يادداشت پنجم: وضعيت آموزش افراد نابینا در استان کردستان

درود بر دوستان گرامی

یادداشت پنجم از سلسله یادداشت های وضعیت نابینایی و نابینایان در استان کردستان که به قلم شیوای یکی از همین گوشکنی های عزیز آقای ادریس فتحی نوشته شده است، در ذیل جهت مطالعه شما گرامیان تقدیم حضور می گردد:

وضعیت آموزش افراد نابینا در استان کردستان

برای نابودی انسان ها نیازی به بمب هسته ای و موشک نیست بلکه کافی است سطح و کیفیت آموزش را پایین آورد. بیمار به دست پزشکی که آموزش کافی ندیده خواهد مرد، دیوار ها به دست مهندسی که تخصص لازم را کسب نکرده فرو خواهد ریخت، منابع مالی توسط حسابداری که صلاحیت ندارد به اختلاس مبدل می شود، عدالت به وسیله ی قاضی که خوب آموزش ندیده پایمال می گردد و اینگونه جهل در کله ی فرزندان انسان فرو می رود و سقوط آموزش معادل نابودی و زوال فکر انسان می گردد.
آموزش در طول تاریخ بشر به صورت مستقیم و غیر مستقیم زندگی اجتماعی را تحت تاثیر و حتی سیطره ی خود در آورده و مرز های فراتر از حیاط را درنوردیده. اما آیا آموزش و یادگیری، پیشرفت و تحصیل به یک اندازه در دست رس اقشار مختلف جامعه قرار دارد و گروه های مختلف توانسته اند از آموزش بهر ی یکسان ببرند؟ یکی از این گروه ها جامعه ی معلولان می باشد که با ۱۵ درصد جمعیت بزرگترین اقلیت جهانی را تشکیل می دهند. اهمیت آموزش در مورد افراد معلول را می توان در میان مجموعه اهداف سازمان ملل متحد جست و جو کرد، تا جایی که در سال ۲۰۱۵ یکی از اهداف هزاره ی سوم یعنی (mdg( را آموزش افراد محروم و معلول در سراسر جهان اعلام نموده است. تعیین این هدف خود بیان گر توجه جامعه ی جهانی به آموزش افراد با شرایط ویژه می باشد. ما در این بخش به وضعیت آموزش و جایگاه آن در میان یکی از گروه های معلول یعنی افراد با آسیب بینایی در استان کردستان می پردازیم که به نقل از جناب آقای دکتر خلیل رنجبر ریاست سازمان آموزش و پرورش استثنایی این استان “در سال تحصیلی ۱۳۹۴-۹۵ ۲۷۶ دانش آموز در آموزش فراگیر زیر نظر ۵۵ نفر معلم رابط در استان کردستان مشغول به تحصیل بوده اند”
این استان از نظر میانگین شاخصه های آموزشی نسبت به سایر استان های کشور در سطح پایین تری قرار دارد و اگر همین فقر آموزشی در مورد افراد نابینا مطرح شود دشواری کار به مراتب بیشتر می گردد. اگرچه موفقیت های کم نظیر افراد نابینا در سال های اخیر در این استان ممکن است بیان گر این قانون نا نوشته باشد که افراد در شرایط سخت موفق تر عمل می کنند، اما زمانی می توان به آموزش مولد دست یافت و یا از آموزش بهره مند شد که امکان و ابزار کافی در دست باشد. به عبارتی دیگر با فراهم ساختن فرصت های برابر و در اختیار قرار دادن امکانات آموزشی می توان محدودیت ها را برداشت و به موفقیت دست یافت. مصداق آن را می توان با راه اندازی کتابخانه های گویا برای افراد نابینا در نظر داشت و شاید شروع فعالیت کتابخانه ی نابینایان در شهر سنندج نقطه ی عطفی برای گسترش دانش و آموزش و کاهش محدودیت در استان تلقی می شد اما در استانی که فقط یک کتابخانه ی گویا آن هم در مرکز استان فعالیت می کند و البته از ارائه ی خدمات ضبط و تولید کتاب معذور است نمی توان مدعی بود که امر آموزش برای افراد نابینا تسهیل یافته است. تقریبا باور نکردنی است که وقتی بدانیم در این کتابخانه مراجعین نابینا حقی برای ضبط کتاب هایی به زبان استانی خود ندارند. اما با این وجود کمبود امکانات آموزشی در استان نه تنها برای افراد نابینا تهدیدی نبوده بلکه فرصتی برای موفقیت آنان تلقی شده است.
