3، از نظر تو 3 پست برتر تمامی کسانی که در صندلی داغت کامنت گذاشتن کدوم پست هاشون در محله هستش.

نکته، این سؤال شامل کسانی میشه که در محله پست منتشر میکنن و مثلا شامل عمو حسین نمیشه. چون من هر چی سرچ زدم هیچ پستی از عمو حسین تو اینجا یافت نشد.

از هر نفر، سه پست برتر رو از نظر خودت بگو.

4، گفتی نهایتا 7 تا دوست صمیمی داری. این افراد رو نام ببر و برای هر نفر هفت دلیل رو بگو که چرا این افراد دوستان صمیمی تو در زندگیت هستند.

5، از نویسندهگانی که در زیر بهشون اشاره میکنم، سه اثر برتر و فاخر این نویسندگان رو نام ببر.

محمدعلی جمالزاده

صادق هدایت

  • محمود دولت آبادی
  • هوشنگ گلشیری
  • بزرگ علوی
  • عباس معروفی
  • جلال آل احمد
  • سیمین دانشور
  • میرزا محمدعلی نقیب‌الممالک، نویسنده امیر ارسلان نامدار
  • زین‌العابدین مراغه‌ای
  • ابراهیم گلستان
  • عدنان غریفی
  • احمد محمود
  • رضا براهنی
  • رسول پرویزی
  • صادق چوبک
  • زویا پیرزاد
  • دکتر علی شریعتی
  • غلامحسین ساعدی
  • مصطفی رحماندوست
  • مجتبی رحماندوست
  • منیرو روانی پور
  • فهیمه رحیمی
  • نادر ابراهیمی
  • هوشنگ مرادی کرمانی
  • امیرحسین فردی
  • مرتضی مشفق کاظمی
  • اسماعیل فصیح
  • علی محمد افغانی
  • ناصر تقوایی
  • دهخدا
  • شهریار مندنی پور
  • ابوتراب خسروی
  • ذبیح الله منصوری
  • 6. از هر کدام از شاعرانی که در زیر بهشون اشاره میکنم، یک شعر دو بیتی بنویس.
  • رودکی

سنایی

عطار

فرخی سیستانی

فردوسی

مسعود سعد سلمان

منوچهری

نظامی گنجوی

ناصر خسرو

خاقانی

خیام

خواجه عبد الله انصاری

باباطاهر عریان

انوری

ابو سعید ابوالخیر

دقیقی

عنصری

جامی

حافظ

خواجوی کرمانی

سعدی

عبید زاکانی

کمال الدین اصفهانی

صائب تبریزی

مولوی

بیدل دهلوی

محتشم کاشانی

فروغی بسطامی

وصال شیرازی

هاتف اصفهانی

محمدتقی بهار، ملک الشعرا

ایرج میرزا

شهریار

هوشنگ ابتهاج

رهی معیری

پروین اعتصامی

قیصر امین پور

نیما یوشیج

مهدی اخوان ثالث

احمد شاملو

فریدون مشیری

فروغ فرخزاد

سهراب سپهری

محمدرضا شفیعی کدکنی

یغما گلرویی

عبدالجبار کاکایی

مریم حیدرزاده

روزبه بمانی

افشین ید اللهی

  • 7، از هر کدوم از فیلمسازانی که در زیر بهشون اشاره میکنم، سه اثر برتر و پر مخاطبشون رو بنویس.
  • اصغر فرهادی

ابوالقاسم طالبی

ابراهیم حاتمی کیا

احمدرضا درویش

ایرج طهماسب

ایرج قادری

پرویز شیخ هادی

بهرام بیضایی

بهمن قبادی

بهروز افخمی

رضا عطاران

سیروس الوند

رخشان بنی اعتماد

مسعود ده نمکی

حسن فتحی

کامران قدکچیان

علی حاتمی

مسعود جهفری جوزانی

مسعود کیمیایی

عباس کیارستمی

عبدالرضا کاهانی

رسول ملاقولیپور

مهران مدیری

ماضیار میری

تهمینه میلانی

داریوش مهرجویی

محسن مخملباف

مجید مجیدی

پوران درخشنده

کیومرث پور احمد

جعفر پناهی

کمال تبریزی

ناصر تقوایی

فریدون جیرانی

حبیب الله کاسه ساز

سیف الله داد

رسول صدر عاملی

سعید سهیلی

فرج الله سلحشور

جمال شورجه

مهدی فخیمزاده

محمدحسین لطیفی

سیروس مقدم

داوود میر باقری

رضا میر کریمی.

  • 8، از خوانندگانی که در زیر بهشون اشاره میکنم، 5 آلبوم موسیقیاییشون رو نام ببر.
  • محمد اصفهانی
  • مجید اخشابی
  • علی لهراسبی
  • محسن یگانه
  • محسن چاوشی
  • مرتضی پاشایی
  • شهرام شکوهی
  • علی تکتا
  • عبدالمالکی
  • یاس
  • معین
  • امید
  • سیاوش قمیشی
  • مرجان. خخخ
  • هایده

فرهاد

محمد حشمتی

اندی

منصور

شاهرخ

مهستی

داوود مقامی

رضا صادقی

جمشید

پویا

احسان خاجه امیری

حمید عسگری

حامد هاکان

آرش

فریدون

سامان جلیلی

ابی

داریوش

محمدرضا شجریان

سالار عقیلی

گروه رستاک

مجتبی کبیری

غلامرضا صنعتگر

مهدی یراحی

ناصر عبد اللهی

سندی

9، 10 تا لطیفه واسمون بگو که خودت از همه بیشتر دوست داری یا وقتی شنیدیش زیااد خندیدی.

10، فایل زیرو بگوش بگو چند تا تراک داره، نویسندش کیه. چه سالی این اثر منتشر شده.

http://luckymojy.dl.rapidpars.com/21520/4923644/aq9gb53n2c9/dam-ra-dariab.rar

خب آقا شهروز میبینم که حسااااابی در حال سوختن هستین.

تازه من همیشه تو وبلاگ امیر از کلی شکلک استفاده میکنم.

