بایگانی برچسب: s



تجسم یک رویای دوردست، قسمت سیزدهم.

از چه برایت بگویم کاغذِ لبریز از سطر های خالی خستگی؟ از چه برایت بنویسم دفترِ عزیزِ غریبه؟ از چه می خواهی بدانی قلمِ مهربانِ رنگ پریده! در ذهنم انگار جنگِ جهانیِ جملات آغاز شده است. جملاتی که نه نقطه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 2 دیدگاه

تجسم یک رویای دوردست، قسمت یازدهم.

صدای رویا ها را میشنوم از جایی در دوردست. از پشتِ همین دیوار، که شب بافته است. صدایم می زنند، گاهی نا امید و خسته، گاهی بلند و امیدوار! راهِ خلافِ رویا ها را پیش میگیرم تا صدا ها گم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تجسم یک رویای دوردست، قسمت دهم.

میان واژه ها گم شده ام.  خاطرم نیست قلم لرزان زمان رقصیدن کدام  جمله ها بر دفتر مرده است. یادم نمیآید طوفانِ ویرانگر در اواسطِ کدامین سطر، زمانِ نوشتن کدام صفحه به جانِ قلبِ تپنده ی  دفترم شبیخون زد. طوفانِ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه

ماهِ من، مهتاب. شماره 4.

پایان! بعد از ظهر پاییزی با تمام حال و هواش توی خیابون. شلوغی‌های معمول روز کاری هم نتونسته خمودی خاکستری هوا رو پاک کنه. پرستو مثل برق، انگار سایه‌ای گذرا، از بین آدم‌ها و ماشین‌ها و جریان زندگی رد میشه. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 3 دیدگاه

نباید چشمانم باز شوند نباید!

*** چشمانم را بستم. خودم را به دست باد سپردم. احساس سبکی میکردم! یک حس قشنگ داشت پایش را روی تک تک سلولهایم میگذاشت! از خود بیخود شده بودم. داشتم اطرافم را میدیدم! چه زیبا بود! فقط تو را کم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , , , | 14 دیدگاه

من و شب و رویا!

دو دقیقه مونده به نیمه شب شنبه. قطار زمان داره با همون حرکت1نواختش میره طرف نیمه شب. هی بابا زمان خسته نباشی! در بالکن و پنجره آشپزخونه بازه. از بیرون صداهای شبانه میاد داخل. از پارک رو به رو صدای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 19 دیدگاه

می گفت باورت میشه فعالیت هام همه زورین؟

خودمم باورم نمیشه. شاید در آینده هم نشه. دیشب خواب بودم. خواب دیدم مجتبی خادمی داره باهام حرف می زنه. ما دو تا مجتبی خادمی از یک جنس و یک شکل بودیم. اونم دقیقا قد خودم بود. صداشم کاملا شبیه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | 23 دیدگاه

سفر به شهر رویا ها بخش دوم

درود! درود به طرفدار های سرسخت پادکست! درود به طرفدار های سرسخت پادکست های شاد! درود به طرفدار های سرسخت پادکست های شاد موزیکال! و نهایتا؟ درود! درود به طرفدار های سرسخت پادکست های شاد و موزیکال یه آدم دیوونه! … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, بازی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, کتاب, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , | 53 دیدگاه

ترسناک ترین خواب من

سسسسسسسسسسللللللللللاااااااااامممممممممم خدمت دوستان گل گل گل گل گل خودم داشتم فکر میکردم برا دوستان گلم چه پستی بزارم ناگهان خوابی که چند سال پیش دیده بودم براتون بزارم واقعا خیلی برا من ترسناک بود خوب دوستان آماده هستید تا خواب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , , | 15 دیدگاه

دل من تنگ کسیست، کار مشترکی از: سپیده رنجبر و هومن لطفعلی

سلام خوبین؟ حال و احوال چطوره؟ چه خبرا؟ با یه کار متفاوت اومدم. خیلیهاتون آهنگ رویا رو میشناسین درسته؟ حالا یکم تغییر کرده و امیدوارم خوشتون بیاد. تقدیم به همه ی کسانی که دلتنگ هستند. دل من تنگ کسیست نظر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, موسیقی | برچسب‌شده , , , | 46 دیدگاه