منابع درسی اساسی ترین نیاز آموزشی هر دانش آموزی است و شاید به جرات می توان گفت نقطه ی قوت و عامل پیشرفت دانش آموزان نابینا دست رسی به این منابع آن هم به صورت صوتی است که فراهم ساختن آن حاصل همکاری و تعامل مجموعه ای از افراد است، یعنی استفاده از اشتیاق معلمان و پا فشاری دانش آموزان نابینا سبب گردیده سازمان استثنایی استان زود تر از اینکه آموزش و پرورش کشور کتاب های صوتی را به استان ارسال نماید بیشتر کتب مورد نیاز را ضبط کند و دانش آموز نابینا همگام با گروه همکلاسان به تحصیل و رقابت بپردازند، امری که در سایر استان ها به ندرت دیده می شود.
باید در نظر داشت گسترش آموزش فراگیر دانش آموزان نابینا نگرش و حمایت های فرهنگی و آموزشی را می طلبد که توسط کادر آموزشی مدارس عادی به آن جامه ی عمل پوشانده می شود. در سال های اخیر دانش آموزان نابینا در اینگونه مدارس با مشکلاتی چون فقدان منشی های متخصص و مربوط در امتحانات نهایی و همچنین اختصاص ندادن منشی در امتحانات داخلی توسط مدرسه مواجه بوده اند در حالی که در آیین نامه ی امتحانات تعیین منشی دانش آموز نابینا در امتحانات داخلی بر عهده ی مدرسه ی مربوطه می باشد. اگرچه معضل منشی برای دانش آموز نابینا تا روز کنکور ادامه دارد و افرادی به کار گماشته می شود که از مهارت لازم خواندن در دروس تخصصی برخوردار نیستند و کاملا غیر مرتبط می باشند اما هرگز مانعی بر سر راه موفقیت آنان نبوده. برای مثال درخشش دانش آموز نابینا سید محمد رضا تکیه خواه در کنکور کارشناسی سال ۱۳۹۵ با رتبه ی ۳۷۵ از شهر سنندج نشان داد با وجود مشکلات نیز می توان به موفقیت دست یافت. اما با این وجود به نظر می رسد رفع اینگونه کاستی ها از جمله منشی و شکل گیری نگرش مثبت به دانش آموزان با آسیب بینایی در مدارس عادی می تواند زمینه ساز موفقیت های بیشتری باشد.
تلاش برای گسترش دانش و آموزش افراد با آسیب بینایی در استان کردستان محدود به شهر ها و فعالیت معلمان و مراکز دولتی نبوده بلکه موسسات مردم نهاد نیز در استان به سهم خود گام های ارزنده ای برداشته اند برای مثال موسسه ی مردم نهاد دار الاحسان از سال ۱۳۸۹ توانسته دانش آموزان دختر آسیب دیده ی بینایی باز مانده از تحصیل را از روستا های مختلف استان تحت پوشش قرار دهد، افرادی بزرگ سال ولی با انگیزه برای تحصیل به گونه این که در ۲ سال اخیر ۴ نفر از آنان در دانشگاه سراسری کردستان پذیرفته شده اند. شکل گیری انجمن ها نیز یکی دیگر از مراکز حمایت از حقوق افراد نابینا و کم بینا می باشد که به سهم خود در حوزه ی آموزش نیز با جذب نیروی جوان و دانشجو توانسته اند یاری رسان دانش آموزان و دانش آموختگان نابینا برای ضبط کتاب های درسی و سایر امور آموزشی باشند اما متأسفانه به علت عدم حمایت های کافی توسط مراکز دولتی و متولیان امر تعداد آنها در سطح استان بیشتر از ۴ انجمن نبوده و همین تعداد اندک نیز در روند فعالیت های خود با مشکلات مالی و حمایتی مواجه می باشند.
