یادداشت: نقدی بر زودرنجی معلولین و آسیب های اجتماعی ناشی از آن

نویسنده: شهروز حسینی

منبع: هفتمین شماره ی ماهنامه ی نسل مانا

یکی از چالش های همیشگی جامعۀ معلولین با رسانه ها، نوع پرداختن آنها به معلولیت و مسائل مربوط به معلولین است و احتمالاً تا همیشه هم این چالش وجود داشته باشد. حضور معلولین در برنامه های تلویزیونی و نوع برخورد عوامل این برنامه ها با آنها، استفاده از کاراکتر معلول در فیلم ها و سریال ها و پرداخت اغراق آمیز به توانمندی های آنها و یا منجر شدن عاقبت کار شخصیت منفی داستان به معلولیت و… از جمله مواردی هستند که جامعۀ معلولین به آنها نقد داشته اند و رسانه ها نیز از سوی دیگر با وجود این نقد ها، تغییر رویۀ چندانی در عملکرد خود نداده اند تا این کشمکش همچنان ادامه داشته باشد. اما آنچه  که در مورد واکنش های معلولین نسبت به پرداختن رسانه ها به معلولیت مورد بحث است، این است که ما به عنوان یک معلول در مورد این مسائل تا کجا می توانیم پیش برویم! آیا نگاه ریزبینانه نسبت به این موضوع از سوی معلولین منطقیست؟ آیا صدا و سیما، سینما، نمایش خانگی و یا هر رسانۀ دیگری در مورد سایر اقشار و مسائل جامعه عملکرد اصولی داشته اند و فقط مانده ایم ما معلولین؟

این روز ها با فراگیر شدن فضای مجازی بین مردم، هر اتفاقی در رسانه در مورد معلولین رخ دهد که قابل نقد و بحث باشد، به سرعت در جامعۀ معلولین نشر پیدا می کند و در مقابل واکنش های متفاوتی را هم از طرف معلولین به همراه دارد. اما چیزی که دارد به یک موضوع نگران کننده تبدیل می شود، واکنش های افراطی برخی از معلولین در مورد برخی اتفاقات در رسانه است. اگر ما به دنبال نگاه واقع بینانه و منطقی جامعه نسبت به معلولیت خود هستیم، اگر خود را افرادی توانمند همچون سایر مردم می دانیم، اگر به دنبال حقوق برابر با عموم جامعه برای خود هستیم، لازم است که این نگاه برابر را از درون خود شروع کنیم. باید خودمان را بخشی از مردم بدانیم که مثل آنها نقاط ضعف و قوتی داریم و ممکن است گاهی رسانه به این نقاط ضعف و قوت ما با نگاه متفاوتی بپردازد. برای مثال، یکی از مهم ترین نقد هایی که اخیراً از سوی معلولین به رسانه وارد شده، نوع شوخی هایی است که با معلولیت معلولین در برنامه ها یا فیلم ها و سریال ها می شود. شاید اگر کمی بیشتر خودمان را بخشی از جامعه بدانیم، کمتر از این شوخی ها آزرده شویم. همان طور که ممکن است در یک فیلم، سوژۀ طنز آن فیلم، اعتیاد، چاقی یا میزان قد و قامت یک کاراکتر آن باشد، ممکن است معلولیت هم یک سوژه برای طنازی در آن اثر شود. حتی ممکن است خود معلولین هم در این مسیر همکاری لازم با سازندۀ آن اثر را داشته باشند؛ کما این که اخیراً دیدیم که در برنامۀ عصر جدید، یک فرد کوتاه قامت معلولیت خود را به موضوع استند آپ کمدی خود تبدیل کرد و حتی مورد اقبال مردم هم واقع گردید.

آنچه که باید به آن توجه داشته باشیم، فاصله ایست که این زودرنجی افراطی بین معلولین و جامعه ایجاد خواهد کرد. ما هیچ  وقت شاهد اعتراض فعالان اجتماعی در مورد شوخی با اعتیاد یا اختلالات روانی و امثال اینها نبوده ایم و در مقابل هر روز شاهد انتشار بیانیه در مورد توهین رسانه به معلولیت از طرف فعالان این حوزه هستیم؛ به طوری که حتی یک برنامه اگر در نیمه شب در یک شبکۀ استانی هم به معلولیت بپردازد و در آن به معلولی گفته شود بالای چشمش ابروست، در کمتر از یک ساعت موج گسترده ای علیه آن برنامه در فضای مجازی ایجاد خواهد شد. از طرف دیگر به واقع ما معلولین در مقابل این حجم از اعتراضاتی که داشته ایم، در مقابل اتفاقات مثبت چه واکنشی نشان داده ایم؟ در این که عملکرد رسانه در مورد معلولیت به شدت دارای ایرادات اساسیست، شکی نیست و می شود ساعت ها در موردش گفت و کتاب ها نوشت؛ اما همین رسانه ها با همۀ نقاط ضعفشان، یا از دستشان در رفته یا آگاهانه، اتفاقات مثبتی را هم رقم زده اند. در مقابل انبوه اعتراضاتمان، چقدر واکنش قدرشناسانه در مقابل این اتفاقات مثبت داشته ایم؟ چند بیانیه جهت تقدیر از فلان برنامه یا فلان فیلم و سریال که نگاه درستی به معلولیت داشته، از طرف معلولین منتشر شده؟

اینکه ما به عنوان یک اقلیت در جامعه، به دنبال معرفی درست خود به جامعه باشیم، اینکه به دنبال ارتقای فرهنگ عمومی جامعه نسبت به معلولیت باشیم، کاملاً منطقی و درست است؛ اما باید نوع عملکردمان در این راستا را هم کمی به اصول و منطق نزدیکتر کنیم. نگاه طلبکارانه از جامعه و زودرنجی افراطی که در خیلی از معلولین وجود دارد، می تواند در آینده منجر به معکوس شدن نتیجۀ اقداماتمان نسبت به اهدافی شود که در نظر داریم. در این صورت طولی نخواهد کشید که دیگر مردم در مواجهه با یک معلول دچار استرس شوند که چه کنیم به او بر نخورد؛ زمانی خواهد رسید که رسانه قید معلولین را بزند و حقوق قانونی ما هم در مورد پرداختن رسانه به معلولین پایمال شود و در این جنگلی که پر است از قوانینی که هستند ولی الزامی برای اجرایشان نیست، سرگردان شویم و هر روز بیشتر در تنهایی و انحصار دنیای کوچکمان غرق شویم.

