بایگانی نویسنده: مهشید

درباره مهشید

در نوزدهمین روز از اولین ماه بهار سال 1380 کتاب زندگی ام آغاز شد. من  نابینای مطلق هستم و اکنون، در هجدهمین برگ از دفتر عمرم، روزها را با جوهر امید به روزها و اتفاقات خوب خط خطی میکنم! من در رشته ی علوم انسانی درس خوانده ام و به ادبیات فارسی علاقه ی بسیار دارم شعر مینویسم و موسیقی نیز کار میکنم. ...  در شعر مقامهایی نیز به لطف خداوند  در شهر و استانمان به دست آورده ام  در شهر کوچک ما ، تنها نابینایی که تا دوره ی دبیرستان درس خوانده و کنکور را پشت سر گذاشته، من هستم. عمده ترین دلیلم برای ثبت نام در گوش کن، آشنایی با نابینایان و زندگی همراه با امکانات نابینایی ست. از مدیران محله ی با صفای گوش کن برای این محله ی زیبا و دوست داشتنی و مفید یک دنیا سپاس گزارم و امیدوارم این فرصت به من نیز برای ارتباط با نابینایان عزیز و گرفتن پاسخ سوالاتم داده شود. با سپاس.


تجسم یک رویای دوردست، قسمت چهارم

عطر مریم. لحظه هایم بارانی اند. حتی با حضورِ آفتابِ خندانِ صبح دم! نفس هایم طوفانی اند. حتی در زمانِ نوازشِ آرامترین نت های موسیقی شب که پروانه ی کوچک و خسته از پیله تنیدن را هم به عمیق ترین … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, پادکست, صحبت های خودمونی, صوتی | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تجسم یک رویای دوردست، قسمت سوم.

یک درد ناگزیر! همیشه از طعم نوشابه و دوغ های گازدار بدم می اومد. در کل از هر نوشیدنی ای که گاز داشت، فراری بودم. نه خودم دوستش داشتم، نه معده ام توان هضم و تحملش رو داشت. گاهی هم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 5 دیدگاه

تجسم یک رویای دوردست، قسمت دوم.

  اکنون،  پنجمین  شبِ   نبودنِ توست. دلِ فنجان های قهوه از آمدنت سرد می شود. تن خانه در آغوش نا آشنای سکوتی بی وقفه، وحشتی تلخ را تجربه میکند. من اما هنوز، سرسختانه  با مرور بودنهای شیرینت برای فنجان های … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در پادکست, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 8 دیدگاه

مرا بشنو، ماندگار ترین محبتِ بی پایان!

ذهنم اکنون خرمشهری ویران است که زیر بمب باران واژه ها ، جان می کَنَد، می میرد، خاکستر می شود و واژه ها هنوز می بارند! می ترسم. فریاد هایم را دودِ بی امان می بلعد. خدایا مرا می شنوی؟ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 8 دیدگاه

تجسم یک رویای دوردست، قسمت اول.

گوش کنِ عزیزم؟ تو برای من دنیایی لبریز از امید و زندگی هستی! پر از حس خوب دیدن یک رویای شیرین. به زیبایی خنده های بی وقفه و از ته دل! تو همونجایی هستی که من همیشه دوست داشتم باشم. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, پادکست, صحبت های خودمونی, صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 16 دیدگاه