و سخن آخر اینکه افراد زمانی از فرایند آموزش و پرورش خود رضایت خاطر دارند که آموزش برای آنان مولد باشد یعنی بتوانند به واسطه ی مدارج تحصیلی به نتیجه و سودمندی برسند، یعنی احساس ارزشمندی و مفید بودن داشته باشند و این مهم حاصل نمی شود مگر اینکه فرد به وسیله ی آموزش وارد بازار کار شود. نرخ اشتغال افراد نابینا و کم بینا در استان کردستان بسیار پایین بوده و فقط در انجمن نابینایان شهر سنندج ۱۷ نفر فارغ التحصیل بدون شغل در انتظار استخدامی ها می باشند و آن هم مشروط به اینکه در گزینش و مصاحبه به سلامت جسمی آنان خورده نگیرند، به عبارتی دیگر افراد نابینای استان در حوزه ی آموزش کار خود را به خوبی انجام داده اند به گونه ای که آمار ها از سال ۱۳۸۶ نشان می دهد همواره بیشترین تعداد دانشجوی نابینا در دانشگاه تهران مربوط به استان کردستان بوده و اکنون ۶ نفر از آنان در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در این دانشگاه مشغول به تحصیل می باشند اما در مقابل بازار کار و اشتغال پاسخ گوی این گروه از فارغ التحصیلان موفق نیست. و ذکر این نکته ضروری است که در چند سال اخیر عدم پذیرش فارغ التحصیلان نابینا در استخدامی های استان کم نبوده و نمونه ی بارز آن در آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد فرهنگی به دفعات ملاحظه شده است. در بیشتر موارد ادارات از استخدام افراد نابینا و کم بینا امتناع می کنند و معمولا آنان را به سازمان آموزش و پرورش استثنایی و بهزیستی هدایت می نمایند و شاید بر این تصور اند که قانون ۳ درصد استخدام افراد معلول مربوط به آنان نیست و فقط در سازمان استثنایی و بهزیستی باید اجرا شود.
در پایان باید گفت ارتقائ سطح علمی بدان سان که ضامن پرورش استعداد های ناب و اصیل باشد شعاعی از انوار اقتدار علمی افراد می باشد لذا در فرایند شناسایی، جذب، پرورش و هدایت افراد نابینا به سوی آموزش تمامی افراد سیستم اجتماعی سهیم اند. و با فراهم ساختن فرصت های برابر تسهیلات تحصیلی برای این قشر از شهروندان جامعه که در آغازین راه ابراز شایستگی ها و توانمندی های خود قرار دارند مهیا می گردد.
امید است که روزی در یابیم که معلولیت ناتوانی نیست بلکه بهتر است آن را به عنوان یک ویژگی بپذیریم. باور به توانمندی افراد معلول و دادن مجال جهت بروز آن و استفاده از این توانمندی سازنده ترین اقدام ساده ای است که خود منجر به اصلاح نگرش جامعه نیز می گردد. امروزه عدم بهره مندی افراد با نیازهای ویژه از فضا ها و امکانات عمومی جامعه،همیشه بیانگر ناتوانی آن ها نیست،در صورتی که محیط از بستر و مناسب سازی لازم برای این افراد برخوردار باشد به تدریج واژه ی معلولیت در باورها محو می گردد. به عبارت دیگراین محیط است که دچار معلولیت می باشد نه افراد با نیاز های ویژه، و معلولیت محیط سبب محدودیت افراد می گردد.
این صحیح نیست که تاکید ما بر واژه ی معلولیت باشد بلکه شایسته است مقدم بر معلول بودن انسان بر انسان بودن آن تاکید بنماییم و هر گونه حقوق انسانی به ایشان تعلق بگیرد. دیگر نباید گفت معلولین، یا نابینایان، بلکه باید گفت افراد معلول، افراد نابینا. توجه به حقوق افراد معلول و فراهم ساختن فرصت های برابر از یک سو سبب استفاده از توانمندی های این گروه از افراد می گردد و از سوی دیگر اصلاح نگرشی در جامعه اتفاق می افتد که دیگر سایر افراد معلولیت را ناتوانی تصور نمی کنند.

