بایگانی برچسب: s



ماهِ من، مهتاب. شماره 6.

پیشی. زمانی من یه گربه داشتم. یه گربه‌ی رنگی. چندتا رنگ رو با هم داشت و ترکیبش قشنگ بود. بهش می‌گفتم پیشی. نمی‌خواستم اسم روش بذارم. پیشی اتفاقی و به مرور اسمش شده بود. از بس که روی هوا اینطوری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 2 دیدگاه

ماجرای گنجشکک شیطون بلا و گربه تنبل باشی به اضافه قصه ما و بچه گنجشک کوچولو

توی یه ظهر تابستونی گنجشکک اشی مشی خسته و بی حوصله از دست گرما شده بود هرچی بالهاشو بهم میزد یا خودشو فوت فوت می کرد فایده نداشت, بازم گرمش بود, کلافه بود با خودش گفت نه این طور نمیشه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , | 10 دیدگاه

عمومی، حیوانات به هم چه می گویند؟

ماهنامه دانشمند نوشت: ما از قوقولی قوقو کردن خروس ها موقع سحر، قارقار کردن کلاغ ها هنگام عصر، جیرجیر کردن جیرجیرک ها در شب و واق واق کردن سگ ها در نیمه شب عصبانی می شویم و هزار جور ناسزا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله ها | برچسب‌شده , , , , , , , | 17 دیدگاه

یه داستان بسیار ترسناک دیگه.

سلام سلام دوستان خوبید؟ ببخشید میان خاطرات سفر دو پست دادم چه کنیم دیگه. این هم یه داستان ترس ناک دیگه که امیدوارم بترسید البته خودم زیاد نترسیدم خب این شما و این هم جنهای داستان ببینم باهاشون چی کار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 21 دیدگاه

گربه سانان در ابتدای تولد نمی بینند

سلام دوستان امیدوارم که خوب باشید خوب بریم سر گربه سانان اوّل یک خاطره از گربه‌ها براتون می گم لا به لای خاطره اطلاعات هم به دست می یارید من در طول زندگی ام گربه‌های زیادی را بزرگ کرده ام … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره | برچسب‌شده , , | 18 دیدگاه