دیگه دیدم اینجا زیاد شکلک نمیذارن به شکلکهای مربوطه اشاره نکردم. خخخخ

خب این کامنتی بود که باران گذاشت. من هم بعد از بیست و چهار ساعت تلاش سخت، کامنت جوابش رو که طولانیترین کامنت تاریخ گوشکن هم شد، منتشر کردم که متنش رو براتون میذارم:

سلام باران.
خخخ.
میگم اگر کسی خصومت شخصی هم با من داشته باشه اینطوری سؤال طرح نمیکنه آخه.
ولی از اونجایی که ما پِرسپلیسیها عمرً اهل تسلیم شدن نیستیم، میریم که داشته باشیم جواب سؤالات شما رو.
1: خب در ده سال اخیر یه برنامه توی رادیو ایران به نام روشن ضمیران داشتیم که تهیه کننده و مجریش ازرا وکیلی بود.
برنامه ی با روشندلان هم در رادیو فرهنگ سردبیر و مجریش سهیل معینی بود.
برنامه ی جهان ورزش ویژه ی جانبازان و معلولین هم با تهیه کنندگی نیما نیساری و اجرای گویندگانی چون بهرام سلطانپور و اکبر ارمنده از رادیو ورزش داره پخش میشه. البته تهیه کننده ی این برنامه اخیرً خانم صدف سبحانی هستن.
برنامه ی شکوه اراده، از رادیو ورزش پخش میشه، ویژه ی ورزش نابینایان، با تهیه کنندگی صدف سبحانی و اجرای نوید فرخزاد و خبرنگارش هم امیر سرمدیه.
امید، نشاط زندگی و زندگی ادامه داره و عید دیدنی هم در رادیو فصلی خودمون کار کردیم که من و امیر و اشکان آذرماسوله و فاطمه شجاع مجری کارشناسهاش هستیم و کسانی چون ملیحه کیان در حال حاضر و فاطمه ی بیتقصیر، امیر بنیهاشمی و پیمان پناهی در گذشته تهیه کنندگان این برنامه ها بودن.
یه برنامه هم به سردبیری مجتبی حسنی و اجرای امیر قاسمیفر از رادیو جوان پخش میشد ویژه ی معلولین به نام دوباره زندگی.
دیگه برنامه ای به غیر از اینها نبوده.
2: خب تمام سایتهای شخصی و دولتی و سازمانی مربوط به نابینایان، در همین یک یا دو سال اخیر به طور حرفه ای کار خودشون رو شروع کردن و شاید بشه گفت که گوشکن یکی از قدیمیترینهاشونه. لیستشون هم توی قسمت پیوندها هست. تقریبً بخش پیوندها بخش ثابتیه. اونهایی هم که اسم مدیرشون نوشته نشده یا سازمانی هستن یا بیش از یه مدیر دارن.
دیگه اینجا لیستش رو نمیذارم که تکرار مکررات نشه.
3: خب نیما حسینی سه تا پست بیشتر نداره که اسماشون به این ترتیبه::
دانلود کتاب گویای دستان و سیمرغ. برای کودکان عزیز. و همچنین کسانی که مشتاق حماسه های ایرانی هستن.
کوروش بزرگ.
اردشیر ساسانی یکی از مردان بزرگ ایرانزمین.
اما خانم بشارت:
لطفً افکار منفی را کنار بگذارید.
برای خودت زندگی کن نه برای دیگران.
کاش میشد کودک ماند.
حالا سعید درفشیان:
فقط به انرژی مثبت شما نیاز دارم.
آموزش جامع nvda.
تست مغز. تا آخرش بخونید، بعد جواب بدید.
اما ثنا:
زبان خوراکیها، بخشی از صحبتهای هفت مهمان عزیز.
برای رسیدن به آرامش و زندگی بهتر.
پذیرایی به مناسبت یلدا با خوراک جهرم.
حالا ساجده:
آموزش دسر ژله بستنی در رستوران محله ی نابینایان.
سفارش از شما حاضر کردن غذا از ما.
دستور پخت کیک کشمشی در رستوران محله.
نخودی:
تجربه به چه قیمتی آیا؟
نیت.
نقطه ضعف.
هادی عباسی سه تا جلسه ی کلاس ریاضیش به نظرم عالی بوده.
آقای حاتمی:
خاطره، بخونید و حس و حالتان را بنویسید.
هشت اشتباه آدمهای باهوش.
هفت شوخی زشت اقایان با خانمها.
عباس:
دانش و فناوری.
اطلاعاتی از گوگل که تا کنون نشنیده اید.
دکتر گوگل شروع به کار میکند.
علیرضا ایزدی سه تا پست بیشتر نداره:
دانلود آهنگ شکوفه ی سیب حامد زمانی.
دانلود پنج آهنگ شاد ورزشی.
اولین پست این جانب علیرضا ایزدی.
فرامرز خسروی فقط یه پست داره که توش جملات طنز نوشته.
اصغر:
دزدیهای جالب و خنده دار یا بخونید و بنویسید.
حلالم کن.
مناسبسازی معابر از شایعه تا واقعیت.
تبسم:
سه تا پستی که درباره ی پروژه ی غلط ننویسیم زده که یه پست مقدماتیه و دو جلسه هم کلاسه.
عمو چشمه هم پستهای کوتاه ولی شنیدنیش جالبه که تا حالا هشت قسمت شده.
زهره:
لیست مشاغل، مناسب برای نابینایان.
شماها چه طوری امضا میکنید؟
بالاخره تنهایی رفتم شیرینیفروشی.
امیر سرمدی:

رضامندی زوجیت در زوجین نابینا.
گزارش و دانلود مستند سفر ما به یک مکان شگفت انگیز.
گزارشی از خاطره ی روز برفی من.
مهدی ترخانه دوتا پست فقط داره:
کمی در باره ی مفاهیم کلی برق.
اولین پست من تجربه ی دنیای جدید نابینایی.
پریسیما پستهایی که برای آموزش کوتاهنویسی خط بریل در زبان انگلیسی میذاره خیلی مفیده.
فرشته حسینی:
عنوان را شما انتخاب کنید.
تو را قدم خواهم زد.
نذر بازگشت.
درسهای زیستشناسی یک مادر خیلی عالیه که تا حالا چهار جلسش منتشر شده.
مجتبی:
بهترین پستهاش به نظرم چهاردهتا قسمت مستند سفر به شمالشه.
فاطمه هم سه تا پست بیشتر نداره:
اصلاح غلط املایی.
ازدواج با بینا یا نابینا.
زیباترین sms.
ملیسا هم پستهایی که برای آموزش خط بریل میذاره پستهای جالبیه. تا حالا سیزده قسمتش منتشر شده.
4: خب من نگفتم دقیقً هفتتا دوست صمیمی دارم. گفتم حدودً هفتتا دوست صمیمی دارم. حالا شاید دوتا بالا پایین بشه.
اشکان، امیر، یه امیر دیگه، مسعود، آرش، مجتبی پاشایی و مجتبی خادمی، حامد، امید، عمو چشمه
نمیدونم امیدوارم کسی رو از قلم ننداخته باشم.
ولی برای هر کدومشون هفتتا ویژگی لازم نیست.
اتفاقً اینجا چون توی ملاکهام این دوستان مشترکً دارای تطابق بودن دوستای نزدیک من هستن..
1: صداقت.
2: بامعرفت بودن.
3: به خاطر خودم باهام دوستن نه چیز دیگه ای.
4: قابل اعتماد هستن.
5: فرهنگشون و عقایدشون بهم میخوره.
6: تواناییشون. هر کدوم از دوستای من واقعً توی یه زمینه نابغه هستن.
7: میتونم راحت در مواقع نیاز روی کمکشون حساب کنم.
این هم از این سؤال.
5: جمالزاده: اندک آشنایی با حافظ، سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، طریقه ی نویسندگی و داستانسرایی.
صادق هدایت: سگ ولگرد، خیمه شببازی، افسانه ی آفرینش.
محمود دولتآبادی: اتوبوس، سلوک، روزگار سپری شده ی مردم سالخورده.
هوشنگ گلشیری: آینه های دردار، جننامه، شازده ی احتجاب.
بزرگ علوی: روایت، لغتنامه ی بزرگ آلمانی به فارسی، مجموعه ی داستاننامه ها.
عباس معروفی: پیکر فرهاد، فریدون سه پسر داشت، تمامً مخصوص.
جلال آل احمد: نفرین زمین، غربزدگی، مدیر مدرسه.
سیمین دانشور: آتش خاموش، شهری چون بهشت، به کی سلام کنم.
میرزا محمدعلی نقیب الممالک: َملِک جمشید، امیر ارسلان نامدار، زرین ملک.
زین العابدین مراغه ای: سیاحتنامه ی ابراهیم بیک، یکی بود یکی نبود، مقیم و مسافر، تاریخ دخانیه.
ابراهیم گلستان: آذر ماه آخر پاییز، شکار سایه، خروس.
عدنان غریفی: چهار آپارتمان در تهرانپارس، مرغ عشق، به موشک بستن فرشتگان.
احمد محمود: همسایه ها، درخت انجیر معابر، داستان یک شهر.
رضا براهنی: رازهای سرزمین من، بعد از عروسی چه گذشت، چاه به چاه.
رسول پرویزی: شلوارهای وصله دار، لولی سرمست، قصه های رسول.
صادق چوبک: چراغ آخر، روز اول قبر، سنگ صبور.
زویا پیرزاد: چراغها را من خاموش میکنم، عادت میکنیم، سه کتاب.
دکتر علی شریعتی: با مخاطبهای آشنا، بازگشت، نیایش.
غلامحسین ساعدی: خانه های شهر ری، شبنشینی باشکوه، ترس و لرز.
مصطفی رحمندوست: فرهنگ آثار، فرهنگ ضرب المثلها، ترانه های نوازش.
مجتبی رحمندوست: مسافر، سفر غریب، نگهبان غار.
منیرو روانیپور: اهل غرق، کولی کنار آتش، دل فولاد.
فهیمه رحیمی: بازگشت به خوشبختی، آریانا، اشک و ستاره.
نادر ابراهیمی: کلاغها، سنجابها، دور از خانه.
هوشنگ مرادی کرمانی: خمره، آب انبار، معصومه.
امیرحسین فردی: اسماعیل، کوچک جنگلی، افسانه ی امام اول.
مرتضی مشفق کاظمی: تهران مخوف، یادگار یک شب، گل پژمرده.
اسماعیل فصیح: خاک آشنا، دیدار در هند، نمادهای دشت مشوش.
علی محمد افغانی: شوهر آهو خانم، بوته زار، محکوم به اعدام.
ناصر تقوایی: تابستان همان سال، چای تلخ، کبریت بیخطر.
علی اکبر دهخدا: چرند و پرند، لغتنامه، امثال حِکَم.
شهریار مندنیپور: سایه های غار، هشتمین روز زمین، مومیا و عسل.
ابوتراب خسروی: هاویه، دیوان سومنات، اسفار کاتبان.
ذبیح الله منصوری: کتاب شاه جنگ ایرانیان، خداوند الموت، خواجه تاجدار.
6: بریم سراغ شعرها.
رودکی:
نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود،
حال من از اقبال تو فرخنده شود.
وز غیر تو هر جا سخن آید به میان،
خاطر به زار غم پراگنده شود.
سنایی:
با او دلم به مهر و مودت یگانه بود،
سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود.بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود،
عرش مجید جاه مرا آستانه بود.
عطار:
مجمعی کردند مرغان جهان،
آن چه بودند آشکارا و نهان.
جمله گفتند: «این زمان در روزگار،
نیست خالی، هیچ شهر از شهریار.
فرخی سیستانی:
برآمد پيلگون ابري ز روي نيلگون دريا،
چو گردان گردباد تندگردي تيره اندروا.
چو گردان گشته سيلابي ميان آب آسوده،
چو پيلان پراکنده ميان آبگون صحرا.
فردوسی:
بـه آمــوختن چون فــروتن شوی،
سخن هــاي دانندگــان بشنوي.
مگوي آن سخن، كاندر آن سود نيست،
كز آن آتشت بهره جز دود نيست.

مسعود سعد سلمان:
هر ابر که بنگرم غباری شده گیر،
گر گل گیرم به دست خاری شده گیر.
هر روز مرا خانه حصاری شده گیر،
عمری شده دان و روزگاری شده گیر.
منوچهری:
شاد باشید که جشن مهرگان آمد،
بانگ و آوای درای کاروان آمد.
کاروان مهرگان از خزران آمد،
یا ز اقصای بلاد چینستان آمد.
نظامی:
ای همه هستی زتو پیدا شده،
خاک ضعیف از تو توانا شده.
زیرنشین علمت کاینات،
ما بتو قائم چو تو قائم بذات.
ناصر خسرو:
تا کی از آرزوی جاه و خطر،
به در شاه و زی امیر شوی؟
دشمن من شدی بدانکه چو من،
حاضر آیم تو می حسیر شوی.
خاقانی:
ای آتش سودای تو خون کرده جگرها،
بر باد شده در سر سودای تو سرها.
در گلشن امید به شاخ شجر من،
گلها نشکفند و نه برآمد ثمرها.
خیام:
برخیز و بیا بتا برای دل ما،
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما.
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم،
زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما.
خواجه عبد الله انصاری:
بازا بازا هر آنچه هستی بازا،
گر کافر و گبر و بتپرستی بازا.
این درگه ما درگه نومیدی نیست،
صد بار اگر توبه شکستی بازا.
باباطاهر عریان:
ببندم شال و میپوشم قدک را،
بنازم گردش چرخ و فلک را

بگردم آب دریاها سراسر،
بشویَم هر دو دست بی نمک را.
انوری:
بیــا ای جان بیا ای جان بیــا فــــریاد رس مــا را،
چـو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفــس ما را.
ز عشــقت گــرچه با دردیم و در هجــرانت انـــدر غـم،
ز عشــق تو نــه بس باشـــد ز هجــران تو، بس مــا را.
ابوسعید ابوالخیر:
یا رب به محمد و علی و زهرا،
یا رب به حسین و حسن و آل عبا.
کز لطف برآر حاجتم در دو سرا،
بی‌منت خلق یا علی الاعلا.
دقیقی:
ور مرکب نیستی از نیکویی،
جانم از عشقش مرکب نیستی.
ور مرا بی یار باید زیستن،
زندگانی کاش یا رب نیستی.
عنصری:
بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد،
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد.
ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد،
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد.
جامی:
جامی از گفت و گو ببند زبان،
هیچ سودی ندیده، چند زیان؟
پای کش در گلیم گوشه ٔ خویش،
دست بگشا به کسب توشهٔ خویش!
حافظ:
صلاح کار کجا و من خراب کجا،
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا.
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس،
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا.
خواجوی کرمانی:
گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی،
گفتم منم غریبی از شهر آشنائی.
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری،
گفتم بر آستانت دارم سر گدائی.
سعدی:
به نام خدایی که جان آفرید،
سخن گفتن اندر زبان آفرید.
خداوند بخشندهٔ دستگیر،
کریم خطابخش پوزشپذیر.
عبید زاکانی:
خدایا تا از این فیروزه ایوان،
فروزد ماه و مهر و تیر و کیوان.
شه خاور جهان آرای باشد،
زمان باقی زمین بر جای باشد.
کمال الدین اصفهانی:
کسی نیست که تا بر وطن خود گرید،
بر حال تباه مردم بد گرید.
دی بر سر مرده ای دو صد شیون بود،
امروز یکی نیست که بر صد گرید.
صائب تبریزی:
یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا،
از فروغ عشق، خورشید قیامت کن مرا.
تا به کی گرد خجالت زنده در خاکم کند،
شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا.
مولوی:
بشنو از نی چون حکایت می‌کند،
از جداییها شکایت می‌کند.
کز نیستان تا مرا ببریده اند،
در نفیرم مرد و زن نالیده اند.
بیدل دهلوی:
زندگی محروم تکرارست و بس،
چون شرر این جلوه یک بارست و بس.
از عدم جویید صبح ای عاقلان،
عالمی اینجا شب تارست و بس.
محتشم کاشانی:
نواب کز و نیم مه و سال جدا،
این عیدم از آن قبلهٔ آمال جدا.
امروز که طواف کعبه فرض است و ضرور،
من مانده ام از کعبهٔ اقبال جدا.
فروغی بسطامی:
از کِشت عمل بس است یک خوشه مرا،
در روی زمین بس است یک گوشه مرا.
تا چند چو کاه گرد خرمن گردیم،
چون مرغ بس است دانه ای توشه مرا.
وصال شیرازی:
ای که میپرسی که را خواهی که مینالی چنین،
تا به کِی پرسی و من گویم نگار خویش را.
طبیب چارۀ دل خستگان عشق مجوی،
که دردمند بلا دشمن است دارو را.
هاتف اصفهانی:
سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرَم تو را،
جان نثار افشان خاک آستان آرَم تو را.
از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی،
تا پیام طایر هم آشیان آرَم تو را.
ملک الشعرای بهار:
یا که به راه آرَم این صید دل رمیده را،
یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را.
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن،
یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را.
ایرجمیرزا:
ای نکویان که در این دنیایید،
یا از این بعد به دنیا آیید.
این که خفته است در این خاک منم،
ایرجم، ایرج شیرین سخنم.
شهریار:
مُشـــرکان کز هر ســـــــلاحی فتنه و شــر میکُنند،
از عـبا هنگامه وز عمّـــامه محشـر میکنند.
این محبت محتسب با دکّـــــــهۀ گـــــــــبران نــکرد،
کایـن گروه تُحفه با محراب و منبر میـکنند.
هوشنگ ابتهاج:
عشق شادیست، عشق آزادیست،
عشق آغاز آدمی زادی ست.
عشق آتش به سینه داشتن است،
دم همت بر او گماشتن است.
رهی معیری:
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم،
وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارَت شوم.
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران،
اول به دام آرَم تو را وانگه گرفتارت شوم.
پروین اعتصامی:
به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر،

که هر که در صف باغ است صاحب هنریست.
بنفشه مژدهٔ نوروز میدهد ما را،
شکوفه را ز خزان وز مهرگان خبریست.
قیصر امینپور:
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم،
ولی دل به پاییز نسپرده ایم.
چو گلدان خالی لب پنجره،
پر از خاطرات ترک خورده ایم.
نیمایوشیج:
من ندانم با که گویم شرح درد،
قصه ی رنگ پریده ، خون سرد ؟
هر که با من همره و پیمانه شد،
عاقبت شیدا دل و دیوانه شد.
مهدی اخوان ثالث:
ز ظلمت ِ رمیده خبر می‌دهد سحر،
شب رفت و با سپیده خبر می‌دهد سحر.
در چاه ِ بیم، امید به ماه ِ ندیده داشت،
و اینک ز مهر ِ دیده خبر می‌دهد سحر.
احمد شاملو:
سالی،
نوروز،
بی‌چلچله،
بی‌بنفشه می آید،،
بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب،
بی گردشِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.
سالی،
نوروز،
بی گندمِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور،
بی‌رقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.
فریدون مشیری:
بر نگه سرد من به گرمی خورشید،
می نگرد هر زمان دو چشم سیاهت.
تشنه این چشمه ام چه سود خدا را،
شبنم مرا نه تاب نگاهت.
فروغ فرخزاد:
در انتظار خوابم و صد افسوس،
خوابم به چشم باز نمی آید.
اندوهگین و غمزده می گویم،
شاید ز روی ناز نمی آید.
سهراب سپهری:
در باغی رها شده بودم،
نوری بیرنگ و سبک بر من می وزید.
آیا من خود بدین باغ آمده بودم،
و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود؟
محمدرضا شفیعی کدکنی:
شب بود و نسیم بود و باغ و مهتاب،
من بودم و جویبار و بیداری آب.
وین جمله مرا به خامشی می گفتند،
کاین لحظه ی ناب زندگی را دریاب.
یغما گلرویی:
برای‌ خسرو گُلسُرخی‌

تو نمی‌میری‌ ! رفیق‌ !
نیگاه‌ به‌ دوازده تا گلوله ایی‌ که‌ خوردی‌ نکن‌ !
تو نمی‌میری.
بعضیا بعدِ تیربارون‌ شُدن‌اَم‌ نمی‌میرن‌ !
حالا حالاها زنده ایی‌ تو دِل‌ِ این‌ مَردُم‌ !
من‌ از سی‌ سال‌ جلوتَر اومدم‌ که‌ دارم‌ این‌ُ بِهِت‌ می‌گم‌ !
بعدِ گُذشت‌ِ این‌ همه‌ سال،
هنوز دوچرخه سوارای پارک‌ِ چیتگر،
گاهی‌ می‌بیننت‌ که‌ داری‌ بینِ درختا قَدَم‌ می‌زنی‌ !
تو همیشه‌ عاشق‌ِ درختا بودی‌ ! نه‌؟
عاشق‌ِ درختایی که سَرپا می‌میرن‌…
عبدالجبار کاکایی:
يك شهر دعا کرد و بلا كم نشد امسال،
خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال.
اي ماه چه دير آمدي از راه و عجیب است،
دلواپس تو  عالم و آدم نشد امسال.
مریم حیدرزاده:
حافظ کنار عكس تو من باز نيت ميكنم،
انگار حافظ با من و من با تو صحبت ميكنم.
وقت قرار ما گذشت و تو نمي دانم چرا،
دارم به اين بد قوليت ديريست عادت ميكنم.
روزبه بمانی:
هرجور میتونی بمون، من با تو سازش میکنم،
هر بار میگفتم نرو، این بار خواهش میکنم.
با زخم تنهاتر شدن، محتاج تسکینم نکن،
تنهاتر از من نیستی، تنهاتر از اینم نکن.
افشین ید اللهی:
همه دنیا بخواد و تو بگی نه ، نخواد و تو بگی آره ، تمومه،
همین که اول و آخر تو هستی ، به محتاج تو ، محتاجی حرومه.
تو همیشه هستی اما ، این منم که از تو دورم،
من که بی خورشید چشمات ، مثل ماه ِ سوت و کورم.
7: اصغر فرهادی: چهارشنبه سوری، درباره ی الی، جدایی نادر از سیمین.
ابوالقاسم طالبی: قلاده های طلا، دستهای خالی، جنگ کودکانه.
ابراهیم حاتمیکیا: چ، به نام پدر، به رنگ ارغوان.
احمد رضا درویش: متولد ماه مهر، سرزمین خورشید، دوئل.
ایرج تهماسب: کلاهقرمزی، کلاهقرمزی و سر به ناز، کلاهقرمزی و بچه ننه.
ایرج قادری، سام و نرگس، آکواریوم، محاکمه.
پرویز شیخ طادی: روزهای زندگی، شکارچی شنبه، دایناسور.
بهرام بیضایی: وقتی همه خوابیم، سگ کشی، شاید وقتی دیگر.
بهمن قبادی: فصل کرگدن، کسی از گربه های ایرانی خبر نداره، لاکپشتها هم پرواز میکنند.
بهروز افخمی: سن پترزبورگ، شوکران، عروس.
رضا عطاران، خوابم میاد، ردکارپت، ترش و شیرین.
سیروس الوند: پرتقال خونی، زن دوم، طله.
رخشان بنی اعتماد: قصه ها، خونبازی، روسری آبی.
مسعود ده نمکی: اخراجیها، رسوایی، معراجی ها.
حسن فتحی: ازدواج به سبک ایرانی، کیفر، پستچی سه بار در نمیزند.
کامران قدکچیان: فاصله، رز سفید، دختر شاه پریون.
علی حاتمی: کمال الملک، جعفرخان از فرنگ برگشته، مادر.
مسعود جعفری جوزانی: بلوغ، دل و دشنه، یک مرد یک خرس.
مسعود کیمیایی: جرم، متروپل، محاکمه در خیابان.
عباس کیارستمی: مثل یک عاشق، کپی برابر اصل، شیرین.
عبدالرضا کاهانی: هیچ، اسب حیوان نجیبی است، بیخود و بیجهت.
رسول ملا قلیپور: م مثل مادر، مزرعه ی پدری، قارچ سمی.
مهران مدیری: شبهای برره، قهوه ی تلخ، پاورچین.
مازیار میری: حوز نقاشی، سعادتآباد، کتاب قانون.
تهمینه میلانی: آتشبس، سوپر استار، تصفیه حساب.
داریوش مهرجویی: سنتوری، مهمان مامان، نارنجیپوش.
محسن مخملباف: پرزیدنت، باغبان، فریاد مورچه ها.
مجید مجیدی: رنگ خدا، بید مجنون، محمد [ص].
پوران درخشنده: هیس دخترها فریاد نمیزنند، رؤیای خیس، شمعی در باد.
کیومرث پور احمد: خواهران غریب، شب یلدا، اتوبوس شب.
جعفر پناهی: آفساید، طلای سرخ، دایره.
کمال تبریزی: همیشه پای یک زن در میان است، مارمولک، طبقه ی حساس.
ناصر تقوایی: کاغذ بیخط، کِشتی یونانی، ناخدا خورشید.
فریدون جیرانی: پارک وی، من مادر هستم، خواب زده ها.
حبیب الله کاسه ساز: کارناوال مرگ، او، نوروز.
سیف الله داد: بازمانده، کانی مانگا، زیر باران.
رسول صدر عاملی: دیشب باباتو دیدم آیدا، دختری با کفشهای کتانی، من ترانه پانزده سال دارم.
سعید سهیلی: گشت ارشاد، کلاشینکف، چهار انگشتی.
فرج الله سلحشور،اصحاب کهف، یوسف پیامبر، ایوب پیامبر.
جمال شورجه: سی و سه روز، یاسهای پنهان، وعده ی دیدار.
مهدی فخیمزاده: ولایت عشق، خواب و بیدار، بیصدا فریاد کن.
محمدحسین لطیفی: عینک دودی، خوابگاه دختران، توفیق اجباری.
سیروس مقدم: پایتخت، چک برگشتی، نرگس.
داوود میرباقری: مختارنامه، شاهگوش، آدمبرفی.
رضا میرکریمی: به همین سادگی، یه حبه قند، امروز.
8: خب خیلی از این خواننده ها کمتر از پنجتا آلبوم دارن. به خصوص اونهایی که جدیدترن.
پس اگر آلبومهای یه خاننده جلوی اسمش کمتر از پنجتا بود یعنی این خواننده همین تعداد آلبوم رو بیشتر نداره.
محمد اصفهانی: بیواژه، برکت، هفت سین، نون و دلقک، ماه غریبستان.
مجید اخشابی: گم گشته، همراز، پریزاد، آهنگهای اجرا شده، تلافی.
علی لهراسبی: روبات، تصمیم، 14، تک آهنگها.
محسن یگانه: حباب، رگ خواب، نفسهای بیهدف، آخه دل من، وقتی رفتی.
محسن چاوشی: چمدون، پرچم سفید، خودکشی ممنوع، لنگه کفش، پاروی بیقایق.
مرتضی پاشایی: گل بیتا، یکی هست، اسمش عشقه.
شهرام شکوهی: مدارا، کولی عشق، تک آهنگها.
علی تکتا آلبوم نداره. حیف یه دبیر ادبیات نیست از این آهنگها گوش کنه خخخ.
علی عبدالمالکی: خدانشناس، نامسلمون.
یاس: خیابونیها، به امید ایران.
معین: میپرستی، کعبه، هوس، یکی را دوست میدارم، سفر.
امید: هردو عاشق، پرسه های عاشقی، سربلند، پیروزی، انتظار.
سیاوش قمیشی: عروسک شب، فرنگیس، حکایت، خواب بارون، تاک.
مرجان خخخ: کویر دل، شبهای خطخطی، خاطره ها، سکه ی ماه، گلچین 2.
هایده: زندگی سلام، سوگند، روزای روشن، شب عشق، فریاد.
فرهاد: گل یخ، شب تیره، گنجشک اشیمشی، کودکانه، سقف.
محمد حشمتی: شب نمناک، خونه ی خورشید، اذان میگویند، خدا چرا عاشق شدم، آمده ام.
اندی: بیقرار، فرودگاه، شهر فرشتگان، پلاتینیوم، خلوت من.
منصور: قایق کاغذی، فقط به خاطر تو، زندگی، دیوونه، فراری.
شاهرخ: آهو، لعبت، کولی، خونه، ترانه باران.
مهستی: آشفته، اسیر، آوازک، دلداده، قسم.
داوود مقامی: مرغ سرگردان، بهشت و جهنم، بر باد رفته، یتیم، قلب محزون.
رضا صادقی: مشکی رنگ عشقه، کما، وایسا دنیا، یکی بود یکی نبود، دیگه مشکی نمیپوشم.
جمشید: خوش آمدی، فریبانه، اولین نگاه، ثانیه ها، نقشه ی زیبا.
پویا: غریبانه، قطره ی باران، تصویر، تب تند.
خوشبختی.
احسان خواجه امیری: من و بابا، سلام آخر، فصل تازه، یه خاطره از فردا، عاشقانه ها.