با تشکر
ادریس فتحی
دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ی مدیریت آموزشی دانشگاه تهران از شهر سنندج.
به نقل از شماره ۹۰۴ هفته نامه سیروان ۲۴ مهر ماه ۹۵ و روزنامه شهروند ۸ آبان ماه ۹۵

درباره مؤسسه رفاه نابینایان شهرستان سقز

مؤسسه رفاه نابينايان شهرستان سقز در سال 1381 با هدف فراهم آوردن بستر هاي فرهنگي و اجتماعي جهت مشارکت و حضور هرچه بيشتر شهروندان نابيناي سقزي در جامعه تاسيس شد. نشاني ايميل موسسه رفاه نابينايان شهرستان سقز: Saqez.blind@gmail.com
این نوشته در آموزش, اجتماعی, مقاله ها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به يادداشت پنجم: وضعيت آموزش افراد نابینا در استان کردستان

  1. 1
    عمو حسین says:

    بازم هزاران درود و آفرین میفرستم بر دوستان خوب و فعال و فهیممان در استان دوست داشتنی کردستان. از جناب ادریس خان فتحی هم بخاطر این مقاله ارزشمند سپاسگزاری میکنم. راستی میتونید مقالات عارف عزیز ما را هم در سیروان به چاپ برسونید هااا. به این میگند تبادل فرهنگی. البته بشرطی که مقالات دوستان خوب کردستانی هم در جرائد اصفهان به چاپ برسند. به هر حال برای همه محققین و پژوهشگران همنوع آرزوی بهترینها را دارم. متاسفانه تعداد این افراد اهل نظر و قلم کم است که امیدوارم روز به روز بر تعداد محققین و کارشناس نابینا افزوده بشه.
    پیروز و مهربان باشید.

    • 1.1
      مؤسسه رفاه نابینایان شهرستان سقز says:

      دروووووود بر عمو حسین عزیز و دلسوز
      از لطف شما بی نهایت سپاس گزاریم.
      پیشنهاد بسیار خوبی رو مطرح فرمودید. قرار است هفته نامه سیروان به مسائل نابینایان ستون هفتگی اختصاص بده که در این ستون میشود یادداشتهای دوست فرزانه مان را منتشر کنیم.
      باز هم سپاس از لطف شما
      ایام بکام

  2. 2
    بانو. says:

    با سلام و عرض خدا قوت
    برای نابودی انسان ها نیازی به بمب هسته ای و موشک نیست بلکه کافی است سطح و کیفیت آموزش را پایین آورد…. حقیقتا هزاار آفرین بر شما و بر آقای فتحی ….. بسیار عالی نوشتند خیییلی …..
    اکثر مشکلاتی که مطرح کردند در تمامی استان ها و شهرستان های کوچیک و حتا گاها بزرگ وجود داره البته متاسفانه و امیدوارم با تلاش انجمن ها و گروه هایی همچون شما سطح فرهنگ اجتماعی رشد کنه و نتیجتا مشکلات ما هم کم رنگ تر بشه….
    به موسسه دار الاحسان خدا قوت ویژه میگم جدا آفرین بر این گونه نهادها و گروه ها ….
    و با صحبت های پایانی تون هم کاملا موافق هستم ما به دنبال این هستیم که بتونیم حس کنیم ارزشمندیم و ای کاش شرایط برای فعالیت ما و اثبات اون به خودمون اولا و دیگران در ثانی فراهم بشه.

    • 2.1
      مؤسسه رفاه نابینایان شهرستان سقز says:

      درود بر بانوی بزرگوار محله
      از حسن توجه و لطف شما صمیمانه سپاس گزاریم. امیدوارم طرح مشکلات با این شیوه و جزئی نگری در مشکلات افراد با آسیب بینایی استانها و شهرستانها بتواند گامی در جهت رفع آنها باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *