بایگانی نویسنده: شهروز حسینی

Avatar photo

درباره شهروز حسینی

سلام دوستان. من شهروز حسینی، متولد 21 فروردین 1368 در تهران هستم و از همون بدو تولد دیدم که نمیبینم. تحصیلاتم رو تا پیش دانشگاهی در مدرسه ی شهید محبی گذروندم و پیش دانشگاهی رو تلفیقی خوندم. فارغ التحصیل رشته ی فلسفه ی غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هستم. صنایع دستی معرق کاری و سفالگری و قالیبافی رو تا حدود زیادی یاد گرفتم. پیانو هم میزنم. سال نود یکی از پایه گذاران کانون نابینایان حس اول در فرهنگسرای معرفت در تهران بودم که به دلیل عدم حمایت لازم از طرف شهرداری منحل شد. اول بهمن نود و پنج، با یکی از همنوعان و هم محله ایهای خودمون، یعنی پریسیما ازدواج کردم. یه پرسپولیسی 2 آتیشه هستم و غذای مورد علاقه ی من هم فسنجونه. کسایی هم که میخوان از طریق اسکایپ با من در تماس باشن آیدی من اینه. hosseinishahrooz25 ایمیلم هم هست: hosseinishahrooz@gmail.com امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم. مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.


یادداشت: نقدی بر زودرنجی معلولین و آسیب های اجتماعی ناشی از آن

نویسنده: شهروز حسینی منبع: هفتمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا یکی از چالش های همیشگی جامعۀ معلولین با رسانه ها، نوع پرداختن آنها به معلولیت و مسائل مربوط به معلولین است و احتمالاً تا همیشه هم این چالش وجود … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , | 21 دیدگاه

آتریسا کوچولو به دنیای ما خوش اومدی

برای آتریسا دختر عزیزتر از جانم سلام به دختر عزیزم آتریسا خانم مهربون. شاید سالها بگذره تا بتونی این نامه رو بخونی و معنی اون رو درک کنی. اما هر وقت این نامه رو خوندی، بدون که من این نامه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 82 دیدگاه

یادداشت: سوزنی به خودمان، جوالدوزی به دیگران

مقدمه آخرین روز های سال 1400 و قرن 14، به عجیبترین و در عین حال تأسفبارترین شکل ممکن برای جامعه ی نابینایان سپری شد. فقط چند دقیقه طول کشید تا نابینایان با یک اتفاق عجیب مواجه شوند. خانم 21 ساله … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 97 دیدگاه

عیدی من و پریسیما به شما: دانلود مجموعه ی مهارت های آشپزی ویژه ی نابینایان

درود بر شما دوستان خوب من در محله ی دوست داشتنی خودمون. امیدوارم هر کجا که هستید، تندرست، پیروز و پر از انرژی مثبت باشید. از این که بعد از مدت طولانی باز هم اینجام به شدت هیجانزده هستم و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, رستوران محله نابینایان, صوتی, معرفی ابزار | برچسب‌شده , , , , , , | 47 دیدگاه

یادداشت: نقدی بر دیروز، امروز و فردای محله ی نابینایان

درود بر شما دوستان گرامی. امیدوارم حالتون خوب باشه. مقدمه: ممکنه این نوشته کمی طولانی باشه که بابت این موضوع از همگی پوزش میخوام. ولی فضای این روزهای محله باعث شد که این نوشته رو منتشر کنم. این مطلب با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 87 دیدگاه

پسرم! بزرگ شدی، لالایی هام یادت نره

سلام به گوشکن عزیزم! خوبی؟ چه خبر؟ راستش نمیدونم باید این نامه رو برای کی بنویسم. برای یه کودک هفت ساله یا یه انسان بالغ. تو شاید توی شناسنامت هفت سالت باشه. ولی خیلی وقتها آدمها هم پیش میاد از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

آخرین سکه

اون شب خیلی خسته بودم. روز سخت و پر از مشغله ای رو پشت سر گذاشته بودم. تازه داشت چشمام سنگین میشد که صدای زنگ گوشیم من رو از جام پروند. اولش کلی غر زدم و یه کمی بد و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 36 دیدگاه

نامه ای به یک غریبه ی آشنا

سلام مجتبی. راستش مدتی بود تصمیم داشتم این مطالب رو بنویسم. فقط نمیدونستم ایمیلش کنم، پست بزنم یا اصلاً بیخیالش بشم. وقتی پست آخرت رو دیدم تصمیم گرفتم توی کامنتها بنویسم.منتها میدونم تو عادت داری بیشتر وقتا اوایل کامنتها رو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 39 دیدگاه

ملاحظات نهایی کمیته حقوق افراد دارای معلولیت بر گزارش اولیه جمهوری اسلامی ایران به دبیرخانه ی کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت. مصوب سیزده دسامبر ۲۰۰۶، در تاریخ ۱۲ اپریل ۲۰۱۷ [۲۳ فروردین ۱۳۹۶]

