یادداشت!/دعوت از نابینایان به برنامه های تلویزیونی!/آقای راننده! یالا بزن تو دنده میخوام برم تلویزیون!!!… قسمت دوم.

سلام و درود بسیار بر اهالی محترم محله نابینایان ایران.
اول از همه بگم که خب این هفته هم برنامه ۶ نقطه ظاهرا به دلیل عدم ارسال از سوی گروه، پخش نشد اما مشکل شناسایی و برطرف شد تا در هفته های آینده شاهد این دست مشکلات نباشیم.
اما تو این فاصله و تا زمانی که قسمت بعدی ۶ نقطه رو بذارم اینجا، بد ندیدم که در مورد مجموعه ای که قرار بود تنظیم کنم از بایدها و نبایدهای حضور نابینایان در برنامه های تلویزیونی تلاشی بکنم و قسمت جدیدی رو بنویسم.
خب این دومین قسمت از این مجموعه هستش و تو
قسمت قبلی
نکاتی رو گفتم که به چه شکل قرار این مجموعه رو تنظیم کنم و به پیش ببرم.
اما نکته ای ننوشتم چون تو اون برهه زمانی که نامه ای که برای ارسال به معاونت سیما طراحی کرده بودیم اهمیت بیشتری داشت و سعی کردم با همفکری و مشورت با شما هم محلیهای عزیز یه نامه جامع رو تهیه کنیم که خب به هر حال کم یا زیاد این اتفاق افتاد و این نامه ارسال شد و الان در دست پیگیری.
البته خبرهایی هست در باره سرنوشت این نامه که اجازه بدید کمی روشنتر و واضحتر بشه تا بتونیم اعلامش کنیم.
با این توضیح می خوام کار اصلی این مجموعه رو از قسمت دوم شروع کنم و به شدت امیدوارم که تو کامنت ها پر تعداد حضور پیدا کنید تا فضای خوبی در بحث و نقد و نظر بینمون شکل بگیره.
خب تو تمام این سال ها، رسانه ملی همواره این شعار رو داده که رسانه ملی متعلق به همه اقشار جامعه هستش و همه می تونن ازش بهره ببرند، اما این که تا چه حد این شعار به مرز واقعیت عینی و ملموس نزدیک شده رو کارشناسان و مخاطبان این دستگاه عظیم باید بیان کنند و اتفاقا هر کسی نظری داره و نظرش هم قطعا قابل احترام.
اما نقطه مشترک و دارای تفاهمی که همه بر سرش اتفاق نظر داریم، این که رسانه ملی از حد یه شعار قشنگ و دهن پر کن نتونسته پا رو فراتر بذاره.
شاید یکی دو گام خوب رو به جلو برداشته اما به جاش سه چهار گام بلند هم رو به عقب برگشته.
حالا برای این عدم موفقیت خب دلایل زیادی رو میشه ذکر کرد.
بعضی از اشکالات ساختاری که در رسانه وجود داره و بعضی از کج سلیقگیها و برخی از رفتارهایی که امروزه میشه عنوان باندبازی رو بهش اطلاق کرد از جمله این عوامل در تمام این سالها بوده.
یکی از گروهها و اقشاری که به نظر میرسه رسانه خیلی در حقش اجحاف کرده باشه و خیلی بهش بدهکار باشه معلولان و در رأس اونها نابینایان هستن.
اگر ریشه ای بخوایم به این موضوع نگاه کنیم، درمیابیم که خب در گذشته به سبب فقر فرهنگی که گرفتارش بودیم و جامعه به نسبت بسته تری داشتیم، برخی عقاید نادرست در باره معلولیت و نابینایی شکل گرفت و تقویت شد و حتی وارد ادبیات شفاهی مردم ما هم شد. اما از همون گذشته ها بودند نابینایانی که همواره خلاف آب شنا کرده و برخلاف انتظارات جامعه به آدمهای موفقی تبدیل می شدند. البته اون روزها رسانه ای نبود که بخواد از نابینایان یاد کنه و تواناییهاشونو نشون بده، هر چند همین الانم که رسانه هست باید قبول کنیم که تو این حوزه عملکرد قابل دفاعی نداشتند.
از این جهت موضوع دارای اهمیت میشه که امروز رسانه این رو به شکل یک وظیفه در مقابل خودش می بینه که بیاد و تفکرهای قدیمی در باره معلولیت و نابینایی رو پاک کنه و خط فکری جدید و البته نوینی رو طراحی کنه تا به سهم خودش بتونه به راحت زندگی کردن این قشر کمک بیشتری کنه.
برای رادیو و تلویزیون یک رسالت اساسی هستش که به بهترین شکل ممکن این کار رو انجام بده، به خصوص تلویزیون که از بعد وسیعتری به لحاظ مخاطب برخوردار طبیعتا هر حرکت مثبتی که انجام بده بلافاصله اثرات مثبتش وارد جامعه میشه.
به طور کلی به چند شکل میشه از نابینایی در تلویزیون سخن به میان آورد:
۱ دعوت از نابینایان موفق به برنامه های تلویزیونی.
۲ اختصاص آیتم به نابینایان در برنامه های خانوادگی تلویزیون.
۳ تهیه و تولید برنامه های اختصاصی نابینایان در شبکه های تلویزیونی.
۴ سریالسازی برای معلولان و نابینایان و طرح موضوع از راه دیالوگ های موجود در فیلم های تلویزیونی.
نکته مهم این که قصد ندارم به مخاطبم القا کنم که کدام یک از این شکلها موثرتر و کاربردیتر خواهد بود، بلکه عامل مهم و تعیین کننده در مورد میزان اثر گذاری هر کدام از این قالب ها فقط خلاصه میشه در این نکته که با چه کیفیتی این کار انجام بشه، یعنی به عنوان مثال اگر از یه میهمان نابینا به برنامه ای تلویزیونی دعوت میشه موضوع دارای اهمیت اینه که هدف از این دعوت چی بوده؟!
آیا قرار یه shoye تلویزیونی رو فقط شاهد باشیم؟ یا قرار اتفاق انگیزشی رو در برنامه شاهد باشیم؟ یا قرار واقعا برای خود جامعه نابینایان تلاش بشه.
بی پرده و به عنوان کسی که تا حدی به فضای برنامه سازی ورود کردم و اشراف دارم، میخوام بگم که معمولا در دعوت از نابینایان به برنامه های تلویزیون بیشتر دو مورد اول در معرض توجه برنامه سازان قرار می گیره و مهمترین دلیل این اتفاق هم این که خود آقا یا خانم برنامهساز شناخت چندانی نسبت به نابینایی و افرادی که مواجه هستند با این پدیده نداره و فقط یه چیزایی شنیده یا خونده.
حالا با همین عدم شناخت میخواد برنامه بسازه و نتیجه این نوع کار کردن هم که دیگه خودتون بهتر می دونید که چی می تونه بشه! در واقع فکر کنم اولین و مناسبترین جمله ای که به این دست از دوستان میشه گفت این که:
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم. احساس سوختن به تماشا نمی شود!.
بهترین شاهد و گواه هم برای این حرفم هم این که خودتون برید تحقیق کنید تا دریابید که معمولا در چه زمان هایی از نابینایان به برنامه های تلویزیونی دعوت میشه! معمولا در آستانه روز جهانی نابینایان و یا مناسبت هایی از قبیل ماه رمضان که مردم تا حدی درگیر احساسات هستند، فرصت مناسبیه که با دعوت از نابینایان به برنامه های تلویزیونی احساسات مردم احساسی ایران رو قلقلک بدیم.
خب تا اینجا اگر بیشتر متمایل شدیم به سرفصل دعوت از نابینایان به برنامه های تلویزیونی، بیشتر به این دلیل بود که این اتفاق به مراتب پر رنگتر از باقی سرفصلهایی که بالاتر نوشتم در رسانه ملی ایران می افته، اما این به معنی نیست که در مورد باقی سرفصل ها حرفی نمی تونیم بزنیم بلکه به هر حال تو سه سرفصل دیگر هم سخن و تحلیل بسیار است. قطعا در مورد سریالسازی حرف های مهمی خواهیم داشت و در مورد آیتمسازی و برنامه سازی به شکل مستقل هم می تونیم تحلیل هایی ارائه بدیم که در نهایت شاید یه جایی سودمند باشه.
اما علی الحساب همچنان در پست های بعدی بحث دعوت از نابینایان به برنامه های تلویزیونی رو ادامه خواهیم داد.

پس تا پست بعدی که بیشتر براتون خواهم نوشت سعی کنید خوب زندگی کنید.
بدرود.

درباره اشکان آذرماسوله

سلام. من اشکان آذرماسوله هستم متولد دوم تیرماه هزار و سیصد و شصت و هشت در تهران. من نابینای مطلق مادرزادی هستم. تحصیلاتم رو در مدرسه ی شهید محبی تا دیپلم ادامه دادم و پیشدانشگاهی رو تلفیقی خوندم. در دانشگاه در رشته ی فقه و حقوق اسلامی، مدرک کارشناسی رو از دانشگاه آزاد واحد شهر ری دریافت کردم. سابقه ی فعالیت در رادیو فصلی به عنوان سردبیر و مجری در دو برنامه ی امید، نشاط زندگی و لحظه های خودمونی و همچنین چند برنامه ی دیگر رو در رادیو ورزش دارم پیروز باشید.
این نوشته در اجتماعی, اطلاع رسانی, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, صحبت های خودمونی, گزارش ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به یادداشت!/دعوت از نابینایان به برنامه های تلویزیونی!/آقای راننده! یالا بزن تو دنده میخوام برم تلویزیون!!!… قسمت دوم.

  1. 1
    احمد عبدالله پور احمد عبدالله پور says:

    سلام بر داش اشکان عزیز وای من چرا این قد در زمره ی مغفولین قرار گرفتم وای تلویزیون خب اونجا که مال از من بهترونه منو چه به تلویزیون البته بجز دیدنشم اونم نود و صد و بیست و جام جهانی میگم شش نقطه شصت و چند قسمتش منتشر شده خب چیه چرا چپ چپ نگاه میکنی من از قسمت سی و نمیدونم دوم بود سوم بود چند بود دیگه نشد دنبالت کنم به هر حال بگذریم دمت گرم رفیق که دست به هر کاری میزنی نامبر وانی شب خوش

  2. 2
    ناصر سرگران says:

    درود بر شما دوست گرامی. سپاس از زحمات ارزشمندتان. در سالهای اخیر همانطور که اشاره داشتید برنامه های مختلف با پرسشهای ناصحیح تصویر چندان مثبتی از افراد دارای معلولیت در جامعه ارائه نداده اند. چالشی که وجود دارد بعضا خود جامعه افراد معلول یا نابینا هم نمیداند چه مطالبی کمک کننده است یا نه. از اینرو پیشنهاد میکنم با یک کار کارشناسی شده پروتکلی تهیه شود که در یک برنامه صدا و سیما چه نکات و مسائلی بهتر است مطرح شود یا چه مواردی نباید پرسیده شود. این ممکن است بسته به نوع برنامه ها کار راحتی نباشد اما به هر حال میتوان یکسری کلیشه ها را در پروتکل آورد که دیگر مطرح نشوند. با سپاس مجدد

    • 2.1

      سلام بر جناب سرگران اتفاقا هدف اصلی هم از این مجموعه همین چرا که ما باید بشناسیم که چرا از نابینایان به برنامه های تلویزیونی دعوت میشه هدف از این گفت و گوها چیه و نابینایان باید با چه کیفیتی تو این برنامه ها حضور پیدا کنند در واقع حضور نابینایان در برنامه های تلویزیونی هم تهدید و هم فرصت حالا چرا تهدید و چرا فرصت رو اجازه بدید تو پستهای بعدی توضیح خواهیم داد.
      فقط بگم که توی این مجموعه پستی خیلی مهم که شما و همه نابینایان مطالب رو بخونید و نظر بدید تا یه فضای باز نقد و نظر تو کامنتهای پست شکل بگیره. در این صورت قطعا بحث به خوبی پیش خواهد رفت و میتونیم یه سری قواعد و اصول رفتاری رو تنظیم کنیم که خب مطالعش خیلی به خودمون کمک میکنه و از اون گذشته این مجموعه رو حتما در اختیار دست اندر کاران تلویزیون اعم از مدیر و تهیه کننده کارگردان و مجری قرار میدیم تا حتی اونها رو هم آشنا کنیم که اگر قرار از یک نابینا به یه برنامه تلویزیونی دعوت کنند با چه هدفی این کار رو انجام بدن و فضای برنامه رو تو چه مسیری پیش ببرند.
      ممنون و موفق باشید..

  3. 3
    ثنا says:

    سلام کاش اجازه بدن و درخواست بشه که بچه ها بتونن بدون دغدغه سانسور مشکلات شون رو بگن آخه چرا رسانه نمیذاره خیلی از حقیقتها بیان بشه و میخوان همش حرفایی زده بشه که یه وقت به مسولین بر نخوره
    موفق باشید و باشیم

  4. 4

    سلام اشکان جان. خوبی آیا؟ سازمان چطوره آیا؟
    راستش فعلا نظر خاصی ندارم. این پست و پست قبلی ات را خواندم و منتظر پست های تکمیلی ات هستم تا ببینم راهکارها و پیشنهاداتت چیه. در کل تجزیه تحلیل رو گذاشتم برای پست آخر. اما در کل یک نظر عام دارم و اینکه سازمان سیما و تلویزیون بخشی از مسائل و دردسرهای موجود در پیش راهمون است. تاثیر شبکه های مجازی با انبوه کلیپهایی که در آن منتشر می شود, رقیبی جدی و سرسخت برای تلویزیون محسوب شده به گونه ای که گاه مدیران سازمانی را مجبور به اتخاذ تصمیماتی بر خلاف روال عادی سازمان می کند. در هر صورت تریبون تلویزیون پر مخاطب است و استفاده موثر از این تریبون هنر و هوشمندی خود را می خواهد که پست های تو این آگاهی را بالا می برد.
    خوبِس نیمیخواستم نظر بدم. خخخ
    موفق و پر انگیزه باشی. یا علی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

fifty three + = sixty two