حمید عسگری: دلبریده، سه گانه ی کما، خوشبختی.
حامد هاکان: دستخوش لوتی.
آرش: دنیا، سوپرمن، کراس فید رمیکس، آرش.
فریدون: سرگذشت، اولین سلام، غریبه، از تو دورم، خاطرات گمشده.
سامان جلیلی: پرتگاه.
اِبی: حس تنهایی، ستاره ی دنباله دار، حسرت پرواز، ستاره های سربی، شب نیلوفری.
داریوش: چشم من، فریاد زیر آب، معجزه ی خاموش، دنیای این روزای من، انسان.
محمدرضا شجریان: چهره به چهره، راز دل خون جوانان وطن، انتظار دل، پیوند مهر، دل مجنون.
سالار عقیلی: فصل عاشقی، وطن، زمزمه ها، یاد باد، یار مست.
گروه رستاک: همه ی اقوام من، رنگواره های کهن، سورنای نوروز.
مجتبی کبیری: معرکه، ساز مخالف، نیم نگاه، شب و روز، تیر خلاص.
غلامرضا صنعتگر: شیک و پیک، تکاهنگها.
مهدی یراحی: امپراتور، منو رها کن، تکآهنگها.
ناصر عبد اللهی: ماندگار، بوی شرجی، هوای حوا، دوستت دارم، عشق است.
سندی: بگو دوستم داری، کبری، دختر حاجی الماس، رقص جوونا، سَبُک سنگین.