در پایان به فعالان اجتماعی در حوزۀ معلولین و کسانی که دارای پایگاه اجتماعی بین معلولین هستند، توصیه می شود که اگر دلسوز معلولین هستید، ابتدا از درون خودمان شروع کنید: سعی کنید ظرفیت ها را در جامعۀ معلولین کمی بالاتر ببرید و نگاه منطقی تری به معلولیت و ضعف جسمانی ای که داریم داشته باشید. اگر این پذیرش بیشتر شود، اگر بپذیریم که دیگران هم مثل ما ضعف هایی به اشکال دیگر دارند و هیچ کس کامل نیست، شاید کمی از این زودرنجی ها کاسته شود و نگاه واقع بینانه تری به جامعه داشته باشیم. آن وقت است که می توانیم قبول کنیم که کسی از سر خصومت به ما توهین نمی کند و اگر هم اتفاقی رخ می دهد، از روی ناآگاهیست که باید با روی خوش و ادبیاتی سنجیده این آگاهی را به جامعه داد. از طرفی هم باید خود را از جامعه بدانیم و بپذیریم که بخشی از مردم هستیم و ممکن است مثل تمام اقشار جامعه، گاهی با ما و معلولیت مان هم شوخی کنند و این صرفاً اگر به قاعده باشد، به هیچ وجه توهین به ما نیست.

امیدواریم روزی برسد که حقوق معلولین به درستی رعایت شود و در مقابل، معلولین هم برای دستیابی به اهداف و حقوق به حق خود، طوری عمل کنند که منجر به آسیب اجتماعی علیه معلولیت نشود.

به امید آن روز!

درباره شهروز حسینی

سلام دوستان. من شهروز حسینی، متولد 21 فروردین 1368 در تهران هستم و از همون بدو تولد دیدم که نمیبینم. تحصیلاتم رو تا پیش دانشگاهی در مدرسه ی شهید محبی گذروندم و پیش دانشگاهی رو تلفیقی خوندم. فارغ التحصیل رشته ی فلسفه ی غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هستم. صنایع دستی معرق کاری و سفالگری و قالیبافی رو تا حدود زیادی یاد گرفتم. پیانو هم میزنم. سال نود یکی از پایه گذاران کانون نابینایان حس اول در فرهنگسرای معرفت در تهران بودم که به دلیل عدم حمایت لازم از طرف شهرداری منحل شد. اول بهمن نود و پنج، با یکی از همنوعان و هم محله ایهای خودمون، یعنی پریسیما ازدواج کردم. یه پرسپولیسی 2 آتیشه هستم و غذای مورد علاقه ی من هم فسنجونه. کسایی هم که میخوان از طریق اسکایپ با من در تماس باشن آیدی من اینه. hosseinishahrooz25 ایمیلم هم هست: hosseinishahrooz@gmail.com امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم. مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
این نوشته در اجتماعی, مقاله ها ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

21 Responses to یادداشت: نقدی بر زودرنجی معلولین و آسیب های اجتماعی ناشی از آن

  1. 1
    نازنین says:

    سلام. با کلیت محتوای این نوشته موافقم. مشکل اینجاست که حساس شدنها رو اتفاقا تحصیل کرده ها و افراد آگاه یه جورایی گرا میدند.
    یه وقتایی خودمون نمک به زخم خودمون میپاشیم.
    چه در مورد معلولیت و چه در مورد مشکلات و مسائل دیگه همین که تو فلان صفحه تو فضای مجازی یه متن رنگ و لعاب دار بیاد فوری چندتا لایک میاد زیرش. میخوام بگم طرز تفکر افراد به طور افراطی تغییر کرده.
    مربوط به همین جامعه نابینایی خودمون کلی مصداق میتونم بیارم. حساس شدنها رو چیزایی که اهمیت چندانی نداره و همینا جای دغدغه های اصلی رو به نوعی یا گرفت یا هم ردیفش شد.
    اتفاقا نمونه هایی رو تو همین گوش کنِ خودمون دیدم و بعید نیست در آینده هم دیده بشه.
    خب متأسفانه چیزیه که تو دراز مدت داریم نتیجشو میبینیم.

    • 1.1

      سلام. من مشکلی با این که ما دنبال حقوق خودمون باشیم ندارم. اما بعضی مسائل دیگه حقوق ما نیست. بلکه روال عادی جامعه هست که ما نمیتونیم بپذیریمشون. بارها شده توی خانواده های خودمون هم حتی توی جمعها و مهمونی های خانوادگی مثلاً طرز راه رفتن فرد خاصی رو تقلید کردیم و خندیدیم یا کسی که همه میشناسیمش و ویژگی خاصی داره رو دربارش حرف زدیم و خندیدیم. ولی هیچ کدوممون احساس نکردیم که کارمون اشتباهه. ولی تا میبینیم یه فیلم یا یه برنامه همچین کاری کرده هممون جبهه می گیریم. متأسفانه گاهاً این سختگیری ما باعث تأمین خوراک برخی افراد و رسانه ها میشن که دنبال هر بهانه ای هستن تا یه گیر سیاسی به ما بدن. من از هیچ جریان سیاسی دفاع نمی کنم. ولی مثلاً آیا گذاشتن لایو اینستاگرامی با کسی که مشخصه دنبال کوچکترین موقعیت برای نقد رسانه های داخلی هست و بزرگ کردن یه شوخی که به صورت بداهه هم اتفاق افتاده و مشکل خاصی هم واقعاً نداشت به جز این که بهانه دست افرادی بدیم تا به هر شکلی از آب گلآلود ماهی بگیرن خروجی دیگه ای می تونه داشته باشه؟ هرچند که همون برنامه که در موردش این موج راه افتاد خیلی زود اون قسمت رو حذف کرد و بیانیه داد و عذرخواهی کرد. ولی واقعاً فکر نمی کنید که ما معلولین کم کم داریم تبدیل به ابزاری میشیم که ازمون برای کوبیدن بعضیها و بعضی نهادها و رسانه ها استفاده ی ابزاری کنن و متأسفانه مقصرش هم خودمون هستیم؟
      ممنون از حضورت. موفق باشی.

