دسته‌ها
سریال ایرانی

سریال از یاد رفته

سریال «از یاد رفته»، جدیدترین اثر برزو نیک نژاد، با فیلمنامه‌ای از نوید محمودی و مهدی اسدزاده و به تهیه‌کنندگی  مجتبی وحیدیه که به گفته اهل نظر با تکیه بر داستان رازآلود و هنر بازیگرانش به دنبال جذب مخاطبه. این مجموعه یکی از جدیدترین سریال‌های شبکه نمایش خانگیه که قسمت اولش در 23 تیرماه 1404 […]

دسته‌ها
مقاله

نبرد 20 ساله برای کودکان نابینا

راه زندگی همواره پر از چالش‌ها و دستاندازهای کوچک و بزرگیست که بدون گذشتن از آنها پیشروی امکانپذیر نیست. گاهی این چالش‌ها تاریکتر از نگاه، بالاتر از توان، و بزرگتر از زندگی به نظر می‌رسند. گاهی دلیلی، اتفاقی، حادثه‌ای، سبب می‌شود که پس از گذر از گذارهای توفانی، این مسیر سراسر ماجرا را با دیدی […]

دسته‌ها
مقاله

بزرگ شدن به‌عنوان تنها فرد بینا در یک خانواده نابینا چگونه است

در نوبت پیشین از والدینی صحبت کردیم که با وجود فقدان بینایی تمام تلاش خود را در جهت نور بخشیدن به کانون خانواده و تبدیل خانه به مکانی امن برای فرزندان به عمل آوردند. در این نوبت سفری کوتاه به نقطه متفاوت با این مقوله خواهیم داشت و به فرایند رشد و تکامل کودکانی متمرکز […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 47.

قصه کوکو، 40، 41 و پایان.   -تا کی می‌خوایی این مدلی خودت رو به خواب بزنی؟ خسته نشدی؟ اون پنجره لعنتی تعمیر می‌خواد و خودم بارها بهت گفتم که اون گیره شل عاقبت یه فاجعه دیگه درست می‌کنه. لازم هم نبود کسی بگه چون خودت بارها دیدی. پس واسه چی بلند نمیشی؟ واسه چی […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 46.

قصه کوکو، 39. اون روز شنبه بود. پاساژ و تمام شهر با وجود پرچم‌های سیاه و عکس‌های خیاط پیر روی در مغازه‌ها و دیوارها باز شده و زندگی با وجود موج غم منجمد جاری توی هوا و نشسته روی دل‌های مردم همچنان جریان داشت. تابلوی تعطیل پشت در بسته خونه زمان بدجوری به چشم میومد. […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 45.

قصه کوکو، 38. پاساژ شلوغ. پرچم‌های سیاه. رفت و آمدهای پریشون. چهره‌های غمگین. چشم‌های خیس. شهر در تکاپویی تلخ. فضای اندوه. عکس بزرگی از یک چهره آشنا و مهربون، با نگاهی آروم و لبخندی صمیمی در میان نواری مشکی… جو عزازده همه جا رو گرفته بود. درد انگار توی هوای منجمد موج می‌زد. تمام پاساژ، […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

و تو نیستی

این شب‌ها، این هفته‌ها، این لحظه‌ها! از کلاس برمی‌گردم. عصره. خستم. ماسک شجاعت و استحکام و تمام این موارد مسخره رو درست بعد از ورودم به چهاردیواری امنم و بسته شدن در ورودی پشت سرم کنار می‌زنم. سلام خودم! چطوری خودم؟ حالت خوبه؟ خودم سکوت می‌کنه. سکوتش انگار فحشم میده. زبون سکوتش رو بلدم. -به […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 44.

قصه کوکو، 37. بهمنماه آهسته می‌گذشت و سرما همچنان همه چیز رو در کنترل خودش نگه داشته بود، اما زندگی همچنان خیال باخت دادن نداشت و شهر زنده راهش رو هرچند خیلی سخت، اما موفق به جلو باز می‌کرد و پیش می‌رفت. مالک خونه زمان چند روزی توی بیمارستان موند و به محض اینکه تونست […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 43.

قصه کوکو، 36.   تا مدت‌ها بعد از اون شب منجمد قصه اتفاقی که واسه خفاش افتاد نقل شب‌های شلوغ خونه زمان بود. همه بدون استثنا حسابی از این ماجرا خوشحال بودن و محدودیتی هم در ابراز خوشحالیشون قائل نمی‌شدن. -دلم خنک شد. بدجوری دلم می‌خواست حق اون پشمالوی پرنده رو بذارم کف دستش ولی […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 42.

قصه کوکو، 35.   -اینهمه بهت گفتم بلند شو یه حرکتی کن گوش نکردی! چقدر زور زدم ملتفت بشی اون ترک‌ها خطرناکن! چقدر گفتم این سکون لعنتی رو تمومش کن بیا اون سوراخ‌های لعنتی رو بگیر! چقدر اصرارت کردم بلند شی پیشگیری کنی که این افتضاح درست نشه ولی نشنیدی! آخرش به جای اینکه پا […]

دسته‌ها
سریال ایرانی

سریال در انتهای شب

«در انتهای شب»، نام یکی دیگه از سریال‌هاییه که به منظور جلب رضایت خاطر شما عزیزان به لیست محصولات توضیح‌دار شده در محله نابینایان اضافه شده و به دوستداران این دسته از آثار ارائه میشه.   سریال در انتهای شب اثری در ژانر درام اجتماعی، به نویسندگی و کارگردانی آیدا پناهنده، با تهیه‌کنندگی محمد  یمینی، […]

دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 41.

قصه کوکو، 34. بهمنماه از قلب انجماد آهسته پیش می‌رفت و می‌گذشت. خونه زمان همچنان در تکاپوی آشنای همیشگیش با زمستون در جنگ بود و راهش رو به پیش باز می‌کرد. سخت بود ولی پیشروی هرچند کند و به شدت سخت، اما در جریان بود. توده گوشه سالن دیگه به هم نریخت و دردسر درست […]