9: بریم جُک بگیم:
از طرف میپرسن کجای تهران میشینی؟ میگه هرجا خسته بشم.
به طرف اتوبوس میدن میگن برو پارکش کن، میره صندلیهاش رو درمیاره جاشون درخت و گل میکاره.
شیرازیه بعد از دو سال میفهمه فلجه. دکتر میگه چرا زودتر نیومدی؟ میگه تا حالا فکر میکردم حال ندارم.
به شیرازیه میگن بیا هر روز بریم بدویم، میگه نه تو رو خدا. من روزنامه ورزشی هم میخونم نفسم میگیره.
ترکه خودش رو توی آینه میبینه، میگه چه قدر قیافه ی این برام آشناست! لره میاد نگاه میکنه میگه خب مَرد حسابی این منم دیگه!
آبادانیه میره توی کتابفروشی میگه: عامو پستر مورو داری؟ طرف میگه نه. آبادانیه میگه: پس شما هم تموم کردین؟
یزدیه پسرشو میبره دم کبابی، میگه پسرم اگر قول بدی آخر سال نمرت بیست بشه دوباره میارمت از جلوی کبابی رد بشی.
يه روز يه اصفهاني ازدواج ميکنه براي اينکه خرجش کمتر بشه تنها ميره ماه عسل.
اصفهانيه ميره سربازي وقتي بر ميگرده ميبينه داداشش و باباش با کلي ريش و سبيل وايسادن دم در ميزنه زير گريه ميگه تو رو خدا بگين چي شده باباش ميگه احمق رفتي سربازي ريش تراشو ديگه چرا بردي.
اصفهانيه آب معدني ميخره به زنش ميگه يه كم آب بهش اضافه كن خيلي غليظه.
10: حالا بریم سراغ معرفی فایل.
نام کتاب: دم را دریاب.
نویسنده: سُلب لو.
مترجم: بابک تبرایی.
ناشر: نشر چشمه.
سال نشر: هزار و سیصد و هشتاد و شش.
تعداد صفحات: صد و هفتاد و هفت.
ضبط شده در تیرماه هزار و سیصد و نود و سه.
ضبط شده در بخش نابینایان کتابخانه ی فاطمه ی زهرا، وابسته به شهرداری اصفهان.
تعداد تِرَک: نوزده.
خب این هم از سؤالات باران.
ولی انصافً یه اعتراف میکنم.
اگر باران بینا نبود هیچوقت سؤالاش رو جواب نمیدادم.
اگر یه نابینا این کامنت رو گذاشته بود، راحت اعتراف به شکست میکردم.
ولی باید ثابت میشد که ما نابیناها هم خیلی کارها ازمون برمیاد.
همگی موفق باشید.

بله دیگه. اینطوری شد که ما اومدیم تهراااااااااااان!
ولی خب سر یه صندلی داغ کلی اطلاعات عمومی همینطوری پاشیدیم توی محله رفت خخخ.
خب دیگه.
همینطوریش پست طولانی هست.
دیگه من چرت و پرت نگم که طولانیتر بشه.
ما رفتیم که رفتیم.
مشهد دعاتون میکنم.
بدرود.

شهروز حسینی

درباره شهروز حسینی

سلام دوستان. من شهروز حسینی، متولد 21 فروردین 1368 در تهران هستم و از همون بدو تولد دیدم که نمیبینم. تحصیلاتم رو تا پیش دانشگاهی در مدرسه ی شهید محبی گذروندم و پیش دانشگاهی رو تلفیقی خوندم. فارغ التحصیل رشته ی فلسفه ی غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هستم. صنایع دستی معرق کاری و سفالگری و قالیبافی رو تا حدود زیادی یاد گرفتم. پیانو هم میزنم. سال نود یکی از پایه گذاران کانون نابینایان حس اول در فرهنگسرای معرفت در تهران بودم که به دلیل عدم حمایت لازم از طرف شهرداری منحل شد. اول بهمن نود و پنج، با یکی از همنوعان و هم محله ایهای خودمون، یعنی پریسیما ازدواج کردم. یه پرسپولیسی 2 آتیشه هستم و غذای مورد علاقه ی من هم فسنجونه. کسایی هم که میخوان از طریق اسکایپ با من در تماس باشن آیدی من اینه. hosseinishahrooz25 ایمیلم هم هست: hosseinishahrooz@gmail.com امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم. مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
این نوشته در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, کتاب, کتاب صوتی, موسیقی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

22 Responses to ماجرای پیروزی مقتدرانه ی من در صندلی داغ.

  1. 1
    رعد بارانی says:

    تبریک و هزاران تبریک علی الحق که مادر دهر نزاید پسری بهتر از این.
    آفرین پسر گل کاشتی و زدی به هدف. واقعا چه حوصله ای داری و چه پشتکاری. من اگه بودم میگفتم برررررررررررررررررررررررو بابا خدا یه جا دیگه روزیتو بده.
    ولی خب جووونیو غرورو و افتخار. بازم افرین و احسنت به تو .آره من بینا هستم ولی هیچموقع نه نابینا و نه هیچ انسان و حتی موجودی رو کمتر از خویش ندانسته و نمیدانم.

  2. 2
  3. 3
    اشکان آذرماسوله. says:

    سلام. آقا ما یه گوشی گرفتیم دستمونو داریم میچرخیم تو محل! به قول مجید اخشابی: به وسعت غرور ما یه خاطره اضافه شد!.
    باران! حالا که موندنی شدی، حتما به کوچه رادیوی محل هم سر بزن! اونجا هم منتظرتیم!.

  4. 4

    سلام. بازم تبریک و خسته نباشیدمیگم. بعدش امیدوارم سفر خوبی داشته باشید اون سفارش منم یادتون نره… برای ما هم حسااااااابی دعا کنید و نایب الزیاره باشید.

  5. 5
    باران says:

    اشکان جان دادا تو بودی بمن گفتی گربه . خب به موقع برات دارم پسر. من جای جد شما هستم. ادبی احترامی. دارم برات.
    راسیتش من دیسک گردن و هزاران درد ای عضلانی دارم. صبح علی طلوع هم که هاپوهای محله رو چوب بزنی از خواب ناز بلند نمیشن بایدبیدار شم برم پی یه لقمه نون. اونم چه نونی داداش.انگار خون دل میخورم نه نون. باید با نوجونا که سرشون با گوشیشون قرداد بسته سرو کله بزنم. اینه زندگی من. میدونم زیاد وقت و جون ندارم تازه معتاد به وبلاگ سرمدی خانم هستم تو دیگه منو چند مواده نکن داداش ههههه خخخ هوهوهو

  6. 6
    مهرداد چشمه محمدرضا چشمه says:

    سلام شهروز.
    تبریک میگم.
    من افتخار میکنم که دوست خوب و با لیاقتی مثل تو دارم.
    حقا که گل کاشتی و آبروی خودتو که همه مارو بود رو خریدی.
    اون ایش دیروز تبسم یه ایش کاملا تاثیر پذیری بود و باعث شد تو یه مخزن اطلاعات عمونی کامل رو اینجا بذاری.
    بازم تبریک میگم.
    از باران عزیز هم خواهش میکنم دیگه از این به بعد این جور امتحانها رو از افراد مختلف نگیره و اگر هم میگیره اول خودش خودشو امتحان کنه بعد دیگران رو.
    شهروز، در تمامی مقاطع زندگی برات آرزوی موفقیت و پیشرفت روز افزون رو دارم، چون واقعا جوان با لیاقتی هستی.
    خسته نباشی، و به امید ثفری خوش و پر خاطره برای تو و دوستان دیگه مون.

