بایگانی نویسنده: حمیدرضا

درباره حمیدرضا

سلام. حمیدرضا هستم از تهران. متولد بیستم خرداد. بچه خوبی نباشم ولی بدم نیستم اینو راست میگم. یکی از فندق ترین و کوچکولو ترین اعضای محله. نیمه بینا هستم. یه پرسپولیسی شیش آتیشه. راه های ارتباطی با من: شماره تلفن همراه من:09109818192، ایمیل من:hamidreza@gmail.com


خوااااااااااهش میکنم موقع رانندگی خوابتون نره! وگرنه مثل من ممکنه بقیه نابینایان و نیمه بینایانمون رو هم به کشتن بدید…خخخخخخخخخخخ

خب به نظرم اگه اشتباه نکنم طبق معلول، نه ببخشید طبق مسئول نه طبق مجهول نه مسعود، محمود، مهدی! ای بابا گیر دادین ها. منظورم طبق رواله دیگه حالا شما اسمشو هرچی میذارید دیگه من بیخبرم ازش!!خخخخ آره داشتم عرض … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 7 دیدگاه

دلم گرفته!!! کاش بودید پیشم، دلم تنگتونه بدجور…

دوستان عزیز و نازنینم سلاااااام!!!! یه سلام از جنس بهشت و عطر یاس و طعم عسل به تک تک دوستای گلم که میدونم همه اینایی که گفتم دارید… یعنی همون جنس بهشت و عطر یاس و طعم عسل… شاید باورتون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 15 دیدگاه

داستان یک روز مدرسه،به صورت کاملا واقعی!

مادرم همیشه عادت داشت گاهی اوقات به همراه تغذیه من، برای همکلاسی های مدرسه مان هم خوراکی بفرستد تا هیچ وقت شرمنده ی آن ها نشود. بارها این کار تکرار شده بود. روز سه شنبه هم مثل همیشه مادرم به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 38 دیدگاه

نقد و بررسی شعر های مردم «یه توپ دارم قل قلیه»

حتما شما هم شعر معروف «یه توپ دارم قل قلیه» رو بلد هستید. کمتر بچه ایه که این شعر لوس و بی مزه رو تو بچگی، چند بار توی بغل عمه و خاله و دایی و عمو نخونده باشه و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , | 24 دیدگاه

ماجراهای مو از ماست!قسمت اول

به هیچ کس تا حالا نگفتم ولی به شما میگم؛من یکی از هنرام اینه که خیلی خوب بلدم مو رو از ماست بکشم بیرون. من دلم می خواد چندتا کلمه ی جدید تو فرهنگستان پارسی بچپونم که هیشکی تا حالا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در طنز | برچسب‌شده , , , , , | 11 دیدگاه

عمومی: بیایید آرامش را به زندگیمان بیفزاییم!قسمت دوم

سلام و درود بر شما دوستان گوشکنی خودم. بعد از تسلیت فوت پدر مرحوم پادشاه سایت گوشکن،می خوام قسمت دوم آرامش از کجا یا همون بیایید آرامش را به زندگیمان بیفزاییم شروع کنم. پس این شما و این هم پست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, روانشناسی | برچسب‌شده , , , | 3 دیدگاه

دقت کردین چقدر از کلمه های خارجی استفاده می کنیم؟

درود دوستان. امروز هم اومدم که سر یه چی با هم دیگه بحث کنیم. حالا موضوع چیه؟ اینه: دقت کردین هم اشیای بی جان هم جانداران از کلمات خارجی استفاده می کنن؟ باورتون نمیشه؟ هم از جاندار هم از بی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 14 دیدگاه

سفره ی 52 سین چیدم!هرکی خواست سین جدید اضافه کنه

به به سلام می بینم که جمعتون بدون من حسابی جمعه فقط یه حمید کم بود که اونم تازه رسید. خب چه خبر؟چه می کنید با کار و بار!وضعتون خوبه؟عیدتون مبارکه؟حسابی بخور بخور می کنید؟ خدا رو شکر شما که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در طنز | برچسب‌شده , , | 18 دیدگاه

امروز می خوایم تولد یه پاپ خون رو تو محله جشن بگیریم!مهدی احمدوند!

سلاااام.خوبید؟چه خبر؟رو به راه؟رو به رشت؟هه چی رو به راه؟عالی؟سرحال؟ انقد این سلام و احوال پرسی کشش می دم تا پاره بشه!خخخخخخ! خب دوستان!امروز هم خدمت رسیدم برای جشن تولد یه خواننده!یکی که فک کنم بشناسینش!مهدی احمدوند!مهدی احمدوند آهنگ یار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | 32 دیدگاه

یه سوال می پرسم!صادقانه جواب بدید لطفا!

با سلام و ادب و حالی و احوالی و بعدش بکشون قالی و بنداز زمین تا بزنیم فالی و با چایی و با قند و نباتی ز خراسون کمی پولکی عالی اصفون و کمی سوغات قم سوهون اعلا و دو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در طنز | 17 دیدگاه

عمومی آرامش را به زندگیمان بیفزاییم!

سلاااااام. حال؟احوال؟چه جوریاس؟روبه راه؟رو به رشت؟حسابی بخور بخور می کنین؟اگه می کنین به جای منم بخورین.خخخ! خدارو شکر.ایشالله همیشه این جوری باشه. یه سوال،می دونم که همه ی ما به خاطر بعضی از اتفاقای روزمره تو زندگیمون عصبانی می شیم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده | 8 دیدگاه

من بفهمم کی واژه امتحان ساخت نمی ذارم سر به تنش باشه!

سلاااااام!مجتبی، میثم، سعید، امیر، بابا مدیرای سایت قدرتشون بیشتره،منو نجات بدین!کمک!کمک!من نمی خوام امتحان بدم! خدایا!استرس شدیدی تموم وجودم رو گرفته تو خودش! من موندم این کلمه ی امتحانو کدوم آدم بوووووووووووقی ساخته که من این جوری باید به خاطرش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان | 35 دیدگاه

پنجمین پستم در محله!چند سوالی

سلامی چو بوی خوش آشنایی رفیقم کجایی دقیقا کجایی خوشتون اومد؟حال کردین؟این یه شعر ترکیبی بود.خودم ساختمش.خدارو شکر میگنم که امروز هم زنده موندم و تونستم یه پست توپ براتون بذارم.خب میریم سر پست.راستش چی بگم؟چه جوری بگم؟از چه کسی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , | 16 دیدگاه

چند تا جوک ساخته ی حمید به عشق هم سایتیهای بهتر از جونش

سلاااااام.خوبین؟ چه خبر؟همه وقتی امتحاناشون تموم می شه پست می ذارن من تازه ب ی بسم الله هستم ولی پشت سر هم دارم پست می دم. اگه گفتید چرا زمین و زمان رو بهتون هدیه میدم.خب معلومه چون:ا-عاشقتونم.2-میخوام تلافی اون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در طنز | برچسب‌شده , , | 20 دیدگاه

درد دل حمید با هم سایتیای عشقش!!!بخون روشن شی!

سلاااااااااااااااااااام و درووووووووووووووووووووود به همتون. باز هم اومدم برای پست میخوام باهاتون حرف بزنم دلم می خواد تا آخر بیاین.یه پست کوتاهه.می دونید چیه احساس می کنم همه با من لجن(البته به جز شما)همه منو حرص میدم(بهجز شما)همه ی دوستای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | 36 دیدگاه

اولین پستم چند تا سوال جالب!نخونی ضرر کردی

سلام.حالتون چه جوره؟خیلی خوش حالم.چون یک ساله توی این سرزمین نابینایانم ولی یک بار هم پست نذاشتم و این اولین پست منه.اگر اشتباهی تو نوشتنم اتفاق افتاد منو ببخشید.چون پست اولمه و انگشتامم حسابی می لرزن.دیگه بیش از این مقدمه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 57 دیدگاه

اولین پست من

سلام و درود خدمت آقای خادمی و آقای حسینی و همه ی دوستان گوشکنی خوب خودم.خدا رو هزار بار شکر من حمیدرضا فلاح نژاد برای اولین بارم در روز بیست و هشتم مرداد نود و پنج توانستم بلاخره یک پست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 23 دیدگاه