  2. 2

    سلام. کاملاً موافقم مخصوصاً با این جمله: آیا صدا و سیما، سینما، نمایش خانگی و یا هر رسانۀ دیگری در مورد سایر اقشار و مسائل جامعه عملکرد اصولی داشته اند و فقط مانده ایم ما معلولین؟ و من چند نکته اضافه میکنم ۱ فراموش نکنیم قبل از این که صدا و سیما مقصر باشه خوده ما یا همنوعان ما در برنامه دروغ یا حرف اشتباه میزنیم مثلاً همین برنامه عید کسی که دروغ گفت همنو خودمون بود البته من این را هم قبول دارم صدا و سیما باید بیشتر تحقیق میکرد بعضی ها هم میگن پشته صحنه یک چیز دیگه بوده من از پشته صحنه اطلاعی ندارم یا طرف در برنامه تلویزیون میاد حاضر میشه میگه به من پول کمک کنید یک نفر دیگه با روزنامه مصاحبه میکنه بازی مشهوری نام میبره میگه من نوشتم یا یک برنامه دیگه یک نفر دیگه با همسرش که بینا هست میاد همسرش میگه تمام وزایف زندگی برعهده منه و مردم بی مسئولیتی او را به همه نابینایان نسبت میدن پس خوده نابینایان هستند فرهنگ نا درست را ترویج میکنند. ۲ اگر ما که همیشه میگیم نابینایان یا در کل معلولین هیچ تفاوتی ندارن پس صدا و سیما ای که اکثر برنامه هاش رفتار غلط یا حرف دروغ داره برای مثال در یکی از برنامه ها طرف خوردن پماد را توصیه میکرد! خخخ و هزاران برنامه دیگه که اطلاعات غلط میدن آب از آب هم تکون نمیخوره و کلا فراموش میشه بدون هیچ عذرخواهی. نمیشه توقع این که همیشه در باره ی معلولین اطلاعات درست بدند یا اگر دروغ ای چه عمدی و چه قر عمدی گفتند عذرخواهی کنند از صدا و سیما داشته باشیم و اگر هم به تک تک برنامه های صدا و سیما بخوایم واکنش نشون بدیم خودمون میگیم ما خاست هستیم در باره ی ما صحبت نکنید ناراحت میشیم.

    • 2.1

      به امید روزی که اشتباه یک نفر را به همه نسبت ندهند.

      • 2.1.1

        سلام. نکته ی جالب اینه که حتی وقتی خود معلولین حضور نادرستی در رسانه ها دارن، به جای نقد خود طرف سریع به اون رسانه حمله می کنیم. درسته که مثلاً عصر جدید باید دقت بیشتری میکرد. ولی آیا این احساس مسئولیت در بین خود ما هست که اگر پامون به چنین جاهایی باز شد فرصت رو غنیمت بدونیم و کمی هم شده مفید باشیم؟ این همه حاشیه برای عصر جدید ایجاد شد. ولی حتی کوچکترین اتفاقی در مورد اون خانم نیفتاد. الآن کدوم انجمن یا کدوم تشکل یا کدوم کمپین در مورد این دروغ اون خانم و مادرش اقدام حقوقی کرده؟ چه برخوردی با ایشون شد که دیگه کسی به خودش اجازه نده چنین رفتاری داشته باشه؟ اما متأسفانه مثلاً در پایان یک بازی فوتبال، مجری اون برنامه که همنوع ما هست از سر هیجان جمله ای میگه که چندان هم درست نیست. ولی واکنشی که همین آقایون انجمن نشین به این جمله نشون دادن، به حدی بود که انگار طرف آدم کشته. در حالی که باید هممون خوشحال باشیم که یه همنوع ما تونسته انقدر توانمند ظاهر بشه که بتونه مجری یه برنامه ی تلویزیونی فوتبال باشه اون هم فینال باشگاههای اروپا که همه یک سال منتظر دیدنش هستن. با لطف دوستان همنوع موفقمون از طرف صدا و سیما نقره داغ شد. ولی امثال اون خانم که راحت دروغ گفت و کلی آدم رو امیدوار کرد و بعد آب سرد روشون ریخته شد دارن نون و ماستشون رو می خورن و آقایون انجمننشین ککشون هم نگزید.
        ممنون از حضورت. پیروز باشی.

        • manchester says:

          شهروز بهتر هست یه جوری برخورد نکنی که انگاری اون دختر خانم خائن نابینا خودش و با دل خودش تمایل داشته و احسان علیخانی هم گفته عشقم بیا تو برنامه. احسان علیخانی پرونده سیاهش هم تو عصر کثیف و هم ماه سیاه بر اکثر واقع بینها واضح و مبرهن هست. اون اصلاً دنبال چنین سوژه هایی میره برای اینکه خودنمایی کنه و بگه منم هستم وگرنه چه نیازی بود تو این برنامه که موضعش مشخص هست یه چنین انسانی دعوت بشه؟
          بعدش هم حمایتهای کثیف همین آقا بود که باعث شد به زعم شما این خانم شیر و کیکش رو بخوره و کسی هم بهش کاری نداشته باشه. اون تقصیر رو از گردن دختر برداشت و با سیاست کاملاً کثیفی روی گردن مادر بی‌سواد انداخت و مردم رو گمراه کرد. اون گفت مادر دختر بی‌سواد بوده و این رو گفته و این در حالی بود که خود دختر هم بارها حرف مادر بی‌سواد رو تأیید کرد.
          بیشتر از این نمیتونم باز کنم قصه رو.
          ولی این داستان سرایی ها در مورد نابینا سالهاست که برقرار هست و یه سناریو از پیش طرح ریزی شدست. برای اینکه آقایون مسؤولیتهای خودشون یادشون بره و کاری بکنن که مردم هم فکر کنن مسؤولیت آقایون در همین سطح خلاصه میشه.
          دقیقاً مثل پروژه سوینا که اونقدر نحوه تشکیلش بچه گانه بود و سناریو اونقدر ضعیف که بی‌سوادی مثل من رو هم به شک انداخت. یکی اومد و یه پستی زد و گفت کنار صدا و سیما تو پاساژ داشتم نوشیدنی میخوردم که اِل شد و بِل شد و تش شد پروژه شکست خورده سوینا.
          یا سناریو مسخره وزیر ارتباطات سابق جناب جهرمی که اومد تو رسانه ها گفت دیدید همه نامه ها رو میخونم. یه امیرحسینی به خط بریل برام نامه نوشت و من خودم اون رو دعوت کردم و برام نامه رو خوند. دیدم مهندسی برای خودش به همین خاطر گذاشتم مشاور خودم تا همه چیز برای نابینای بیچاره دسترسپذیر بشه. جناب جهرمی رفت دریغ از دسترسپذیر شدن یه برنامه در حضور امیرحسین.
          ما به این بازیها و نتایجش عادت کردیم جناب حسینی.
          به همین خاطر یاد گرفتم به اندازه توانم فعالیت کنم و به زندگی شادم ادامه بدم. بقیش رو به بالایی بسپرم.
          موفقتر از پیش باشی

          • سلام. همه ی اینهایی که گفتی درست. من هیچ مخالفتی با مطالبه گری ندارم. اصلاً ما باید چنین فعالیت هایی داشته باشیم که بتونیم در نهایت به حقمون برسیم. ولی هر چیزی یه اصولی داره. مهمترینش اینه که بفهمیم در مقابل کدوم موضوع واکنش نشون بدیم و در مقابل کدوم موضوع بی تفاوت باشیم. حتی اگر قراره واکنشی هم نشون بدیم به قاعده رفتار کنیم. همین ماجرای عصر جدید رو در نظر بگیریم، دوستانی در تماسهاشون با عوامل این برنامه ادعا کردن که نابینایانی بودن که بعد از شنیدن دروغ بودن این خبر خودکشی کردن. خداییش چقدر این ادعا خنده دار بود؟ هم خنده دار و هم تأسفبار. چون به هر حال خدا به آدم عقل و درایت داده. فرض بگیریم که علیخانی سعی کرد موضوع رو بندازه گردن مادر اون خانم. ما که همه دیدیم ایشون خودش بارها تو برنامه این ادعای دروغ رو مطرح کرد. علیخانی شاید بتونه توجیه کنه. ولی نمیتونه چیزی که پخش شده و همه دیدن رو عوض کنه. ما چرا باور کردیم که مقصر مادر ایشونه و من مدیر انجمن هیچ ادعایی در مورد همنوعانم که با امیدی من رو انتخاب کردن و گذاشتن پشت اون میز در قبال این خانم به صورت قانونی نداشتم. مگه ادعا نکردید که دوستانتون خودکشی کردن. پس چرا به دنبال حقوق دوست از دست رفتتون نبودید که دیگه چنین اتفاقی نیفته؟
            در کل موضوع این پست عصر جدید نیست. بلکه اصل موضوع بی جنبه بازی دوستان در قبال شوخی هایی هست که گاهاً با معلولین میشه. ما باید کمی ظرفیتمون بیشتر باشه. نه این که تا یه نفر تو یه فیلم یا برنامه به شوخی خودشو یه کم کج کرد سریع بریم بیفتیم به جونش و کاری کنیم که خودش که هیچ، هفت نسل بعد از خودش هم جرأت نکنن سمت یه معلول برن و اگر هم تو خیابون یکیشون رو دیدن در کل مسیرشون رو عوض کنن که یه وقت سایشون به طرف نخوره.
            ممنون از لطفت. پیروز باشی.

  3. 3
    میلاد کابی says:

    سلام. ی چیزی که برام خیلی جالب بود، کم بودن کامنت های این پستِ.
    میرسیم به این که میگن حرف حساب جواب نداره.
    حالا همون پستی که در مورد عصر جدید بود که اتفاقا خودتون هم نوشته بودینش، نزدیک به 90 تا کامنت خورده بود.
    چرا، فقط برای اینکه بگیم احسان علیخوانی و برنامش اینجورین اونجورین.
    ی اتفاقی افتاد که نباید می افتاد. هیچ دفاعی هم من ازش نمیکنم. ولی دیدین چقدر نابینا ها زنگ میزدن به این ور و اون ور که ی جوری دنبال این باشن که آقا این اشتباه کرده نمیدونم از این چیزا. ولی شده تا الان زنگ بزنیم رسانه بگیم فلان اتفاق هم خوب بوده ها. ی تشکری بکنیم ازشون.
    متاسفانه، ما فقط توی چنین اتفاقاتی مشارکت میکنیم. من به شخصه هیچ کامنتی هیچ جا منتشر نکردم از خودم در مورد اون اتفاق.
    اما خوشحال شدم از اینکه ی برنامه برامون رفتن و کنداکتور رو برامون یک ساعتم که شده خالی کردن تا این مسئله برطرف بشه.
    اما همچنان ی عده بر این نظر بودن که نه اینا خیلی ببخشید معذرت میخوام این جمله رو بکار میبرم. اینا فقط خواستن ماله کشی کنن.
    یعنی من هنوزم نمیدونم اونا باید چه کاری انجام میدادن، در صورتی که میتونستن خیلی راااحت از این مسئله رد بشن. مثل خیلی مسائلی که نادیده گرفته شد.
    تو رسانه کم برنامه هایی نبودن که از ما صحبت کردن و چقدر هم مثبت بوده. مثلا همین خندوانه که از گروه سوینا دعوت به عمل اورد و در خندوانه چقدر از ما حرف زده شد؟
    الان ی عده میان میگن نه رامبد جوان اینجوریه اونجوریه. من اصلا کاری به این ندارم. اصلا رامبد جوان اونجوری هم باشه برا خودشه الان موضوع بحث ما چیز دیگه ایه.
    یا مثلا برنامه ای مثل روشنا. که داره از رادیو فارس پخش میشه. اینا چقدر خوبن،
    یا اصلا چرا روشنا. همین شش نقطه ی خودمون. الان چند ساله داره پخش میشه؟ شده ما ی بار زنگ بزنیم به روابط عمومی صداوسیما از این برنامه بگیم و تشکر کنیم ازشون؟
    ولی در عوض، به خاطر ی دروغ، چندین نفر هی به بیمارستان خدادوست زنگ میزدن که نمیدونم چی رو ثابت کنن. اتفاقا یکیشم دوست خودم بود.
    نمیگم کارشون بد بوده نه. ولی همونطور که اتفاقات منفی رو اینقدر پیگیری میکنیم، خوبه که اتفاقات خوب و مثبت رو هم نادیده نگیریم.
    به هر حال شرمندم کامنتم طولانی شد. ممنونم از پست شما

    • 3.1

      سلام. من مخالف پیگیریهای این چنینی نیستم. ولی نه در هر موردی. اخیراً در مورد برنامه ی جوکر یه حاشیه ایجاد شد که یکی از شرکت کننده ها ادای معلولین رو درآورده و به گفته ی دوستان به معلولین بی احترامی شده. این برنامه یه برنامه ی تفریحیه و خیلی اتفاقات توش به صورت بداهه انجام میشه چون یه مسابقه هست. توی چنین فضاهایی هر اتفاقی ممکنه بیفته. ممکنه کسی ادای یه معتاد رو دربیاره. ممکنه ادای یه معلول رو دربیاره یا ممکنه ادای یه قومیت خاص رو دربیاره. اما مطمئن باشید هیچ گروهی اندازه ی معلولین در این موارد حساس نیستن و دیدیم که سریعاً بیانیه ها و لایو های اینستاگرامی با فعالان اجتماعی این طرف و اون طرف آبی شروع شد. حالا یا این وسط به دوستان بر خورده بود یا فرصت پیش اومد تا یه بار دیگه به علیخانی حمله بشه. من مدافع این شخص نیستم و اتفاقاً به عملکرد چند سال اخیرش نقد جدی دارم. ولی حرفم اینه که دیگه توی گیر دادن به یه نفر شورش رو درنیاریم که طرف بالاخره یه روز به جوش بیاد و هممون رو بشوره بذاره کنار.
      ممنون از مشارکت شما. من هم منتظر دیدگاه دوستان صاحب نظرمون همچنان هستم. پیروز باشید.

  4. 4

    سلام مجدد من فکر میکردم قضیه عصر جدید هست. ظاهراً دوستانه به اصطلاح فعال اجتماعی دیگه دارن شورشو در میارن. چند روز پیش داخل تلگرام متلب ای دیدم در باره ی جوکر نوشته شده بود من فکر کردم متنش قدیمی هست. راستی این را هم بگم من جوکر یا عصر جدید را اصلاً نگاه نمی کنم ولی دوستان با کلماتی که در این متلب به کار برده بودن ماننده: (جامعه آسیب پذیر) بیشتر کاره قره اجتماعی کرده بودند تا کاره اجتماعی اگر خصومتی با علی خوانی دارن بهتره با نشون دادن این که معلولین آسیب پذیر اند خصومت شون را برطرف نکنند چون با این کارشون تاثیر منفی بیشتری از یک شوخی در برنامه علی خوانی می گذارن اینطور کارها باعث میشه که یک نفر تا بخواد صحبت کنه مجبور باشه با هزار سلام و صلوات حرفش را بگه که یک وقت به فرد معلول بر نخوره ماننده کاری که برای عصر جدید کردن به دروغ گفتن چند نفر بعد از دیدن عصر جدید خودکشی کردند همینطور که شما اشاره کردید هم چین شوخی ها ای در اینجور برنامه ها هست ماننده ویدیو ای که چند وقت پیش در اینستاگرام وایرال شده بود که یک کره ای فیلمی نگاه میکرد که از همین فیلمهای تنز نمایش خانگی بود اسمش هم فکر کنم شب آهنگی بود که با طرز تلفظ کره ای ها شوخی می کرد خوده همون کره ای انقدر با اون فیلم خندید اگر کسی با اینطور برنامه ها ناراحت بشه این نشانه ی آسیب پذیری معلولین نیست بلکه نشانه ی بی جنبه بودن اون فرد هست. راستی پاسخی که در جواب کامنت بالا ای ام دادید کاملن لایک میکنم. مرسی از مطالب ارزشمندتان.

    • 4.1

      دقیقاً حرف من هم همینه. شوخی با هر شخص و قشری ممکنه انجام بشه. توی همین جوکر یکی از شرکت کننده ها با یکی از خواننده های مشهور شوخی کرده و اداش رو درآورده. خود اون خواننده توی اینستاگرام براش پست گذاشته و حسابی از این موضوع استقبال کرده و اصلاً واکنش بدی نشون نداده. ولی متأسفانه یه شوخی ساده با معلولین خیلی زود تبدیل به موجی میشه که تا طرف رو به زانو درنیاره فروکش نمیکنه. واقعیت هم اینه که حتی در این مواقع هم طرف مقابل با ترحم با ما رفتار میکنه. مثلاً همین عذرخواهی برنامه ی جوکر از معلولین به نظر من از سر ترحم بود و اگر قشر دیگه ای این اعتراض رو مطرح میکرد هیچ واکنشی نشون نمیداد.

  5. 5

    سلام.
    دیگه باید یه کاری باشه که این انجمن های اکثراً بی بخار معلولین انجام بدن؟
    در دنیای واقعی که نمیتونن یه سنگ رو هم بردارن از اینور ببرن اونور بذارن.
    اینجا تو دنیای مجازی جولان میدن و میخوان بگن ما هم هستین.
    بیانیه زدن هم که بسیار کم هزینه هست و هم با کلاس.
    به جای ایجاد اشتغال، دسترسپذیری، پیگیری مسایل قانونی و حقوقی، ایجاد امکانات تفریحی و آموزشی، چسبیدن به این کار های نسبتاً بی نتیجه.
    حرف هم که متأسفانه کنتور نمی اندازه.
    به امید بهبود واقعی شرایط زندگی معلولین در ایران توسط انجمن های واقعاً کارا.

    • 5.1

      سلام. جالب اینه که دوستان ما اخیراً خیلی با دین و ایمان هم شدن. طوری در مورد اون صحبت دوستمون توی اون بازی فوتبال واکنش نشون دادن که من احساس کردم اعضای یه جریان مذهبی دارن این موج رو راه میندازن تا مدیران انجمن های نابینایان. جالبه که همین دوستان اگر در موردشون کنکاش بشه ممکنه کلی تخلفات مالی و اداری توی انجمنشون انجام داده باشن که من حتی خودم در جریان یکی دوتاش هستم ولی اینجا جای مطرح کردنش نیست.
      ممنون از حضورت. موفق باشی.

  6. 6
    ابوذر سمیعی says:

    شهروز عزیز سلام.
    این موضوع که همه ما به عنوان شهروندانی با تنوع جسمی باید تاب و تحمل بیشتری داشته باشیم و ظرفیت خودمون رو بالا ببریم کاملا صحیح هست اما این بدان معنی نیست که باید در برابر تمسخر ساکت بایستیم! اتفاقا این همون چیزیه که از سوی جامعه غیرمعلول داره به ما تحمیل میشه. میگه من تو رو مسخره میکنم، اما تو باید ظرفیتت رو ببری بالا تا من بیشتر تو رو بازی بدم. شهروز عزیز و همه کسانی که فکر میکنید در برنامه جوکر اتفاق خاصی نیفتاده، لطفا به تبعات این برنامه فکر کنید. در 30 ثانیه از این برنامه، راه رفتن یک معلول حرکتی مسخره میشه، من به عنوان یک دانش‌آموز 10 12 ساله، که دارای معلولیت حرکتی هستم و همونطور راه میرم، فردا که میرم مدرسه، توسط هم کلاسیها و هممدرسه‌ای هام مورد تمسخر قرار میگیرم. در راه برگشت، تو محله 4 تا بچه منو میبینن و یاد جوکر میفتن و شروع میکنن به مسخره کردن من و دهها صحنه مشابه. همون 30 ثانیه ناقابل زندگی من و همه کسانی که معلولیت حرکتی دارند رو تحت تاثیر قرار میده و به باد میده. همون 30 ثانیه منو خانه نشین میکنه و دوستان منو تبدیل به دشمنانم میکنه. همون 30 ثانیه من رو از زندگی ساقط میکنه بدون اینکه کسی متوجه بشه این موضوع از کجا آب خورده. این همه افراد دارای معلولیت که خانه نشین شدن شاهدی بر این مدعا هستن.
    متاسفانه رسانه ملی در حوزه معلولیت، همیشه دست به ترحم و تمسخر زده. کار چندان مثبتی هم انجام نداده که شایسته تجلیل باشه. در خصوص برنامه 6 نقطه هم که شاید تنها برنامه حوزه معلولان هست بهتره حرفی نزنم. پس دقیقا ما از چه چیز رسانه باید شاکر باشیم و یا چرا نباید نسبت به اتفاقات اینچنینی حساسیت داشته باشیم؟
    رسانه فقط جایی به سراغ معلولیت اومده که به نفعش بوده و نه نفع جامعه. درباره برنامه خندوانه و دعوت از سوینا هم که برخی دوستان اون رو خیلی اثرگذار و مثبت میدونن باید بگم همون یه جمله جناب خان درباره نابینایان که در این برنامه گفت، حجت رو بر همه تمام کرد. درباره نیت گردانندگان سوینا هم هنوز ما تلاش میکنیم مثبت اندیش باشیم.
    جناب حسینی و همه دوستانی که معتقدید باید از رسانه ملی بابت اثرات مثبتش در حوزه معلولیت تشکر کنیم: لطفا یک نمونه از این اثرات مثبت رو نشون بدید تا ما نیز شکر نعمت کنیم. صدا و سیما با مالیاتی که ما میپردازیم و درآمدهای نفتی داره کار میکنه، وظیفه داره در خصوص معلولان، مثل سایر شهروندان برنامه بسازه. ما که نباید برای انجام ندادن وظیفش و یا نادرست انجام دادن اون سکوت کنیم.
    من معتقدم ما میتونیم جایی که اشتباه صورت گرفته تبعات چندانی نداشته باشه، صعه صدر داشته باشیم و بیشتر مدارا کنیم اما همه این موضوعاتی که اشاره کردید بسیار پرحاشیه و با تبعات فراوان بود و سکوت هرگز جایز نیست.
    این قصه سر دراز دارد. پیشنهاد میدم یه گفتگو در این خصوص ترتیب بدید.
    ارادتمند

    • 6.1

      سلام. من اصلاً وکیل مدافع صدا و سیما و هیچ کس دیگه ای نیستم. من فقط میگم اگر هم قراره اتفاقی بیفته از راهش باشه. اولاً که با سی ثانیه اجرای بداهه در یک برنامه ی تفریحی هیچ بچه ای تو خیابون معلولی رو مسخره نمیکنه. خیلی باید به خودمون و به تربیت خانوادگیمون شک داشته باشیم که همچین تصوری در مورد بچه هامون داشته باشیم. اگر هم این اتفاق بیفته بیشتر دلیلش اینه که آموزش و پرورش در این راه کمکاری کرده نه این که با سی ثانیه برنامه ی تلویزیونی کل فرهنگ مملکت به باد بره. ضمن این که الآن مثلاً اگر فیلم چشم و گوش بسته رو یه بچه ی ده ساله ببینه دیگه فکر کنم از نظر شما فرهنگ ما با خاک یکسان شده. توصیه میکنم این فیلم رو ببینید و اون رو با اون بخش جوکر مقایسه کنید. اعتراف میکنم با دیدن این فیلم کلی خندیدم و تفریح کردم و هیچ مشکلی هم پیش نیومد. بعد از اون فیلم هم هیچ نابینا و ناشنوایی تو خیابون مسخره نشد و بعد از جوکر هم مطمئن باشید این اتفاق نیفتاده. اما حتی اگر حرف شما درست باشه، حتی اگر اعتراضی هم داریم، باید از راهش مطرح کنیم. آیا دوستان معترض به روابط عمومی این برنامه بازخورد دادن و نتیجه نگرفتن؟ آیا توی صفحه ی این برنامه توی فیلیمو کامنتی گذاشتن و نقدشون رو مطرح کردن. متأسفانه این اتفاقات نیفتاد و همون اول کار رفتن سراغ آخرین راه و توی فضای مجازی و توی لایو های اینستاگرامی با فعالین اجتماعی اون طرف آبی مطرحش کردن که هر چیزی رو عادت دارن سیاسی کنن. در مورد شش نقطه هم من جوابی به شما نمیدم. چرا که مطمئنم کسی داره شش نقطه رو نقد میکنه که از دویست و چهل و خورده ای این برنامه حتی 10 برنامه رو هم گوش نکرده. پس نقدش به دور از عدالت و منطق هست. وگرنه میتونستم همینجا حد اقل ده مورد از اتفاقات مثبت که توی شش نقطه افتاده و شما حتی زحمت گوش دادن بهشون رو هم ندادین رو براتون فهرست کنم.
      در کل بهتره هیچ وقت تاوان کمکاری همه کس رو از یک نفر یا یک سازمان نگیریم. ما اگر در سایر سازمانها و سایر قسمت های مملکتمون به درستی باهامون رفتار میشد و مونده بود یه رسانه اون وقت شاید میشد خیلی چیزها رو گردنشون انداخت. درسته که رسانه خودش باید فرهنگسازی کنه. ولی به هر حال باید گاهی هم خودمون رو قضاوت کنیم و ببینیم ما در واکنش به شرایط جامعه چه کردیم و چه باید میکردیم که نکردیم.
      ممنون از حضورت. پیروز باشی.

  7. 7
    ابوذر سمیعی says:

    شهروز جان؛
    اول اینکه راه‌های اعتراض مثل راه‌های رسیدن به خدا، به اندازه همه انسانهاست. کی گفته راه درستش اینه که شما می‌فرمایید و راه غلطش اینه که بری تو فضای مجازی بگی؟
    این ور آب و اونور آب هم عبارتیه که سیاسیون ساختن. در موضوعات انسانی مرز وجود نداره. کی گفته کسانی که خارج از کشور هستن باید یا نباید در موضوعاتی صحبت بکنن! خود این حرف سیاسیه برادر.
    شهروز عزیز، اگر این موضوع رسانه‌ای نمیشد و اعتراضات انقدر بالا نمیگرفت، مطمئن باش دست اندر کاران امر تره ای برای اعتراضات خورد نمیکردن. فکر کردی این دوستان انقدر فهمیده هستن که با 2 تا اعتراض کاری انجام میدادن. آزموده را آزمودن خطاست.
    من چشم و گوش بسته رو ندیدم، اما تفاوت شوخی و تمسخر رو میفهمم. در تمسخر، تحقیر نهفته اما در شوخی خیر. در تمسخر نگاه از بالا به پایین هست اما در شوخی برابری. من چشم و گوش بسته رو ندیدم اما به نظر میرسه شما با همه نابینایان و ناشنوایان مصاحبه کردید.
    شهروز جان، فرهنگ ما متشکل شده از همین 30 ثانیه ها، همان کاستی های آموزش و پرورش، همان ناتوانی های بهزیستی، همان سیاستهای نادرست درخصوص معلولان و الی آخر. ما به همه اینها سر جاش اعتراض کرده و میکنیم. حال شما بفرمایید چرا باید جوکر رو مستثنی میکردیم؟
    در خصوص برنامه شش نقطه حرف دارم و اگر دوست داشتید گفتگو میکنیم. اما همین قدر خدمتتون بگم که برنامه تخصصی حوزه معلولیت که توسط خود افراد دارای معلولیت ساخته میشه نباید هیچ سوتی‌ای درباره معلولیت داشته باشه. نباید خودش به ترویج کلیشه های معلولیت دست بزنه. به این امر نقض غرض گفته میشه. امیدوارم صحبتم منطقی باشه!
    برادر شهروز، من اهل جدل نیستم. حاضرم در یک گفتگوی سازنده که منتج به امر مثبتی بشه ساعتها شرکت کنم و حرف بزنم و اطلاعات تبادل کنیم. این نوع بگو مگو به دردی نمیخوره. کنفرانسی فراهم کنید صحبت کنیم.
    ارادتمند

    • 7.1
      manchester says:

      درود بر ابوذر عزیز،
      میدونی مشکل برخی از نابینایانی که تا دیروز منصبی نداشتن ولی امروز مثلاً به پست و مقامی رسیدن و خودشون رو صاحب رسانه که بحث امروز ماست میدونن چیه؟
      مشکل اینِ که تا دیروز همین افراد که امروز فرضاً تو یه رسانه فعالیت میکردن، نظرشون در مورد مقامات یه چیزه دیگه بود ولی امروز چون براشون دون پاشیدن و مثلاً از طرف بالایی ها آدم به حساب اومدن نظرشون به کلی در مورد سیاست‌گذاران حوزه معلولیت به خصوص تغییر کرده. آدمی که خودش رو صاحب رسانه امروز می‌دونه، از ترس نگرفتن برنامه ازش، دست به هر کاری میزنه. حتی حاضر میشه سیاست‌های غلط اونا رو اجرا کنه.
      البته تا حدودی هم حق داره. طرف زن و بچه داره و اگر نکنه از کجا بخوره. ولی چه خوب می‌شد اگر انسانیت رو فدای نون زن و بچه نمی‌کردیم. یا چه خوب می‌شد اگر وقتی عرضه کار درست تو رسانه رو نداریم، وارد رسانه نشیم.
      من به بودن کارشناسان واقعی همچون شما به خودم می‌بالم. چون همیشه صحبتها کارشناسی شده و بدون ترس از قطع شدن نونت بوده.
      آخه از کدوم برنامه و برنامه سازی صحبت می‌کنند. برنامه ای که تو یه شبکه رادیویی پخش میشه اونم تو ساعت نادرست، مخاطبش رو از کجا میاره؟
      الان کسی تلویزیون هم نمیبینه چه برسه و رادیو و تازه اونم گوش دادن به برنامه در خصوص معلولین.
      مشکل عزیزان این هست که نمیخوان واقعبین باشن.
      یکی نیست به این برنامه سازهای حوزه معلولین بگه بابا این برنامه ها جهت فرهنگ‌سازی جامعه هست و مردم به ظاهر بینا باید بشنون که نمیشنون و بهتر حرفم رو این شکلی اصلاح کنم که درصد قلیلی میشنون.
      وگرنه خود نابینا که از دردهاش با خبر هست.
      در این خصوص حرف زیاد هست ولی حوصله کم.
      چون دیگه همه از این حاشیه ها و حقایق خستن.
      اونقدر خسته که دیگه نمیخوان تشخیص بدن کدوم حاشیه و کدوم حقیقت هست.
      مرسی

      • 7.1.1

        در پاسخ به: manchester.

        سلام. همینطور که در کامنت قبلیم گفتم برنامه های صدا و سیما را دنبال نمی کنم. این را گفتم چون به طرفداری از صدا و سیما محکومم نکنید. میدونید مشکل شما چیه؟ از این کامنت شما برداشت کردم که: مشکل اینه که شما دوست دارید همیشه ساز مخالف بزنید و همه چیز و همه کس را تخریب کنید. البته به این ویژگی شما احترام میزارم. شاید هم زود قضاوت میکنم.

        من اصلاً عوامل برنامه شش نقطه را نمی شناسم پس طرفداری از شش نقطه منتفی ی و فقط شنونده هستم. آن هم نه در رادیو بلکه در کانال تلگرام. ساعت پخش شش نقطه ۹ شب جمعه ها هست. به نظر نمی یاد خیلی زمان پرتی باشه. چند وقت پیش هم در گروه ی شش نقطه چند نفر که آزمون استخدامی داده بودن و به مشکل بر خورده بودن مشکلشون را گفتن و در برنامه به این موضوع پرداخته شد. یا همون ماجرای عصر جدید که شما گفتید علی رغم میل خانوم سبی با اجبار علی خانی خانوم سبی دروغ گفتن. شاید هم علی خانی چوب روی سرشون گذاشته و گفته بیا دروغ بگو. خیلی ها به مجری همین برنامه شش نقطه گفتند تو چرا پیگیری نمیکنی تا اینجا همه چیز درست من هم از ایشون به عنوانه فعال رسانه ای آن هم ویژه ی معلولان انتظار پیگیری داشتم. اما ماجرا از اونجایی شروع میشه که بعد از ۵۵ دقیقه برنامه برخی ها بودن که دست به قلم شدن و شروع کردن به تخریب برنامه ی شش نقطه که مجریه برنامه یک سناریو نوشته و اجرا شده که در تلوزیون دیده بشه. خوب اگر ایشون یا هر کس دیگه بخواد پیگیری بکنه تخریبگران میگن این میخواد دیده بشه و اگر هم بی تفاوت باشه میگن این از این که نونش قت بشه میترسه. البته من باز هم میگم که علی خانی در اون برنامه ی ۵۵ دقیقه ای با مقصر کردن مادره اون خانوم میخواست همه چیز جمع بشه که از صدا و سیما بیشتر از این انتظار نمیره.

        من این ها را نگفتم که بخام از کسی دفاع کنم چون انسانه زنده نیاز به وکیل نداره. این ها را گفتم که اسمه تخریب را نقد نزارن و همه را بکوبً. البته انسانهای تخریب گر به این کار علاقه دارن دوست دارن از همه طلب داشته باشن و به همه تهمت بزنن. امیدوارم شما از این دست انسانها نباشید چون بس کردن باهاشون آب در هاون کوبید انه.

        موفق باشید.

  8. 8
    میلاد کابی says:

    سلام. به نظرم این خیلی زشته که وقتی چیزی پیدا نمیکنیم بگیم، زود میگیم چون طرف خودش تو رسانه هست داره اینجوری حرف میزنه که این بشه اون بشه. همه چیز رو وقتی از بیرون گود میبینیم میشه همین دیگه. من کسی هستم که هیچ حضوری تو رسانه نه داشتم نه دارم. ولی با حرف آقای حسینی موافقم. پس چون منم تو رسانه هستم دیگه الان باید نونخور دولت باشم و مجبور باشم اینجوری حرف بزنم دیگه. من نمیدونم این چه دلیلیه مردم فوری میارن. در کامنت های بالا چقدر ی کلیپ سی ثانیه ای میتونست بد باشه. الان هزار و یک جور با بقیه هم شوخی میکنن. پس تا ما بریم تو خیابون مسخرشون کنیم. نمیدونم. ی چیزی رو این وسط درک نمیکنم

  9. 9
    میلاد کابی says:

    به هر حال من نظرم اینه دیگه چنین پست هایی زده نشه کلا. یکی کلا مخالف رسانه هست، یکی هم تا حدودی موافق. تا فردا هم بشینیم بنویسیم نمیتونیم هم دیگه رو قانع کنیم. حتی اگه کنفرانس هم تشکیل داده بشه. به نظرم فقط وقت خودمون رو تلف میکنیم. وقتی نمیخوایم قانع بشیم دیگه چه حرفی چه پستی چه کنفرانسی چه کامنتی. بیخیال کلا

دیدگاهتان را بنویسید