درود. در ابتدا جا دارد تا از جناب آقای دکتر ناصر سرگران بابت در اختیار قرار دادن این مطلب سپاسگزار باشم و برای ایشان آرزوی بهروزی داشته باشم. شما را به خواندن و تأمل در این گزارش دعوت میکنم: ملاحظات … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, حقوقی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , | 9 دیدگاه

دلم تنگه برای هرچی که بود، دلم تنگه برای هرچی که نیست

تغییرات همیشه هم به این راحتیها نیستن. گاهی یه تغییر میتونه سالها خاطرات ما رو تحت تأثیر قرار بده. دیروز برای من یکی از همین روزهای سخت بود. روزی که باید با کلی خاطره خداحافظی میکردم. نه فقط من، بلکه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 28 دیدگاه

به روز شد: هرکی میخواد ببینه چندمین نویسنده ی این محله بوده، حتماً این پست رو بخونه.

نکته: این پست ابتدا در مهرماه نود و چهار منتشر شده و در حال حاضر به روز رسانی شده و تقدیم میگردد. درود بر شما دوستان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه. خب میدونم که همه همینطوری موندید که اصلاً این … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 141 دیدگاه

متن کامل پیمان مراکش در مورد تسهیل دسترسی نابینایان و کم‌بینایان به کتب و منابع چاپی

تصويب شده توسط کنفرانس دیپلماتیک طرح معاهده برای تسهیل دسترسی نابینایان و کم بینایان به آثار منتشر شده، ماه جون سال 2013 سرآغاز طرف های متعاهد- ضمن به یادآوری اصول عدم تبعیض، فرصت های برابر، قابلیت دسترسی، مشارکت کامل و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, حقوقی, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 5 دیدگاه

حباب

اگر توی یه لیوان آب مقداری کف بریزیم، مثلاً مایع دست شویی یا ظرفشویی یا هر چیز کف کننده ی دیگه ای، وقتی یه نی داخلش فرو کنیم و آروم توش فوت کنیم، حبابهایی روی لیوان شکل میگیره. یه صدای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

پروفسور علی اصغر خدادوست درگذشت

پروفسور علی اصغر خدادوست در سال ۱۳۱۴ در شیراز زاده شد. پروفسور خدادوست استاد چشم پزشک دانشگاه های آمریکا بود. وی یکی از چشم پزشکان ایرانی معروف در عرصه بین المللی بود که در چندین بیمارستان معروف به عمل و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 11 دیدگاه

مهرداد بخواب که ما بیداریم

سلام عمو. خوبی؟ خب اینم سؤاله که میپرسم؟ معلومه که خوبی! الآن دیگه نه از بیماری خبری هست و نه از درد. نه از مشکلات زندگی و گرونی و کار سخت خبری هست و نه از بی احترامی و توهین … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 37 دیدگاه

لرزه نامه

سلام. همونطور که میدونید، کشور ما پر از جاذبه های گردشگریه. از طبیعیش بگیر تا تاریخی و فرهنگی و ورزشی و اجتماعی و اقتصادی و انضباطی، آهان این یکی نبود ببخشید. خلاصه کشور جذابی داریم ما. این جذابیته خیلی خوبه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 51 دیدگاه

تو فقط باش. به همین سادگی

این روزها وقتی به زندگی فکر میکنم، وقتی به تو فکر میکنم، آرزو میکنم که کاش دنیا دنیای کودکیها بود. کاش من همون پسر بچه ی شیطون با دستانی اغلب خاکی بودم و تو هم همون دختر بچه ای که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 40 دیدگاه

این موتوریه که دمِ عصای همه میخوابه

سلااااااااام به همه. حالتون چه طوره؟ با هوای پاییزی چی کارا میکنید؟ من که گفتم برم بیرون تو این هوای دو نفره یه قدمی بزنم. البته من فعلاً یه نفرم چون اون یکی نفرم هنوز خونه ی باباشه خخخ. خب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 60 دیدگاه

اعلام برندگان جایزه ی صد هزار تومنی در: اختتامیه ی جشنواره ی کندوکاو

درود بر شما همراهان گرامی. امیدوارم حالتون خوب باشه. مقدمه قبل از هر چیز بگم که میدونم گفته بودم قراره پست اختتامیه رو شنبه شب بزنم. منتها چون کارها زود انجام شد و تونستم خودم رو برسونم، دیگه لزومی نداشت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, مسابقه | برچسب‌شده , , , , , , | 100 دیدگاه

جشنواره ی کندوکاو، مرحله ی هفتاد و نهم وپایانی

درود بر شما همراهان گرامی. امیدوارم حالتون خوب باشه. در ابتدا میپردازیم به اعلام نتایج به دست اومده در مرحله ی قبل: تعداد کل آراء: هشتاد و پنج رأی. پست ششم: Image to text, یک OCr منحصر به فرد برای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, مسابقه | برچسب‌شده , , , , , , | 78 دیدگاه