  7. 7
    sverige says:

    سلام شهروز و باران عزیز.
    بابا این چند روزه که من نبودم اینجا چه خبر بوده؟

  8. 8
    اصغر says:

    شهروز جاااااااااان
    من واقعاً
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    واقعاً
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    باز هم واقعاً
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    و باز هم هرچی بگم کم گفتم که واقعاً
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    به تو افتخار میکنم.
    الآن هم دارم نوار قصه ی سیندرلا رو به لطف تو گوش میکنم.
    میسی میسی
    راستی یادت نره که مشهد رفتی سلام ویژژژژژژه ی منو به آقا برسونی.
    ببین یادت نره هاااا
    موفق باشی.

  9. 9
    نیما حسینی says:

    عالی بود پسر!!
    تو یک پرسپولیسی واقعی هستی
    تورو خدا این صندلی داغ شهروز رو تمومش کنید.
    آخه وقتی هیچ سوالی موثر واقع نشده
    میترسم آخرش داداشمو با تیر بزنید بکشیدش

  10. 10
    مهدی ترخانه says:

    سلام شهروز جان
    واقعا خسته نباشی
    کف زدن
    ایووووووووول به این اطلاعات
    راستی خود باران خانم وقتی چیزی رو برا خودش نمی خواد چرا برا دیگران می خواد .
    می بینی که نابینا ها در مواردی خیلی سر تر از بینا ها هستند و قسمتی از مغز که مشغول بینایی هست در نابینایی به قسمت های دیگر یاری میرسونه
    از طرف همه نایب زیارت باش و برا همه دعا کن
    ما هم برات سفری خوش ارزو میکنیم
    بازم افرین

  11. 11
    ahmad mahmoodi says:

    سلام بابا تو دیگه کی هستی!
    راستی مهرجویی فیلمهای به یاد ماندنیتر هم دارد.
    گاو هامون پری اجارهنشینها بانو و درخت گلابی که بخشی از فیلمهای بسیار معروف و به یادماندنی تاریخ سینمای ایران و سینمای روشنفکریست که نارنجیپوش را در کنارشان نهادن کمی ِ …بگذریم
    آقا واقعاً خسته نباشی اونم از ته دل.

  12. 12
    نخودي says:

    سلام
    عالي بود بسيار عالي البته من اينجا نخوندمش … در محلش مطالعه شد “البته بايد يه كپي پيست از بعضي قسمتهاش بگيرم گاهي براي كسب اطلاعات بيشتر بهش مراجعه كنم خخخ”
    ولي من بازم مي‌گما “” اگه هم كه “نه” مي‌گفتيد نشانه شكست نبود …. گاهي بايد “نه” گفتن رو هم ياد بگيريم ….
    خب يه اعتراف هم بكنم كه خب يه طورايي هيچي ديگه من اعتراف كردم همگي به بزرگي خودتون ببخشيد وليكن هنوز هم باورم نمي‌شه اون كامنت رو خود باران رعدي داده باشه ولي باز خب ديگه ديگه مهم اينه كه چه خاطره اي شد اون كامنت و پاسخش …..
    راستي رفتيد مشهد حتماً براي من هم دعا كنيد خيلي خيلي خيلي شديد و سلامم رو به امام رضا برسونيد باشد كه رستگار شويم……
    راستي عمو چشمه اون ايش رو كه تبسم نگفته بود گويا انگار شايد ….
    و باز راستي كه باران عزيز من هم رأي به موندنتون مي‌دم ان شا الله كه اينجا بهتون بد نگذره يعني خوب و خوش و سلامت باشيد و خب ديگه همگي با هم رستگار بشيم.

    يادتون نره منو دعا كنيد ها التماس دعاي فراوان
    “ان شا الله به سلامتي بريد و با سلامتي و دست پر برگرديد”

  13. 13
    محمد رضا خوشی says:

    سلام شهروز حقا که یزدی هستی دمت گرم

  14. 14
    زهره says:

    خدایی پستت واسه خودش یه دایرت المعرف شد خخخخ
    موفقتر باشی منم که سفارشی دعا کن

  15. 15
    طاها طاها says:

    سلام شهروز آفرین بر تو
    من را هم دعا کن دو رکت نماز زیارت از ترف من بخون التماس دعا ویژه

  16. 16

    سلام.
    بچه ها این دیگه کامنت خداحافظیمه.
    اگر بخوام اسم همتون رو بنویسم دیرم میشه و اون وقت باید دنبال قطار بدوم.
    من دو قطار بدو. من بدو قطار بدو. خخخ.
    پس خیلی کلی از همتون به خاطر لطفتون تشکر میکنم.
    اگر اونجا اینترنت داشتیم میاییم که از اونجا کنارتون باشیم.
    ولی اگر نشد تا چهارشنبه باهاتون خداحافظی میکنم.
    مراقب خودتون باشید.
    راستی اونجا به یاد همتون هستیم.
    بدرود.

  17. 17
    محمدرضا قنبری says:

    سلام بر آقا شهروز گل! چه خبره؟ واقعا این همه وقت صرف جواب دادن به این کامنت کردی؟ امیدوارم با حقوق این ماهت بتونی هزینه اینترنتتو تأمین کنی که اگه نتونی بعید می دونم بتونی خودتو ببخشی. خیلی خندیدم به سؤال های باران ولی برو خدا رو شکر کن که نگفته جواب کامنتشو مرتب آپدیت کنی که با این جنگجویی که از خودت نشون دادی کارت زار بود.

  18. 18
    marzieh says:

    سلام. تنها میتونم بگم درود و صد هزار درود بر شما. پاینده باشید.

  19. 19
    fatemeh says:

    سلام آقا شهروز واقعا کار بزرگی انجام دادید خدا قوت. آفرین آفرین. عااااااالییییی بود. خییییلیییی عاااالیییی.

  20. 20
    مسعود says:

    با درود:
    الحق که رفیق خودمی دمت گررررم

  21. 21
    ترانه says:

    ههههههه واقعا کلی لذت بردم و کلی هم خندیدم خیلی جالب بود خداییش !مرسی شهروز مرسی شاهکار کردی داداشم

دیدگاهتان را بنویسید